تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 698 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 698 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 698 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۹۸ دیوان شمس مولانا

آن کس که ز تو نشان ندارد
گر خورشیدست آن ندارد

ما بر در و بام عشق حیران
آن بام که نردبان ندارد

دل چون چنگست و عشق زخمه
پس دل به چه دل فغان ندارد

امروز فغان عاشقان را
بشنو که تو را زیان ندارد

هر ذره پر از فغان و ناله‌ست
اما چه کند زبان ندارد

رقص است زبان ذره زیرا
جز رقص دگر بیان ندارد

هر سو نگران تست دل‌ها
وان سو که توی گمان ندارد

این عالم را کرانه‌ای هست
عشق من و تو کران ندارد

مانند خیال تو ندیدم
بوسه دهد و دهان ندارد

ماننده غمزه‌ات ندیدم
تیر اندازد کمان ندارد

دادی کمری که بر میان بند
طفل دل من میان ندارد

گفتی که به سوی ما روان شو
بی لطف تو جان روان ندارد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۹۸ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۹۸ مولانا، غزلی پر از حیرت و شگفتی از عظمت معشوق و بیان عمق نیاز عاشق به لطف او است. مولانا در این غزل، بر محوریت معشوق به عنوان منبع هویت و وجود، تأثیر شورانگیز عشق بر هستی، و ناتوانی زبان در بیان حقایق عشق تأکید می‌کند. او با اشاره به بی‌کرانگی عشق و جلوه‌های شگفت‌انگیز معشوق، به وابستگی کامل عاشق به لطف یار می‌پردازد.

معشوق، منبع هویت و وجود

مولانا غزل را با بیان بی‌اهمیتی هرچه غیر از معشوق آغاز می‌کند:

آن کس که ز تو نشان ندارد گر خورشیدست آن ندارد

«آن کس که از تو (معشوق) نشانی (هویت و اثری) ندارد،» «حتی اگر خورشید هم باشد، آن (نور و عظمت حقیقی) را ندارد.» این بیت به مطلق بودن منبعیت معشوق برای هویت و ارزش‌گذاری موجودات اشاره دارد؛ هر چیزی بدون اتصال به او بی‌ارزش است.

ما بر در و بام عشق حیران آن بام که نردبان ندارد

«ما بر در و بام عشق (در طلب وصال) حیران و سرگشته‌ایم،» «(چرا که) آن بام (وصال) نردبانی (راه و وسیله‌ی ظاهری) ندارد.» این بیت به بی‌واسطه بودن و غیرقابل دسترس بودن وصال معشوق از طریق راه‌های مادی و ظاهری اشاره دارد؛ راه رسیدن به آن تنها از طریق حیرت و عشق است.

شور عشق و زبان بی‌زبانی

مولانا به تأثیر شور عشق بر دل و هستی و ناتوانی زبان در بیان آن اشاره می‌کند:

دل چون چنگست و عشق زخمه پس دل به چه دل فغان ندارد

«دل (انسان) مانند چنگ (آلت موسیقی) است و عشق مانند زخمه (انگشت نوازنده)،» «پس (با چنین زخمه‌ای) دل به چه دلی (با چه بهانه‌ای) ناله و فغان نداشته باشد؟» این بیت به طبیعی بودن ناله و شور عاشق در برابر تأثیر عشق اشاره دارد.

امروز فغان عاشقان را بشنو که تو را زیان ندارد

«امروز ناله و فریاد (پرشور) عاشقان را بشنو،» «که (شنیدن آن) برای تو (ای معشوق یا ای مخاطب) هیچ زیانی ندارد (بلکه خیر و فایده است).» این بیت به دعوت به گوش دادن به شور و ناله‌ی عاشقان، زیرا این ناله‌ها برکتی پنهان دارند.

هر ذره پر از فغان و ناله‌ست اما چه کند زبان ندارد

«هر ذره‌ای (از عالم هستی) پر از ناله و فغان (از عشق) است،» «اما چه کند (که) زبانی (برای بیان این ناله) ندارد.» این بیت به فراگیری عشق در تمام هستی و ناتوانی ذرات در بیان آن با زبان کلامی.

رقص است زبان ذره زیرا جز رقص دگر بیان ندارد

«زبان (بیان) ذره (برای ابراز عشق) رقص است،» «زیرا جز رقص (و حرکت موزون در برابر عشق)، بیان دیگری ندارد.» این بیت به رقص ذرات عالم به عنوان زبان بی‌کلام آن‌ها برای ابراز عشق به معشوق.

بی‌کرانگی عشق و قدرت ماورایی معشوق

مولانا به بی‌کرانگی عشق و جلوه‌های شگفت‌انگیز معشوق اشاره می‌کند:

هر سو نگران تست دل‌ها وان سو که توی گمان ندارد

«دل‌ها در هر سو (و در هر لحظه) نگران و متوجه تو (معشوق) هستند،» «و آن سویی که تو هستی، (در آنجا) گمان و حدس (یا شک و تردید) وجود ندارد (تنها یقین و حضور است).» این بیت به یقین و مطلق بودن حضور معشوق و عدم وجود هرگونه شک و گمان در قلمرو او اشاره دارد.

این عالم را کرانه‌ای هست عشق من و تو کران ندارد

«این عالم (مادی و محسوس) را پایانی و کرانه‌ای هست،» «(اما) عشق من و تو (ای معشوق) هیچ کرانه‌ای ندارد (و بی‌انتهاست).» این بیت به نامحدود بودن و بی‌کرانگی عشق الهی در مقابل محدودیت‌های عالم مادی.

مانند خیال تو ندیدم بوسه دهد و دهان ندارد

«مانند خیال تو (معشوق) ندیده‌ام که،» «بوسه بدهد و (خودش) دهانی نداشته باشد.» این بیت به تجلیات ماورایی معشوق اشاره دارد که حتی در خیال عاشق نیز به گونه‌ای عمل می‌کند که مادی نیست اما تأثیرات مادی دارد.

ماننده غمزه‌ات ندیدم تیر اندازد کمان ندارد

«مانند ناز و غمزه‌ی (عشوه و دلبری) تو ندیده‌ام که،» «تیر (نگاه) بیندازد و (خودش) کمان (ظاهری) نداشته باشد.» این بیت نیز به نفوذ و تأثیر نگاه معشوق اشاره دارد که بدون نیاز به ابزار مادی (کمان)، دل‌ها را شکار می‌کند.

نهایت نیاز به لطف معشوق

مولانا به وابستگی مطلق عاشق به لطف معشوق اشاره می‌کند:

دادی کمری که بر میان بند طفل دل من میان ندارد

«(تو ای معشوق) کمری دادی (امر به بستن کمر بندگی کردی) که بر کمر ببندیم،» «(اما) طفل دل من (دل ناتوان و بی‌تجربه‌ی من) کمری (قوت و ثبات و اراده‌ای) ندارد که آن را ببندد.» این بیت به ناتوانی دل نارس و بی‌تجربه‌ی عاشق در انجام امر معشوق (بستن کمر بندگی) بدون لطف و یاری او.

گفتی که به سوی ما روان شو بی لطف تو جان روان ندارد

«(تو ای معشوق) گفتی که به سوی ما (به سوی خودت) روانه شو،» «(اما) بدون لطف و عنایت تو، جان (انسان) توان حرکت و روان شدن را ندارد.» این بیت به عدم توانایی عاشق در پیمودن راه سلوک بدون امداد و لطف معشوق اشاره دارد و با این بیت غزل را به پایان می‌برد.


نکات مهم

  • معشوق، منبع هویت: هر چه که از معشوق نشانه‌ای نداشته باشد، حتی اگر به ظاهر عظیم باشد، بی‌ارزش است.
  • وصال بی‌واسطه: راه رسیدن به بام عشق (وصال) از طریق نردبان‌های مادی نیست، بلکه با حیرت و عشق ممکن است.
  • شور و فغان عاشقانه: دل عاشق به واسطه‌ی عشق همواره در شور و ناله است و این ناله‌ها برکت دارند.
  • زبان رقص: تمامی ذرات عالم با رقص و حرکت، عشق خود را ابراز می‌کنند، چرا که زبان کلامی ندارند.
  • یقین در حضور معشوق: در قلمرو معشوق، جایی برای شک و گمان نیست، تنها حضور و یقین مطلق حکم‌فرماست.
  • بی‌کرانگی عشق: عشق الهی بی‌انتها و نامحدود است، برخلاف عالم مادی که کرانه دارد.
  • تجلیات ماورایی: معشوق به گونه‌ای تجلی می‌کند که بدون ابزارهای مادی (دهان، کمان) تأثیرات عمیقی (بوسه، تیر) بر جای می‌گذارد.
  • نیاز مطلق به لطف معشوق: عاشق در انجام فرامین و پیمودن راه سلوک، کاملاً وابسته به لطف و عنایت بی‌کران معشوق است.

این غزل با بیانی لطیف و تمثیلات دلنشین، عمق وابستگی عاشق به معشوق و عظمت بی‌حد و حصر آن را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: