تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 966 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 966 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 966 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۶۶ دیوان شمس مولانا

دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد
دل من از جنون نمی‌خسبد

مرغ و ماهی ز من شده خیره
کاین شب و روز چون نمی‌خسبد

پیش از این در عجب همی‌بودم
کآسمان نگون نمی‌خسبد

آسمان خود کنون ز من خیره است
که چرا این زبون نمی‌خسبد

عشق بر من فسون اعظم خواند
جان شنید آن فسون نمی‌خسبد

این یقینم شدست پیش از مرگ
کز بدن جان برون نمی‌خسبد

هین خمش کن به اصل راجع شو
دیده راجعون نمی‌خسبد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۶۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۶۶ مولانا، بیانی پرشور و دردآلود از بی‌خوابی و بی‌قراری عاشق در دریای جنون عشق الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر بی‌خوابی دیده و دل، که از شدت عشق و شور درونی است، به تأثیر این حال بر جهان بیرون و حتی آسمان اشاره می‌کند. او با بیان قدرت “فسون اعظم” عشق، به جاودانگی جان پس از مرگ می‌پردازد و در نهایت، عاشقان را به بازگشت به اصل و خاموشی دعوت می‌کند.

بی‌خوابی عاشق و تأثیر آن بر هستی

مولانا غزل را با بیان حال بی‌خوابی خود آغاز می‌کند:

دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد دل من از جنون نمی‌خسبد

«چشمانم از شدت بی‌خوابی و گریه، خونین شد، اما (از شدت شور و هیجان) خون نیز آرام نمی‌گیرد (و جاری است)،» «دل من نیز از شدت جنون (عشق شدید) آرام و قرار ندارد و نمی‌خوابد.» این بیت، بیانگر بی‌قراری شدید عاشق که هم جسم (دیده) و هم جان (دل) او را فرا گرفته است.

مرغ و ماهی ز من شده خیره کاین شب و روز چون نمی‌خسبد

«پرندگان و ماهیان (یعنی تمامی موجودات عالم) از (دیدن حال) من حیران و متعجب شده‌اند،» «که این (عاشق) چگونه شب و روز (بدون وقفه) نمی‌خوابد.» این بیت، تأکید بر شدت بی‌خوابی عاشق که حیرت موجودات عالم را برانگیخته است.

پیش از این در عجب همی‌بودم کآسمان نگون نمی‌خسبد

«پیش از این (پیش از آنکه خود به این حال دچار شوم) تعجب می‌کردم،» «که چرا آسمان (با وجود عظمتش) نگون‌سار (در حال چرخش و حرکت) نمی‌خوابد (و همیشه بیدار است).» این بیت، مقایسه بی‌خوابی آسمان با بی‌خوابی خود عاشق و درک چرایی بی‌قراری آسمان.

آسمان خود کنون ز من خیره است که چرا این زبون نمی‌خسبد

«اما اکنون خود آسمان از (دیدن حال) من حیران است،» «که چرا این موجود ناتوان و ضعیف (زبون) نمی‌خوابد (و چنین بی‌قرار است).» این بیت، تأکید بر شدت و عمق بی‌خوابی عاشق که حتی آسمان را نیز به حیرت واداشته است.

قدرت فسون عشق و جاودانگی جان

مولانا به قدرت متحول‌کننده‌ی عشق و حقیقت جاودانگی جان اشاره می‌کند:

عشق بر من فسون اعظم خواند جان شنید آن فسون نمی‌خسبد

«عشق بر من فسون اعظم (افسون بزرگ و قدرت‌بخش) را خواند (و دمید)،» «(و) جان من آن افسون را شنید و (از آن پس) آرام و قرار ندارد و نمی‌خوابد.» این بیت، بیانگر تأثیر شگرف و متحول‌کننده‌ی “افسون اعظم” عشق که جان را بیدار و بی‌قرار می‌کند.

این یقینم شدست پیش از مرگ کز بدن جان برون نمی‌خسبد

«این (حقیقت) پیش از مرگ (و با این حال عاشقی) برای من یقین شد (و به آن ایمان آوردم)،» «که جان (حقیقی) هرگز پس از بیرون آمدن از بدن نمی‌خوابد (و همیشه زنده و بیدار است).» این بیت، تأکید بر جاودانگی و بقای جان پس از جدایی از بدن در مسیر عشق.

هین خمش کن به اصل راجع شو دیده راجعون نمی‌خسبد

«هان! ساکت شو (خاموشی گزین) و به اصل (منشأ و حقیقت وجود) خود بازگرد،» «(زیرا) دیده‌ای که “راجعون” (بازگشت‌کننده به سوی حق) است، آرام نمی‌گیرد و نمی‌خوابد (تا به اصل خود برسد).» این بیت، دعوت به سکوت و بازگشت به اصل خویش و تأکید بر بی‌قراری دیده‌ای که مسیر بازگشت به سوی حق را آغاز کرده است.

نکات مهم

  • بی‌قراری و جنون عشق: دل و دیده عاشق از شدت عشق و شور درونی، بی‌قرار و بی‌خواب‌اند.
  • تأثیر عشق بر هستی: شدت بی‌خوابی عاشق به حدی است که حتی مرغ و ماهی و آسمان را نیز به حیرت وامی‌دارد.
  • افسون اعظم عشق: عشق با افسونی بزرگ، جان عاشق را بیدار و بی‌قرار می‌کند.
  • جاودانگی جان: در مسیر عشق، برای عاشق یقین حاصل می‌شود که جان پس از مرگ فانی نمی‌شود و همیشه بیدار و زنده است.
  • بازگشت به اصل: دعوت به سکوت و بازگشت به منشأ و حقیقت وجود.
  • بی‌قراری “دیده راجعون”: چشمی که مسیر بازگشت به سوی حق را آغاز کرده، تا رسیدن به مقصد، آرام و قرار ندارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۶۶ مولانا، تصویری زنده و عمیق از حال و هوای عاشقی است که در دریای جنون عشق الهی غرق شده است. مولانا با بیانی ساده اما پرمغز، بی‌خوابی چشم و دل خود را از شدت “جنون” عشق توصیف می‌کند و این بی‌قراری را چنان گسترده می‌داند که حتی موجودات عالم و خود آسمان را نیز به حیرت وامی‌دارد. او با اشاره به “فسون اعظم” عشق که بر جان او خوانده شده، این بی‌خوابی و بی‌قراری را نتیجه‌ی بیداری جان می‌داند.

نقطه‌ی اوج غزل در یقین یافتن عاشق به جاودانگی جان پیش از مرگ است؛ حقیقتی که از تجربه‌ی عشق بر او آشکار شده. در بیت پایانی، مولانا با دعوت به “خاموشی” و “بازگشت به اصل”، بر این نکته تأکید می‌کند که دیده‌ای که “راجعون” (بازگشت‌کننده به سوی حق) باشد، تا رسیدن به مقصد حقیقی خود آرام و قرار نخواهد داشت. این غزل پیامی از قدرت متحول‌کننده‌ی عشق، جاودانگی روح، و لزوم بازگشت به اصل خویش برای رسیدن به آرامش حقیقی (که در این مسیر، خود نوعی بی‌خوابی است) را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: