تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 769 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 769 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 769 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۶۹ دیوان شمس مولانا

چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد
نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد

ز چپ و ز راست بنگر به قطارهای بی‌مر
پی روز همچو سایه به طریق آسمان شد

نه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدی
دل تو چرا نداند به خوشی به لامکان شد

همه روز لعب کردی غم خانه خود نخوردی
سوی خانه باید اکنون دژم و کشان کشان شد

تو بخند خنده اولی که روان شوی به مولی
کرمش روا ندارد به کریم بدگمان شد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۶۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۶۹ مولانا، غزلی کوتاه و پر از دعوت به حرکت و بی‌قراری در راه وصال حق است. مولانا در این غزل، به لزوم ترک توقف و پیوستن به کاروان عاشقان، یادآوری مبدأ الهی انسان، و عواقب غفلت از مقصد حقیقی اشاره می‌کند. او با بیانی تندوتیز و در عین حال امیدبخش، به لزوم شادمانی در بازگشت به سوی معشوق و اعتماد به کرم بی‌نهایت او می‌پردازد.

لزوم حرکت و پیوستن به کاروان

مولانا غزل را با سؤالی از سر توبیخ و تشویق به حرکت آغاز می‌کند:

چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد نگرد شتر به اشتر که بیا که ساربان شد

«این چه توقفی (مکث و درنگ) است؟ از این پس تمام کاروان (عاشقان و سالکان) به راه افتاد،» «شتر (وجود) دنبال شتر دیگر (در کاروان) نمی‌گردد (تا منتظرش بماند)، بلکه (همه می‌دانند) که ساربان (راهبر الهی) آمده است (و باید حرکت کرد).» این بیت، دعوت به ترک درنگ و پیوستن به قافله‌ی سالکان است. ساربان (رهبر روحانی) آمده و دیگر وقت توقف و انتظار نیست.

ز چپ و ز راست بنگر به قطارهای بی‌مر پی روز همچو سایه به طریق آسمان شد

«از چپ و راست (به هر سو) بنگر، به قافله‌های بی‌شمار (بی‌مر) (سالکان)،» «که به دنبال روشنایی روز (حق و حقیقت)، مانند سایه (بی‌قرار و پیوسته) به طریق آسمان (عالم ملکوت) روان شده‌اند.» این بیت، توصیف سیل عظیم سالکان و عاشقان که بی‌شمار و پیوسته، به سوی عالم ملکوت و حقیقت در حرکت‌اند، و این دعوت را به تأکید بیشتر می‌رساند.

یادآوری مبدأ و مقصد حقیقی

مولانا به مبدأ الهی انسان و مقصد نهایی او اشاره می‌کند:

نه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدی دل تو چرا نداند به خوشی به لامکان شد

«آیا نه اینکه تو (ای انسان) از لامکان (عالم بی‌مکان، عالم غیب و الوهیت) آمدی و همه چیز (وجود و کمالات) را از آنجا کسب کردی؟» «پس دل تو چرا نمی‌فهمد که باید با خوشی به سوی لامکان (وطن اصلی خود) بازگردد؟» این بیت، یادآوری مبدأ و منشأ الهی انسان و توبیخ دل برای عدم درک لزوم بازگشت شادمانه به وطن حقیقی (لامکان).

عواقب غفلت و ضرورت بازگشت

مولانا به پیامدهای غفلت از مسیر اصلی و لزوم بازگشت اشاره می‌کند:

همه روز لعب کردی غم خانه خود نخوردی سوی خانه باید اکنون دژم و کشان کشان شد

«تمام روز را به بازی و سرگرمی (لعب) گذراندی و غم خانه‌ی (وطن حقیقی و مقصد) خود را نخوردی،» «(حالا) باید به سوی خانه (با غمگین (دژم) و کشان کشان (با اکراه و سختی) بازگردی.» این بیت، بیان پیامدهای غفلت و سرگرمی به دنیا که منجر به بازگشتی دشوار و با حسرت به سوی مقصد اصلی می‌شود.

شادمانی در بازگشت و اعتماد به کرم یار

مولانا غزل را با دعوتی به شادمانی و اطمینان به لطف یار به پایان می‌برد:

تو بخند خنده اولی که روان شوی به مولی کرمش روا ندارد به کریم بدگمان شد

«تو بخند، که خنده شادمانه (اولی) آن است که (هنگام) روان شدن به سوی مولا (خداوند/معشوق) باشد،» «کرم (بخشش و لطف) او (مولا) روا نمی‌دارد که به کریمی (بخشنده‌ای) بدگمان شوی.» این بیت، دعوت به شادمانی در لحظه‌ی بازگشت به سوی خدا و تأکید بر کرم بی‌نهایت الهی؛ نباید به کرم او بدگمان بود، زیرا او بخشنده و مهربان است.


نکات مهم

  • لزوم حرکت و عدم توقف: زمان درنگ و مکث گذشته و باید به سرعت به کاروان سالکان پیوست.
  • قافله‌ی بی‌شمار سالکان: تعداد بسیار زیادی از عاشقان و پویندگان راه حق در حرکت‌اند.
  • یادآوری مبدأ و مقصد: انسان از عالم لاهوت آمده و باید با شادمانی به وطن اصلی خود (لامکان) بازگردد.
  • عواقب غفلت: سرگرمی به دنیا و غفلت از مقصد حقیقی، بازگشتی دشوار و با حسرت را در پی دارد.
  • شادمانی در بازگشت: در لحظه‌ی بازگشت به سوی خداوند، باید شادمان بود.
  • اعتماد به کرم الهی: کرم و لطف خداوند آنقدر بی‌نهایت است که هیچ جایی برای بدگمانی باقی نمی‌گذارد.

این غزل با بیانی پویا و تأکیدی، به لزوم حرکت در مسیر سلوک، یادآوری مبدأ و معاد انسان، و دعوت به شادمانی و اعتماد به کرم الهی در این مسیر می‌پردازد. مولانا در این ابیات، عاشق را از غفلت برحذر می‌دارد و او را به سوی وصال بی‌توقف با معشوق رهنمون می‌سازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: