تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 474 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 474 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 474 دیوان شمس مولانا

ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات

خیال تو چو درآید به سینه عاشق
درون خانه تن پر شود چراغ حیات

دود به پیش خیالت خیال‌های دگر
چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات

به گرد سنبل تو جان‌ها چو مور و ملخ
که تا ز خرمن لطفت برند جمله زکات

به مرده‌ای نگری صد هزار زنده شود
خنک کسی که از آن یک نظر بیافت برات

زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت
به خانه خانه دوند از گریزخانه مات

کدام صبح که عشقت پیاله‌ای آرد
ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات

فرودود ز فلک مه به بوی این باده
بگویدم که مرا نیز گویمش هیهات

طرب که از تو نباشد بیات می‌گردد
بیار جام که جان آمدم ز عشق بیات

به پیش دیده من باش تا تو را بینم
که سیر می‌نشود دیده من از آیات

ندانم از سرمستیست شمس تبریزی
که بر لبت زده‌ام بوسه‌ها و یا بر پات

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 474 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 474 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است که به تأثیر شگرف و حیات‌بخش عشق و جمال معشوق بر تمام موجودات، اعم از انسان و عالم هستی، می‌پردازد. مولانا در این غزل با بیانی پرشور و با استفاده از تمثیل‌های نور، حیات، کیمیا و شطرنج، به این نکته اشاره می‌کند که در پرتو عشق الهی، هر زشتی به زیبایی و هر نقصانی به کمال تبدیل می‌شود و همه چیز در برابر عظمت او مدهوش و متحیر است.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بیانی وجدآمیز، به تأثیر عشق و جمال معشوق بر عالم و آدم اشاره می‌کند. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات

شرح: مولانا می‌گوید از عشق روی تو (جمال معشوق)، دل پسران و دختران (تمام انسان‌ها) روشن و نورانی شده است. ای معشوق، بیا که به واسطه‌ی تو، بدی‌های آنان به خوبی‌ها تبدیل شود. این بیت بر universal بودن تأثیر عشق الهی و قدرت تبدیل‌کننده آن در وجود انسان‌ها تأکید دارد.

بیت دوم:

خیال تو چو درآید به سینه عاشق درون خانه تن پر شود چراغ حیات

شرح: هنگامی که خیال و یاد تو (معشوق) به درون سینه عاشق راه می‌یابد، خانه تن او پر از چراغ حیات (نور زندگی و سرزندگی) می‌شود. این بیت نشان‌دهنده این است که یاد معشوق حتی در غیاب او نیز موجب حیات و پویایی جان عاشق می‌گردد.

بیت سوم:

دود به پیش خیالت خیال‎های دگر چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات

شرح: در حضور خیال و یاد تو، خیال‌ها و اندیشه‌های دیگر (خیال‌های مادی و دنیوی) مانند دود ناپدید می‌شوند. این حال شبیه حال زندانیانی است که با شنیدن بانگ نجات، تمام دغدغه‌ها و نگرانی‌های زندان را فراموش می‌کنند. این بیت بر غالب بودن خیال معشوق بر تمام اندیشه‌های دیگر و رهایی جان از قید تعلقات در سایه او تأکید دارد.

بیت چهارم:

به گرد سنبل تو جان‎ها چو مور و ملخ که تا ز خرمن لطفت برند جمله زکات

شرح: جان‌ها (ارواح انسانی) مانند مور و ملخ (اشاره به کثرت و بی‌قراری) به گرد سنبل تو (اشاره به گیسوی معشوق که نمادی از زیبایی و پیچیدگی است و می‌تواند کنایه از تجلیات الهی باشد) در حرکت و طوافند، تا از خرمن لطف و بخشش تو، سهمی (زکات) ببرند و بهره‌مند شوند. این بیت نشان‌دهنده اشتیاق و طلب تمام جان‌ها برای بهره‌مندی از لطف و عنایت الهی است.

بیت پنجم:

به مرده‎ای نگری صد هزار زنده شود خنک کسی که از آن یک نظر بیافت برات

شرح: مولانا به قدرت حیات‌بخش نگاه معشوق اشاره می‌کند. اگر به مرده‌ای (اشاره به دلی مرده و بی‌بهره از عشق) نگاه کنی، صد هزار جان در او زنده می‌شود. خوشا به حال کسی (خنک کسی) که از آن یک نظر لطف و عنایت تو، برگ عفو و رهایی (برات) یافته است. این بیت بر دم مسیحایی عشق و قدرت حیات‌بخش نگاه معشوق و سعادت ابدی بهره‌مندان از این نگاه تأکید دارد.

بیت ششم:

زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت به خانه خانه دوند از گریزخانه مات

شرح: خوشا به حال آن شاهی (معشوق الهی) که شاهان دنیا بر بساط شطرنج تدبیر و اراده او، از بیم مغلوب شدن (مات شدن در گریزخانه، جایی که شاه در شطرنج در آن مات می‌شود) از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر می‌دوند و راه فرار می‌جویند. این بیت بر عظمت و قدرت مطلق الهی و ضعف و ناتوانی حاکمان زمینی در برابر اراده او تأکید دارد.

بیت هفتم:

کدام صبح که عشقت پیاله‎ای آرد ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات

شرح: مولانا می‌پرسد کدام صبح است که عشق تو پیاله‌ای (باده معرفت) بیاورد و این بخت خفته (اشاره به اقبال و سعادت پنهان در وجود انسان) از خواب غفلت بپرد و با شوق و حال ندا دهد. این بیت به نقش عشق در بیداری بخت و اقبال معنوی و ظهور استعدادهای پنهان در سایه آن اشاره دارد.

بیت دهم:

به پیش دیده من باش تا تو را بینم که سیر می‎نشود دیده من از آیات

شرح: مولانا از معشوق درخواست می‌کند که همواره در برابر دیدگان من (چشم ظاهر و باطن من) باش تا تو را ببینم. چرا که دیده من از مشاهده آیات و نشانه‌های عظمت و زیبایی تو سیر نمی‌شود. این بیت بیانگر اشتیاق سیری‌ناپذیر عاشق برای مشاهده تجلیات معشوق در عالم هستی است.

بیت یازدهم:

ندانم از سرمستیست شمس تبریزی که بر لبت زده‎ام بوسه‎ها و یا بر پات

شرح: مولانا در بیت پایانی، با اشاره به شمس تبریزی، بیان می‌کند که در حالتی از سرمستی و بی‌خودی (ناشی از عشق شمس)، نمی‌دانم که بر لب او (محل سخن و کلام الهی) بوسه زده‌ام یا بر پای او (نهایت فروتنی و بندگی). این بیت نشان‌دهنده عمق عشق و ارادت مولانا به شمس و حال بی‌خودی و فنای او در این عشق است.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 474 دیوان شمس، غزلی است که به زیبایی به تأثیر شگرف و حیات‌بخش عشق و جمال معشوق بر تمام موجودات می‌پردازد. مولانا در این غزل با بیانی پرشور، بر قدرت تبدیل‌کننده عشق الهی، حیات‌بخش بودن یاد معشوق، اشتیاق تمام جان‌ها برای بهره‌مندی از لطف الهی و عظمت و قدرت مطلق او تأکید می‌کند. این غزل با اشاره به شمس تبریزی، عمق عشق و ارادت مولانا به او و حال بی‌خودی و فنای او در این عشق را بیان می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: