تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 610 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 610 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 610 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۱۰ دیوان شمس مولانا

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

آن را که منم منصب معزول کجا گردد
آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز
وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن
بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد
ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر
آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۱۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۱۰ مولانا، غزلی سرشار از اطمینان، ثبات و وعده‌های معشوق به عاشق راستین است. مولانا در این غزل، بر پایداری عشق الهی و تأثیر آن بر وجود عاشق، جاودانگی کسانی که به معشوق پیوسته‌اند، و بی‌اعتباری نفس اماره در مقابل عشق تأکید می‌کند. او با تمثیلات گوناگون، به تغییرناپذیری حقیقت و آرامش حاصل از عشق اشاره دارد.


جاودانگی و پایداری در عشق

مولانا غزل را با بیان پایداری و جاودانگی کسانی که به او (معشوق یا عشق) پیوسته‌اند، آغاز می‌کند:

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد آواره عشق ما آواره نخواهد شد

نان پاره (رزق مادی) را از من بگیر، اما جان (روح) من پاره‌پاره نخواهد شد (در امان خواهد ماند).” “کسی که آواره (خانه بدوش و سرگردان) عشق ما شود، هرگز آواره (محروم و بی‌قرار) نخواهد ماند.” این بیت به تضمین سلامت و ثبات روح در مسیر عشق و پاداش رهایی از تعلقات مادی برای یافتن آرامش در عشق اشاره دارد.

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

آن کس که من (معشوق یا عشق الهی) جامه‌اش (خرقه) هستم، هرگز عریان و بی‌حفاظ نمی‌ماند.” “و آن کس که من چاره و درمانش هستم، هرگز بیچاره و درمانده نخواهد شد.” این بیت به حفاظت و کفایت معشوق برای عاشق در برابر هرگونه نقص و نیاز تأکید دارد.

آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

آن کس که من (عشق الهی) منصب و مقامش هستم، هرگز از مقامش برکنار (معزول) نمی‌شود.” “آن سنگ سختی (خاره) که به گوهر تبدیل شد، دیگر هرگز به سنگ (بی‌ارزش) بازنخواهد گشت.” این بیت به ثبات و جاودانگی مقام معنوی حاصل از عشق و تغییر بنیادین وجود عاشق اشاره دارد.


جاودانگی قبله و مصحف الهی

مولانا به جاودانگی حقایق معنوی اشاره می‌کند:

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

آن قبله (معشوق، حق) که مشتاقان به سوی او رو می‌آورند، هرگز ویران و نابود نمی‌شود.” “و آن مصحف (کتاب حقایق) خاموشان (عارفان ساکت و اهل باطن) هرگز سی پاره (تکه تکه و ناقص) نخواهد شد.” این بیت به جاودانگی و کمال حقیقت الهی و کلام حق، که در قلب عارفان است، تأکید دارد.


مستی عاشق و پایداری جان

مولانا به حال مستی عاشق و بقای او اشاره می‌کند:

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

این دیده (چشم) من با اشک‌هایش، ساقی می‌شود (و از خود می‌نوشد)، اما” “بدون نرگس مست‌کننده‌ی او (نرگس مخمور معشوق، کنایه از چشم مست‌کننده‌ی معشوق یا فیض او)، هرگز مستی کامل و حقیقی نخواهد داشت.” این بیت به لزوم فیض معشوق برای مستی حقیقی عاشق، حتی در زمان گریه و اشتیاق شدید اشاره دارد.

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

عاشق (در راه عشق) بیمار (رنجور و ناتوان) می‌شود، اما نمی‌میرد (و فنای او فنای در حق است).” “ماه اگرچه لاغر و کم‌نور شود (در شب‌های آخر ماه)، اما هرگز به ستاره (ناچیز) تبدیل نخواهد شد.” این بیت به تجربه فنای ظاهری در عشق و بقای حقیقت عاشق، مانند ماه که هرگز ستاره نمی‌شود، تأکید دارد.


رهایی نفس از اماره بودن در پرتو عشق

مولانا در پایان غزل، به خاموشی و رهایی نفس از خواسته‌های پست در پرتو عشق اشاره می‌کند:

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

خاموش باش و دیگر اینقدر غمگین و نگران نباش!” “آن نفسی که (حقیقتاً) عاشق شد، هرگز نفس اماره (امر کننده به بدی) نخواهد بود.” این بیت به اثر دگرگون‌کننده‌ی عشق بر نفس، که آن را از اماره بودن به مطمئنه تبدیل می‌کند، و لزوم آرامش و سکوت در این مسیر اشاره دارد.


نکات مهم

  • پایداری در عشق: کسی که به عشق الهی دل می‌بندد، از ناامنی‌ها و آوارگی‌های مادی و معنوی رها می‌شود.
  • حفاظت و کفایت معشوق: معشوق برای عاشق، حکم لباس، چاره، و منصب را دارد و او را از هرگونه نقص و عزل حفظ می‌کند.
  • تغییر بنیادین: عشق، سنگ را به گوهر تبدیل می‌کند و این تغییر دائمی است.
  • جاودانگی حقایق معنوی: قبله‌ی مشتاقان (حق) و مصحف عارفان (حقیقت الهی) هرگز ویران یا ناقص نمی‌شوند.
  • مستی حقیقی از فیض معشوق: حتی اشک عاشق نیز بدون فیض معشوق به مستی کامل نمی‌انجامد.
  • بقا در فنا: عاشق در مسیر عشق ممکن است رنجور شود، اما حقیقت او زوال‌ناپذیر است (مانند ماه که هرگز ستاره نمی‌شود).
  • تحول نفس: عشق، نفس اماره را به نفسی مطیع و عاشق تبدیل می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: