مطالب پیشنهادی![]()
ز خاک من اگر گندم برآید
از آن گر نان پزی مستی فزاید
خمیر و نانبا دیوانه گردد
تنورش بیت مستانه سراید
اگر بر گور من آیی زیارت
تو را خرپشتهام رقصان نماید
میا بیدف به گور من برادر
که در بزم خدا غمگین نشاید
زنخ بربسته و در گور خفته
دهان افیون و نقل یار خاید
بدری زان کفن بر سینه بندی
خراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
ز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریدهست
همان عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من می عشق
بگو از می به جز مستی چه آید
به برج روح شمس الدین تبریز
بپرد روح من یک دم نپاید
غزل ۶۸۳ مولانا، یکی از مشهورترین و شورانگیزترین غزلیات اوست که در آن به جاودانگی عشق و فنای جسم و بقای روح عاشق میپردازد. مولانا در این غزل، با بیانی نمادین و استعاری، حتی پس از مرگ نیز وجود خود را سرشار از عشق و مستی نشان میدهد. این غزل سراسر تجلیلی از عشق الهی است که حتی خاک وجود عاشق را نیز از بوی خود سرمست میکند.
مولانا غزل را با پیشبینی مستی از خاک خود پس از مرگ آغاز میکند:
ز خاک من اگر گندم برآید از آن گر نان پزی مستی فزاید
«اگر از خاک من (پس از مرگم) گندم بروید،» «و اگر از آن گندم نان بپزی، (آن نان چنان) مستیزا خواهد بود که مستی (تو) را افزایش خواهد داد.» این بیت به جاودانگی عشق در وجود مولانا اشاره دارد که حتی پس از مرگ نیز، ذرات وجودش سرشار از مستی عشق خواهند بود و به دیگران نیز این مستی را منتقل میکنند.
خمیر و نانبا دیوانه گردد تنورش بیت مستانه سراید
«(از تأثیر آن گندم و نان،) خمیر و نانوا دیوانه خواهند شد،» «(و حتی) تنور (که نان در آن پخته میشود) نیز بیتهایی مستانه (و شورانگیز) خواهد خواند.» این ابیات به فراگیری مستی عشق از وجود مولانا، تا جایی که جمادات (تنور) و فرآیندهای عادی (نانوایی) نیز از آن تأثیر پذیرفته و به رقص و سماع درمیآیند.
مولانا به حال و هوای مزارش و لزوم شادمانی در آن اشاره میکند:
اگر بر گور من آیی زیارت تو را خرپشتهام رقصان نماید
«اگر برای زیارت بر قبر من بیایی،» «خرپشته (تودهی خاک و علف) قبر من نیز تو را به رقص و سماع وادار خواهد کرد (و به رقص درخواهد آورد).» این بیت به تأثیر عمیق و شورانگیز روح مولانا حتی پس از مرگ، که خاک قبرش نیز شورآفرین خواهد بود.
میا بیدف به گور من برادر که در بزم خدا غمگین نشاید
«ای برادر، بدون دایره (دف، آلت موسیقی برای رقص و سماع) به سر مزار من نیا،» «زیرا در بزم و محفل خدا (که عاشق در آن حضور دارد) غمگین بودن شایسته نیست.» این بیت به دعوت به شادی و سماع بر مزار مولانا و تأکید بر اینکه مرگ او پایان نیست، بلکه شروع بزم الهی است که در آن غم جایی ندارد.
مولانا به ادامهی حیات عشقآلود خود در قبر اشاره میکند:
زنخ بربسته و در گور خفته دهان افیون و نقل یار خاید
«(حتی اگر) چانه بسته (در حال مرگ) و در گور خفته باشم،» «دهان من افیون (مستیبخش) و نقل (لذتبخش) یار (معشوق) را خواهد جوید (و از آن تغذیه خواهد کرد).» این بیت به مستی و لذت ابدی عاشق از عشق معشوق، حتی پس از مرگ جسمانی.
بدری زان کفن بر سینه بندی خراباتی ز جانت درگشاید
«(اگر کمی) از آن کفن (من) پاره کنی و بر سینهی خود ببندی،» «(بلافاصله) عالمی از شور و مستی (خراباتی) از جان تو گشوده خواهد شد (و در وجودت پدیدار خواهد گشت).» این بیت به تأثیر پارچهی کفن مولانا بر هر کسی که به آن تبرک جوید و انتقال شور و مستی عشق از وجود او به دیگران.
مولانا به جوشش بیپایان عشق و ماهیت اصلی خود اشاره میکند:
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان ز هر کاری به لابد کار زاید
«از هر سو (در فضای قبر من و اطرافم) صدای جنگ (هیجان و شور) و صدای چنگ (موسیقی) مستان (عاشقان) به گوش میرسد،» «و از هر کاری (یا از هر جزء وجود من) به ناچار، کاری (اثری از عشق و مستی) برمیخیزد (و پدید میآید).» این بیت به فوران و جوشش بیپایان عشق از وجود مولانا، حتی در قبر، که به صورت شور و سماع تجلی مییابد.
مرا حق از می عشق آفریدهست همان عشقم اگر مرگم بساید
«خداوند مرا از بادهی عشق آفریده است،» «همچنان (آن) عشق هستم، حتی اگر مرگ (جسم) مرا بساید (و از بین ببرد).» این بیت به ماهیت وجودی مولانا به عنوان تجلی عشق الهی و فنا ناپذیری آن، حتی در برابر مرگ.
منم مستی و اصل من می عشق بگو از می به جز مستی چه آید
«من خودِ مستی هستم و اصل وجود من از بادهی عشق است،» «بگو، از باده (عشق) جز مستی (و بیخودی) چه چیز دیگری برمیآید؟» این بیت به همانندی وجود مولانا با مستی و عشق و بیان این حقیقت که عشق جز مستی و شورش، ثمرهای ندارد.
مولانا در پایان غزل، به عروج روح خود به سوی شمس تبریزی اشاره میکند:
به برج روح شمس الدین تبریز بپرد روح من یک دم نپاید
«روح من به سوی برج (مقام بلند) روح شمسالدین تبریزی (محل عروج و مقام والای او) خواهد پرید،» «(و) حتی یک لحظه هم درنگ نخواهد کرد (و بیدرنگ به او خواهد پیوست).» این بیت به علقهی شدید مولانا به شمس تبریزی و آرزوی پیوستن بیدرنگ روحش به روح شمس پس از مرگ.
این غزل با بیانی پرشور و استعاری، به قدرت بیانتهای عشق در حیات و ممات و پیوند ابدی مولانا با شمس تبریزی میپردازد. این غزل برای کسانی که با اندیشهی مولانا آشنا هستند، سرشار از مفاهیم عمیق و شورانگیز است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر