تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 702 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 702 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 702 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۰۲ دیوان شمس مولانا

پرکندگی از نفاق خیزد
پیروزی از اتفاق خیزد

تو ناز کنی و یار تو ناز
چون ناز دو شد طلاق خیزد

ور زان که نیاز پیش آری
صد وصلت و صد عناق خیزد

از ناز شود ولایتی تنگ
در دل سفر عراق خیزد

تو خون تکبر ار نریزی
خون جوش کند خناق خیزد

رو دردی ناز را بپالا
زیرا طرب از رواق خیزد

یار آن طلبد که ذوق یابد
زیرا طلب از مذاق خیزد

یارست نه چوب مشکن او را
چون برشکنی طراق خیزد

این بانگ طراق چوب ما را
دانیم که از فراق خیزد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۰۲ دیوان شمس مولانا

 

مقدمه

غزل ۷۰۲ مولانا، غزلی پرمغز و هشداردهنده درباره‌ی آسیب‌های نفاق و تکبر در مسیر عشق و بندگی، و اهمیت تواضع و نیاز در رسیدن به وصال است. مولانا در این غزل، بر اتحاد و یکدلی، لزوم ترک ناز و غرور، و جایگاه نیاز در جذب لطف معشوق تأکید می‌کند. او با تشبیهات زیبا، پیامدهای منفی جدایی و گسست در روابط معنوی را گوشزد می‌نماید.

 

اتحاد و اتفاق در مقابل نفاق

مولانا غزل را با بیان اهمیت اتحاد و اتفاق آغاز می‌کند:

پرکندگی از نفاق خیزد پیروزی از اتفاق خیزد

«پراکندگی و تفرقه از نفاق (دو رویی و اختلاف) پدید می‌آید،» «(اما) پیروزی و کامیابی از اتفاق (یکدلی و هماهنگی) حاصل می‌شود.» این بیت به اساسی‌ترین اصل در موفقیت‌های فردی و اجتماعی، یعنی اتحاد و دوری از نفاق اشاره دارد. در بستر عرفانی، این اتفاق می‌تواند به اتحاد قلب با حق یا وحدت بین سالکان تفسیر شود.

 

ناز و نیاز در رابطه‌ی عاشق و معشوق

مولانا به ظرافت رابطه‌ی ناز و نیاز در عشق می‌پردازد:

تو ناز کنی و یار تو ناز چون ناز دو شد طلاق خیزد

«تو (ای عاشق) ناز و غرور کنی و یار تو (معشوق) نیز ناز و غرور کند،» «هنگامی که ناز از هر دو سو باشد، (نتیجه‌اش) جدایی و طلاق (دوری و گسست) خواهد بود.» این بیت به آسیب‌زا بودن تکبر و غرور در مسیر عشق اشاره دارد. در رابطه‌ی الهی، جایی برای ناز عاشق نیست.

ور زان که نیاز پیش آری صد وصلت و صد عناق خیزد

«و اگر نیاز (فروتنی و نیازمندی) پیشه کنی،» «صدها وصال و صدها آغوش (عناق، نزدیکی و پیوستگی) حاصل خواهد شد.» این بیت به تأثیر شگرف نیاز و فروتنی در جذب لطف و وصال معشوق اشاره دارد.

از ناز شود ولایتی تنگ در دل سفر عراق خیزد

«از ناز (تکبر و غرور) حالتی تنگ و محدود (ولایتی تنگ) پدید می‌آید (که مانع فیض می‌شود)،» «(و در نتیجه‌ی این تنگی،) در دل (میل به) سفر عراق (کنایه از دوری و فراق یا رفتن به جایی دور از وصال) پدید می‌آید.» این بیت به محدودیت‌آفرینی ناز و غرور که باعث دوری و احساس فراق درونی می‌شود.

 

رهایی از تکبر و طرب حقیقی

مولانا به لزوم رهایی از تکبر و یافتن طرب حقیقی اشاره می‌کند:

تو خون تکبر ار نریزی خون جوش کند خناق خیزد

«تو اگر خون تکبر (وجود تکبر) را نریزی (آن را نابود نکنی)،» «(این تکبر در وجودت) خون جوش می‌کند (مانند بیماری) و خناق (نوعی بیماری گلو که موجب خفگی می‌شود، یا کنایه از گرفتگی و سختی) پدید می‌آید.» این بیت به پیامدهای خطرناک و خفه‌کننده‌ی تکبر در روح و جان انسان اشاره دارد.

رو دردی ناز را بپالا زیرا طرب از رواق خیزد

«برو و درد (و رنج) ناشی از ناز (تکبر و غرور) را تصفیه کن (از بین ببر)،» «زیرا شادی و طرب (حقیقی) از رواق (ساختمان بلند و نورانی، کنایه از عالم بالا یا روح پاک) برمی‌خیزد (نه از غرور).» این بیت به لزوم رهایی از غرور برای رسیدن به شادی حقیقی و معنوی که منشأ آن عالم برتر است.

 

طلب از مذاق و شکستن تعلقات

 

مولانا به منشأ طلب و نتایج شکستن تعلقات اشاره می‌کند:

یار آن طلبد که ذوق یابد زیرا طلب از مذاق خیزد

«یار (معشوق یا عارف) آن را طلب می‌کند که ذوق (حال و مزه‌ی درونی) از آن حاصل شود،» «زیرا طلب (میل و خواستن چیزی) از مذاق (ذائقه و میل باطنی) پدید می‌آید (و اگر مزه‌ای نباشد، میلی هم نیست).» این بیت به اهمیت ذوق و حال باطنی در کشش به سوی حق و اینکه طلب از یک میل واقعی درونی سرچشمه می‌گیرد.

یارست نه چوب مشکن او را چون برشکنی طراق خیزد

«(این دل یا این پیوند با یار) یار است، نه چوب (که بتوان آن را شکست)، او را مشکن،» «چون آن را بشکنی، صدای شکستن (طراق) از آن بلند می‌شود.» این بیت به ظرافت و اهمیت حفظ پیوند با معشوق یا پیر و پرهیز از گسستن این رابطه اشاره دارد.

این بانگ طراق چوب ما را دانیم که از فراق خیزد

«ما می‌دانیم که این صدای شکستن چوب (طراق، کنایه از صدای جدایی و شکست دل) ما،» «از فراق (دوری و جدایی) پدید می‌آید.» این بیت به دردناک بودن جدایی از معشوق و آگاهی عاشق از منشأ این درد.


 

نکات مهم

 

  • اهمیت اتحاد: پیروزی و موفقیت در هر زمینه‌ای، به‌ویژه در مسیر معنوی، از اتحاد و یکدلی حاصل می‌شود و نفاق موجب پراکندگی است.
  • خطر غرور در عشق: ناز و تکبر عاشق در برابر معشوق (چه انسانی و چه الهی) به جدایی و طلاق معنوی منجر می‌شود.
  • فضیلت نیاز: نیاز، تواضع و فروتنی، عامل اصلی جذب لطف معشوق و رسیدن به وصال است.
  • محدودیت‌آفرینی ناز: تکبر و خودبزرگ‌بینی، موجب تنگ‌شدن فضای معنوی و احساس فراق درونی می‌گردد.
  • پیامدهای تکبر: تکبر همچون بیماری مهلک، روح انسان را خفه کرده و مانع رشد معنوی می‌شود.
  • منشأ شادی حقیقی: شادی و طرب واقعی از پاکی روح و عالم معنا سرچشمه می‌گیرد، نه از غرور.
  • نقش ذوق در طلب: میل و طلب انسان به سوی چیزی، از ذوق و مزه‌ی باطنی آن حاصل می‌شود؛ اگر ذوقی نباشد، طلبی هم نیست.
  • حفظ پیوند عشق: رابطه‌ی با معشوق یا پیر، پیوندی ظریف و حیاتی است که نباید آن را شکست، چرا که نتیجه‌ی شکستن، درد و فراق است.
  • درد فراق: عاشق آگاه است که صدای شکستگی و درد، از جدایی و دوری از معشوق پدید می‌آید.

این غزل با بیانی حکمت‌آمیز، سالک را به دوری از تکبر و نفاق، و روی آوردن به تواضع و اتفاق در مسیر عشق دعوت می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: