تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 168 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 168 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 168 دیوان شمس مولانا

ای بروییده به ناخواست به مانند گیا

چون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا

هر که را نیست نمک گرچه نماید خدمت

خدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا

برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن

باده عشق بیا زود که جانت بزیا

توضیح . معنی . تفسیر

غزل شماره ۱۶۸ دیوان شمس: رویش ناخواسته، لطف بی‌اندازه

غزل شماره ۱۶۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع «ای بروییده به ناخواست به مانند گیا / چون تو را نیست نمک خواه برو خواه بیا»، تصویری گیرا از ظهور ناگهانی و بی‌قاعده‌ی لطف الهی یا پیدایش پیر و مرادی کامل ارائه می‌دهد. مولانا در این غزل، این رویش معنوی را به روییدن خودجوش گیاه تشبیه می‌کند که تابع اراده و خواست انسان نیست و بی‌نیاز از تلاش و تدبیر ظاهری محقق می‌شود.

مولانا در آغاز غزل، خطاب به چیزی (که می‌تواند رحمت حق، یا وجود پیر) می‌گوید که «به ناخواست به مانند گیا بروییده است». همانطور که گیاه بی‌اختیار و بدون برنامه‌ریزی انسان می‌روید، لطف الهی یا ظهور راهبر معنوی نیز خارج از حساب و کتاب و توقعات بشری است. سپس با تأکید بر بی‌نیازی او می‌فرماید: «چون تو را نیست نمک، خواه برو خواه بیا». این مصرع را می‌توان به دو گونه تفسیر کرد: یکی اینکه چون لطف و عنایت تو به کسی وابسته نیست و اصالت از آن توست، آمدن و رفتن تو تابع میل و اراده‌ی خود توست. دیگر اینکه، ای کسی که در تو “نمک” (اشاره به ملاحت، جذابیت ذاتی و بی‌قید و شرط معشوق) نیست، یعنی ارزش و اعتبار تو وابسته به چیز دیگری نیست، حضورت از هرگونه قید و شرطی آزاد است.

تفاوت خدمت با نمک و بی‌نمک: «هر که را نیست نمک گرچه نماید خدمت / خدمت او به حقیقت همه زرقست و ریا». در مقابل لطف ذاتی و بی‌قید معشوق، کسانی که در آن‌ها «نمک» (صدق، اخلاص، جاذبه‌ی درونی) نیست، «گرچه خدمت نمایند»، اما خدمت آن‌ها «به حقیقت همه زرقست و ریا» (فریب و دورویی است). این بیت، به تفاوت میان عمل برخاسته از اخلاص و عمل ظاهری و ریایی اشاره دارد.

دعوت به رهایی از غم و نوشیدن باده عشق: «برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن / باده عشق بیا زود که جانت بزیا». مولانا در ادامه، با خطاب به «غصه»، از او می‌خواهد که «دمی زحمت خود کوته کند» (لحظه‌ای دست از سر عاشق بردارد). و سپس با شور و اشتیاق «باده عشق» را فرامی‌خواند که «زود بیا» تا «جانت» از قید غم «برهاند» و به حیاتی نو رساند.

به طور کلی، غزل ۱۶۸ مولانا بر خودجوشی و بی‌قید و شرط بودن لطف الهی و ظهور راهبر معنوی تأکید دارد. این رحمت مانند رویش گیاه، بدون دخالت و برنامه‌ریزی انسان رخ می‌دهد. در مقابل، تلاش‌ها و عبادات بدون اخلاص و “نمک” درونی، فاقد ارزش حقیقی دانسته می‌شود. غزل با دعوتی پرشور به رهایی از غم در پرتو “باده عشق”، به قدرت تحول‌بخش و جان‌افزای این تجربه‌ی معنوی اشاره می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: