تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 112 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 112 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 112 دیوان شمس مولانا

ز روی تست عید آثار ما را

بیا ای عید و عیدی آر ما را

تو جان عید و از روی تو جانا

هزاران عید در اسرار ما را

چو ما در نیستی سر درکشیدیم

نگیرد غصه دستار ما را

چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم

نباشد غصه اغیار ما را

شما را اطلس و شعر خیالی

خیال خوب آن دلدار ما را

کتاب مکر و عیاری شما را

عتاب دلبر عیار ما را

شما را عید در سالی دو بارست

دو صد عیدست هر دم کار ما را

شما را سیم و زر بادا فراوان

جمال خالق جبار ما را

شما را اسب تازی باد بی‌حد

براق احمد مختار ما را

اگر عالم همه عیدست و عشرت

برو عالم شما را یار ما را

بیا ای عید اکبر شمس تبریز

به دست این و آن مگذار ما را

چو خاموشانه عشقت قوی شد

سخن کوتاه شد این بار ما را

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۱۲ دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۱۱۲ از دیوان شمس مولانا با مطلع «ز روی تست عید آثار ما را / بیا ای عید و عیدی آر ما را»، غزلی است سراسر وجد و سرور که در آن مولانا تجلی جمال معشوق الهی یا پیر کامل را مایه عید حقیقی و بی‌نیازی از عیدهای رسمی می‌داند. این غزل بیانگر حال عاشقی است که با نظر به روی یار، در هر لحظه عید را تجربه می‌کند.

در این غزل، مولانا به صراحت بیان می‌کند که آثار عید و شادمانی ما از “روی تو” (روی معشوق ازلی یا پیر و مراد که جلوه‌گاه حق است) است. و به معشوق خطاب می‌کند که “بیا ای عید” و برای ما “عیدی” بیاور. این نشان می‌دهد که عید حقیقی برای عاشق، نه در تقویم و رسوم، بلکه در حضور و تجلی یار است و بزرگترین عیدی، خودِ اوست.

شاعر در ادامه، معشوق را “جان عید” می‌خواند و بیان می‌کند که از “روی تو جانا” هزاران عید در “اسرار” ما (درون و باطن ما) وجود دارد. این بدان معناست که حضور معشوق، به باطن عاشق حیاتی نو می‌بخشد و در ژرفای وجود او، عیدها و شادمانی‌های بی‌شماری پدیدار می‌گردد که از چشم ظاهربین پنهان است.

مولانا در ادامه، به مقام “نیستی” در راه عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که وقتی ما در نیستی خود سر درکشیدیم (کنایه از فنای خود در برابر هستی مطلق حق)، “غصه دستار ما را نگیرد”. این یعنی با رهایی از خود و تعلقات نفسانی، غم و اندوه که گریبانگیر خودی و هستی مجازی است، از عاشق دور می‌شود. همینطور، وقتی که “بر خویشتن اغیار گشتیم” (یعنی از خود و منیّت خود بیگانه شدیم)، “غصه اغیار ما را نباشد”. این بیانگر رهایی از غم و اندوه ناشی از تعلقات به غیر حق و نیز بی‌تفاوتی نسبت به قضاوت‌ها و احوال اغیار است.

در ابیاتی، مولانا با مقایسه‌ای میان حال خود و دیگران، به تفاوت ارزش‌ها اشاره می‌کند. در حالی که دیگران در بند “اطلس و شعر خیالی” (مظاهر مادی و زیبایی‌های ظاهری) هستند، “خیال خوب آن دلدار” برای عاشق ارزش حقیقی دارد. در حالی که دیگران به “کتاب مکر و عیاری” مشغولند، “عتاب دلبر عیار” برای او جذاب و پرمعناست. این نشان می‌دهد که در نگاه عارف، ارزش و زیبایی در عالم معنا و در ارتباط با معشوق حقیقی است، نه در ظواهر فریبنده دنیوی.

شاعر با طنز عارفانه می‌گوید که دیگران در سال دو بار عید دارند، اما برای ما “دو صد عیدست هر دم کار ما را”. هر لحظه برای عاشق در حضور معشوق، عیدی تازه و شادی پایدار است. در حالی که دیگران خواهان “سیم و زر فراوان” هستند، آرزوی ما “جمال خالق جبار” است. و در حالی که دیگران به “اسب تازی بی‌حد” (نمادی از وسایل و امکانات مادی) دلخوشند، “براق احمد مختار” (کنایه از معراج معنوی و سیر الی الله) مراد ماست.

این مقایسه‌ها به وضوح نشان‌دهنده تفاوت نگاه مادی‌گرایانه و نگاه عارفانه به هستی و ارزش‌هاست.

غزل با تخلص و خطاب به “شمس تبریز” به پایان می‌رسد: “بیا ای عید اکبر شمس تبریز / به دست این و آن مگذار ما را”. مولانا شمس تبریزی را “عید اکبر” یعنی بزرگترین عید می‌خواند و از او می‌خواهد که او را به دست غیر نسپارد. این نشان‌دهنده مقام بی‌نظیر شمس در نزد مولانا به عنوان مظهر و تجلی‌گاه عید حقیقی و طلب دائمی حضور اوست.

بیت پایانی اشاره به این دارد که وقتی عشق او در خاموشی و بی‌سخنی قوی شد، سخن گفتن در این باره کوتاه شد. این نشان‌دهنده این است که تجربه عشق و شهود حق، ورای کلام و بیان است و در سکوت باطن عمیق‌تر می‌گردد.

به طور کلی، غزل ۱۱۲ مولانا غزلی است در بیان تجربه عید حقیقی در حضور معشوق الهی، رهایی از غم و تعلقات با فنای خود، بی‌اعتنایی به ظواهر و ارزش‌های مادی، و طلب دائم جلوه حق که مایه همه شادمانی‌ها و کمالات است. این غزل به زیبایی نشان می‌دهد که در نگاه عارف، عید واقعی، لحظه به لحظه درک حضور معشوق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: