تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 585 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 585 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 585 دیوان شمس مولانا

مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد
مرا مطرب چنان باید که زهره پیش او میرد

یکی پیمانه‌ای دارم که بر دریا همی‌خندد
دل دیوانه‌ای دارم که بند و پند نپذیرد

خداوندا تو می‌دانی که جانم از تو نشکیبد
ازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد

زهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارم
تو را هستی همی‌زیبد مرا مستی همی‌زیبد

هلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدی
نشاطی می‌دهد بی‌غم قبولی می‌کند بی‌رد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۵۸۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۵۸۵ مولانا، غزلی کوتاه و پرشور است که به توصیف معشوق ایده‌آل و رابطه‌ی عمیق و بی‌قید و شرط عاشق با او می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر تسلیم کامل عاشق در برابر معشوق، بی‌تابی جان در فراق او، و شادی بی‌حد و حصر حاصل از این عشق تأکید می‌کند. این غزل به زیبایی، مقام مستی عرفانی و پذیرش بی‌قید و شرط معشوق را به تصویر می‌کشد.


معشوق قدرتمند و عاشق تسلیم

مولانا غزل را با بیان ویژگی‌های معشوق دلخواه و جایگاه خود در برابر او آغاز می‌کند:

مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد مرا مطرب چنان باید که زهره پیش او میرد

“من دلبر (معشوق) را چنان می‌خواهم که جان من، فتراک (بند و رکاب اسب) او را بگیرد” (یعنی جانم کاملاً مطیع و در اختیار او باشد، مانند رکاب‌بند اسب که در اختیار سوار است). “من مطرب (معشوق یا الهام‌بخش) را چنان می‌خواهم که زهره (ستاره ناهید، نماد زیبایی و موسیقی) در برابر او بمیرد” (یعنی آن‌قدر قدرتمند و زیبا باشد که هر زیبایی دیگری در برابرش محو شود). این بیت به تسلیم کامل جان عاشق در برابر معشوق و برتری بی‌چون و چرای معشوق بر تمام زیبایی‌ها و مظاهر هستی اشاره دارد.


بی‌باکی دل عاشق و نیاز جان

مولانا در ادامه به ویژگی‌های دل و جان خود در این مسیر می‌پردازد:

یکی پیمانه‌ای دارم که بر دریا همی‌خندد دل دیوانه‌ای دارم که بند و پند نپذیرد

“من پیمانه‌ای (جام وجود یا دل) دارم که آن‌قدر بزرگ است که بر دریا (تمام کثرات و بزرگی‌های دنیا) می‌خندد” (یعنی آن‌ها را ناچیز می‌شمارد). “من دل دیوانه‌ای دارم که هیچ قید و بندی (بند) و هیچ نصیحتی (پند) را نمی‌پذیرد.” این بیت به وسعت و بی‌باکی دل عاشق در برابر دنیا و عدم پذیرش محدودیت‌ها و نصایح عقل جزئی اشاره دارد.

خداوندا تو می‌دانی که جانم از تو نشکیبد ازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد

خداوندا، تو خود می‌دانی که جان من از تو نمی‌تواند دور بماند (نشکیبد) و بی‌تاب توست.” “به این دلیل که هیچ ماهی‌ای یک لحظه هم نمی‌تواند از آب دوری کند.” این بیت به نیاز ذاتی و حیاتی جان عاشق به معشوق، که مانند نیاز ماهی به آب است، اشاره دارد.


کمال هستی و مستی در عشق

مولانا به زیبایی و تناسب هستی معشوق و مستی عاشق اشاره می‌کند:

زهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارم تو را هستی همی‌زیبد مرا مستی همی‌زیبد

چه شگفتا بر هستی‌ای که تو (معشوق) داری! و چه شگفتا بر مستی‌ای که من (عاشق) دارم!” “هستی (وجود مطلق) به تو زیبا می‌آید (همی‌زیبد)” (و برای تو شایسته است) “و مستی (فنا و بی‌خودی در عشق) به من زیبا می‌آید” (و برای من شایسته است). این بیت به تقسیم کار عارفانه بین معشوق و عاشق اشاره دارد؛ معشوق منشأ هستی و عاشق در دریای مستی و فنای در او است. هر کدام در جایگاه خود، کمال و زیبایی دارند.


عشق بی‌غم و پذیرش مطلق

مولانا غزل را با اشاره به ماهیت عشق برگزیده شده توسط او به پایان می‌برد:

هلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدی نشاطی می‌دهد بی‌غم قبولی می‌کند بی‌رد

بس کن! بس کن! (کنایه از پایان سخن یا اشاره به شور و وجد بیش از حد)” “زیرا این عشقی که تو (ای جان یا ای سالک) برگزیده‌ای، ” شادی بی‌غم (نشاطی خالص و بدون هیچ کدورتی) می‌دهد” و “قبولی بی‌رد (پذیرشی مطلق بدون هیچ‌گونه مخالفت یا انکار) به همراه دارد.” این بیت به ویژگی‌های منحصربه‌فرد عشق الهی که سرشار از شادی خالص و پذیرش مطلق است، اشاره دارد و نشان می‌دهد که این عشق، بالاترین مرتبه از رضایت و خشنودی را به ارمغان می‌آورد.


نکات مهم

  • تسلیم مطلق و فنا: جان عاشق باید کاملاً مطیع و در اختیار معشوق باشد.
  • برتری معشوق: معشوق چنان با عظمت و زیباست که هر زیبایی دیگری در برابرش ناچیز است.
  • بی‌باکی دل دیوانه: دل عاشق در برابر دنیا وسیع و بی‌قید است و به بند و پند عقل جزئی تن نمی‌دهد.
  • نیاز حیاتی به معشوق: جان عاشق به معشوق نیازی حیاتی دارد، مانند نیاز ماهی به آب.
  • تناسب هستی و مستی: هستی مطلق شایسته‌ی معشوق، و مستی و فنا شایسته‌ی عاشق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: