مطالب پیشنهادی![]()
گُم شدن در گُم شدن دینِ منست
نیستی در هست آیینِ منست
تا پیاده میروم دَر کویِ دوست
سبزْ خِنگِ چرخ دَر زینِ منست
چون به یک دَم صَد جهان واپَس کنم
بنگرم، گامِ نَخُستینِ منست
من چرا گِردِ جهان گَردَم چو دوست
دَر میانِ جانِ شیرینِ منست
شمسِ تبریزی که فَخرِ اولیاست
«سینِ» دَندانهاش «یاسینِ» منست
غزل شماره ۴۳۰ از دیوان شمس مولانا با مطلع “گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست”. این غزل به بیان مقام فنا در فنا و نیستی در هستی در نگاه مولانا میپردازد که آن را آیین و دین خود میشمارد. مولانا با تأکید بر اینکه گم شدن در گم شدن (فنای درونی) دین اوست، و نیستی در هستی (فنای در حق) آیین اوست، به سرعت سیر سالک در این مسیر اشاره میکند. غزل با بیان اینکه تا زمانی که پیاده در کوی دوست میرود، چرخ فلک در زیر اختیار اوست، به پیمودن صد جهان در یک دم و مشاهدهٔ گام نخستین، و در میان جان خود جستجو کردن دوست اشاره دارد. همچنین به شمس تبریزی به عنوان فخر اولیا اشاره میکند و او را سین دندانهای یاسین خود میداند. ردیف غزل “منست” بر فردیت این تجربهٔ عرفانی و تعلق این مقامات به شخص مولانا و سالک حقیقی تأکید دارد.
غزل با بیان مقام فنا در فنا و نیستی در هستی آغاز میشود: گم شدن در گم شدن دین منست / نیستی در هست آیین منست. بالاترین مرحلهٔ سلوک و آیین و دین من (مولانا، سالک واصل)، گم شدن در گم شدن است. به این معنی که حتی از فنای خود نیز فانی شدن، و در نهایت نیستی مطلق در هستی مطلق (فنای فی الله) را آیین و راه خود قرار دادهام. نهایت فنا در توحید.
به سرعت سیر و تسلط بر عالم اشاره دارد: تا پیاده می\u200cروم در کوی دوست / سبز خنگ چرخ در زین منست. تا زمانی که من (با تمام وجود و بدون واسطه) در کوی دوست (حریم قرب الهی) سیر میکنم، چرخ کبودگون فلک (آسمان) مانند اسب رام و چابکی در زیر اختیار و فرمان من است. تسلط سالک فانی بر عالم هستی. چون به یک دم صد جهان واپس کنم / بنگرم گام نخستین منست. هنگامی که (در سیر درونی) به یک لحظه صد جهان (عالم کثرت) را پشت سر میگذارم، تازه میبینم که این (همهٔ این راه) همان گام نخستین من (در وادی بینهایت عشق) بوده است. سرعت و بینهایت بودن سیر درونی در پرتو عشق.
به یافتن دوست در درون و نقش شمس تبریز اشاره دارد: من چرا گرد جهان گردم چو دوست / در میان جان شیرین منست. من چرا بیهوده در گرد جهان (عالم ظاهر) بگردم و او را جستجو کنم؟ چرا که دوست (حق تعالی) در میان جان شیرین و حقیقت وجود من است. یافتن حقیقت در درون و بینیازی از جستجوی بیرونی. شمس تبریزی که فخر اولیاست / سین دندان\u200cهاش یاسین منست. شمس تبریزی که مایهٔ افتخار تمام اولیا و اهل معرفت است. سین دندانهای او (اشاره به زیبایی ظاهری و باطنی، کمال او) برای من مانند سورهٔ یاسین است (که قلب قرآن و مایهٔ حیات معنوی است). نقش پیر کامل و کمال او در حیات معنوی سالک.
غزل ۴۳۰ مولانا، غزلی است موجز و عمیق که به بیان مقام فنا در فنا و نیستی در هستی در نگاه مولانا میپردازد. مولانا با تأکید بر این مقام به عنوان آیین و دین خود، به سرعت سیر سالک در این مسیر و تسلط او بر عالم هستی در پرتو فنا اشاره میکند. غزل با بیان یافتن دوست در درون و بینیازی از جستجوی بیرونی، به نقش شمس تبریزی به عنوان فخر اولیا و مایهٔ حیات معنوی سالک رهنمون میشود. این غزل، بیانی فشرده و پرمغز از مقامات عالی عرفانی و نقش پیر کامل در رسیدن به آنهاست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر