مطالب پیشنهادی![]()
اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
اندرآ ای آب آب زندگانی شاد باش
گرت بیند زندگانی تا ابد باقی شود
ورت بیند مرده هم داند که جانی شاد باش
همچنین تو دم به دم آن جام باقی میرسان
تا شویم از دست و آن باقی تو دانی شاد باش
بر نشانه خاک ما اینک نشان زخم تو
ای نشانه شاد زی و ای نشانی شاد باش
ای هما کز سایهات پر یافت کوه قاف نیز
ای همای خوش لقای آن جهانی شاد باش
هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شراب
هم جهانی هم نهانی هم عیانی شاد باش
تحفههای آن جهانی میرسانی دم به دم
میرسان و میرسان خوش میرسانی شاد باش
رختها را میکشاند جان مستان سوی تو
میچشان و میکشان خوش میکشانی شاد باش
ای جهان را شاد کرده وی زمین را جمله گنج
تا زمین گوید تو را کای آسمانی شاد باش
گر سر خوبی بخارد دلبری در عهد تو
پرچمش آرند پیشت ارمغانی شاد باش
گوهر آدم به عالم شمس تبریزی توی
ای ز تو حیران شده بحر معانی شاد باش
این غزل مولانا، سرشار از شور و شادمانی و ستایش معشوق الهی است که او را منبع تمام هستی، حیات، شادی و فیض میداند. مولانا با تکرار “شاد باش”، بر وجد و سرمستی خود از حضور معشوق تأکید میکند و او را به القاب و صفات والایی خطاب قرار میدهد. غزل در نهایت با اشاره به شمس تبریزی به اوج ستایش خود میرسد.
غزل با دعوتی پرشور از معشوق آغاز میشود: “اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش / اندرآ ای آب آب زندگانی شاد باش“. ای معشوق، که ریشه و منشأ هر شادی و سرور هستی، وارد شو و همواره شاد باش. ای کسی که آب حیات و زندگانی هستی، وارد شو و همواره شاد باش. این بیت، معشوق را سرچشمه اصلی تمام خیر و برکت در عالم هستی میداند.
سپس به تأثیر احیاکننده معشوق اشاره میکند: “گرت بیند زندگانی تا ابد باقی شود / ورت بیند مرده هم داند که جانی شاد باش”. اگر هستی و زندگی، تو را ببیند، تا ابد باقی و جاودان میشود. و اگر مردهای تو را ببیند، میفهمد که تو جانی و او را حیات میبخشی؛ همواره شاد باش. این بیت، قدرت حیاتبخشی معشوق را حتی بر مرگ تأکید میکند.
مولانا به فیضبخشی دائم معشوق اشاره میکند: “همچنین تو دم به دم آن جام باقی میرسان / تا شویم از دست و آن باقی تو دانی شاد باش”. ای معشوق، پیوسته و لحظه به لحظه آن جام باده باقی (جام معرفت و عشق ابدی) را به ما برسان. تا ما از خود بیخود شویم و مست گردیم؛ و بقیه (نتیجه این مستی) را تو بهتر میدانی؛ همواره شاد باش. این بیت، به بیانتها بودن فیض الهی اشاره دارد.
سپس به زخم عشق بر جان اشاره میکند: “بر نشانه خاک ما اینک نشان زخم تو / ای نشانه شاد زی و ای نشانی شاد باش”. بر این وجود خاکی ما، اینک نشان زخم عشق تو آشکار است (که این زخم خود عین لطف و زیبایی است). ای نشانه (زخم عشق)، شاد و مبارک باش و ای معشوق (صاحب نشانی)، همواره شاد باش. این بیت، زخم عشق را نشانهای افتخارآمیز و عین زیبایی میداند.
مولانا معشوق را به هما تشبیه میکند: “ای هما کز سایهات پر یافت کوه قاف نیز / ای همای خوش لقای آن جهانی شاد باش”. ای معشوق که مانند هما (پرنده سعادتبخش که سایهاش بر هر که افتد، او را به سعادت میرساند)، از سایه لطف تو حتی کوه قاف (کوه افسانهای که در باورهای عرفانی نماد دوردستترین نقطه عالم و جایی است که سیمرغ در آن لانه دارد و در آن معانی پنهان است) نیز “پر” (بال و پرواز یا کمال) یافت. ای همای مبارک و نیکمنظر آن جهان (عالم معنی)، همواره شاد باش. این بیت، مقام والای معشوق را در برکتبخشی به همه موجودات نشان میدهد.
سپس به جامعیت صفات معشوق اشاره میکند: “هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شراب / هم جهانی هم نهانی هم عیانی شاد باش”. ای معشوق، تو هم ظریف و لطیفی، هم همدم و همنشینی، هم چراغ هدایت هستی و هم شراب مستکننده. تو هم تمام جهان هستی، هم پنهان از دیدهها و هم آشکار در هر ذره؛ همواره شاد باش. این بیت، جامعیت و حضور معشوق در همه وجوه هستی را بیان میکند.
مولانا به هدایای معنوی معشوق اشاره میکند: “تحفههای آن جهانی میرسانی دم به دم / میرسان و میرسان خوش میرسانی شاد باش”. تو پیوسته و لحظه به لحظه، هدایای آن جهانی (عطایای معنوی و روحانی) را به ما میرسانی. این فیضبخشی را ادامه بده، چه نیکو میرسانی؛ همواره شاد باش.
او به جذب جانها توسط معشوق اشاره میکند: “رختها را میکشاند جان مستان سوی تو / میچشان و میکشان خوش میکشانی شاد باش”. جانهای مست از عشق، رخت سفر خود را (از این دنیا) به سوی تو میکشانند. تو این جانها را به خود میچشانی و به زیبایی به سوی خود میکشی؛ همواره شاد باش. این بیت، به قدرت جذب و ربایش معشوق اشاره دارد.
مولانا به شادمانی عالم از معشوق اشاره میکند: “ای جهان را شاد کرده وی زمین را جمله گنج / تا زمین گوید تو را کای آسمانی شاد باش”. ای کسی که تمام جهان را شاد کردهای و تمام گنجهای زمین (برکات و ثروتها) از توست. تا حدی که زمین نیز به تو میگوید: ای کسی که مانند آسمان (بلندمرتبه و فیضبخش) هستی، همواره شاد باش. این بیت، تأثیر خیر و برکت معشوق را بر کل هستی نشان میدهد.
سپس به جایگاه برتر معشوق اشاره میکند: “گر سر خوبی بخارد دلبری در عهد تو / پرچمش آرند پیشت ارمغانی شاد باش”. اگر در زمان و دوران فرمانروایی تو، دلبری بخواهد سر از خوبی و زیبایی خود بخاراند (یعنی بخواهد برتری خود را نشان دهد)، پرچم و نشانههای خود را به عنوان هدیه و ارمغان به پیش تو میآورند؛ همواره شاد باش. این بیت، نشان میدهد که هیچ زیبایی و دلربایی در برابر جمال معشوق قابل مقایسه نیست.
غزل در نهایت با اشاره به شمس تبریزی به اوج ستایش خود میرسد: “گوهر آدم به عالم شمس تبریزی توی / ای ز تو حیران شده بحر معانی شاد باش“. ای شمس تبریزی، تو گوهر و چکیده وجود آدم در این عالم هستی. ای کسی که از عظمت تو، حتی دریای معانی (عالم معرفت و حقیقت) نیز حیران و سرگشته شده است؛ همواره شاد باش. این بیت، شمس تبریزی را منشأ و تجلیگاه تمامی معانی و حقایق عالم میداند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر