مطالب پیشنهادی![]()
خسروانی که فتنهای چینید
فتنه برخاست هیچ ننشینید
هم شما هم شما که زیبایید
هم شما هم شما که شیرینید
همچو عنبر حمایلیم همه
بر بر سیمتان که مشکینید
نشوم شاد اگر گمان دارم
که گهی شاد و گاه غمگینید
در صفای می نهان دیدیم
که شما چون کدوی رنگینید
شاهدان فنا شما جمله
با لب لعل و جان سنگینید
بل که بر اسب ذوق و شیرینی
تا ابد خوش نشسته در زینید
تبریزی شوید اگر در عشق
بنده شمس ملت و دینید
غزل ۹۷۶ مولانا، خطاب به عاشقان و عارفانی است که خود، منشأ شور و تحول در جهان هستند. مولانا در این غزل، با بیانی سرشار از ستایش و محبت، آنها را به عنوان “خسروان” و “شاهدان فنا” توصیف میکند که زیبایی، شیرینی و تأثیر آنها، موجب بیداری و حرکت در عالم میشود. او بر جاودانگی شادی آنها و رهاییشان از غم تأکید میورزد و در نهایت، به لزوم بندگی شمس تبریزی برای رسیدن به مقام “تبریزی شدن” اشاره میکند.
مولانا غزل را با اشاره به قدرت تحولبخش خسروان آغاز میکند:
خسروانی که فتنهای چینید فتنه برخاست هیچ ننشینید
«ای پادشاهانی (خسروان) که فتنهای (شورش و تحولی معنوی) را چیدید (ایجاد کردید)،» «(بدانید که) آن فتنه برخاست (آغاز شد) و هرگز آرام نمیگیرد (نمینشیند).» این بیت، اشاره به قدرت عاشقان (خسروان) در ایجاد شور و تحول معنوی که پس از آغاز، پایانی ندارد.
هم شما هم شما که زیبایید هم شما هم شما که شیرینید
«هم شما (هستید که) زیبایید (از نظر معنوی و جلوهی الهی)،» «هم شما (هستید که) شیرینید (و دلربا و خواستنی هستید).» این بیت، ستایش از زیبایی و شیرینی ذاتی عاشقان و عارفان که بازتابی از معشوق است.
همچو عنبر حمایلیم همه بر بر سیمتان که مشکینید
«همگی ما (عاشقان/هستی) همچون عنبر، حمایت شما هستیم،» «بر شانهی نقرهفام شما (ای معشوقصفتان) که خودتان معطر و مشکین هستید (و ما از شما عوی عطش میکنیم).» این بیت، بیانگر ارادت و وابستگی مولانا (و کل هستی) به این خسروان و معطر بودن آنها.
مولانا به رهایی آنها از غم و ذات حقیقیشان اشاره میکند:
نشوم شاد اگر گمان دارم که گهی شاد و گاه غمگینید
«(من) شاد نمیشوم اگر گمان کنم (یا فکر کنم) که شما (ای خسروان) گاهی شاد و گاهی غمگین هستید (زیرا مقام شما بالاتر از این تضادهاست و همواره در شادی وصالید).» این بیت، تأکید بر شادی دائمی و مطلق عاشقان واقعی که از دوگانگی غم و شادی دنیوی رها شدهاند.
در صفای می نهان دیدیم که شما چون کدوی رنگینید
«در (آن) صفای شراب (معرفت و عشق) نهان دیدیم،» «که شما (در ظاهر زیبا و دلربا هستید اما در باطن) مانند کدوی رنگین هستید (که توخالی و بدون معرفت حقیقی است).» این بیت، حاوی نقد و هشدار است. ممکن است خطاب به کسانی باشد که تنها ظاهر زیبایی دارند ولی از باطن تهی هستند. یا به این معنی که در نهایتِ صفا، معشوق (یا عارف) همهی رنگها و جلوهها را در خود دارد. این بیت میتواند چالشبرانگیزترین بیت غزل باشد. با توجه به ابیات قبل که سراسر مدح و ستایش است، این بیت ممکن است خطاب به گروه دیگری باشد، یا اشاره به آن کدوهایی باشد که برای آب و هوا آمادهاند یعنی بینقش و خالی از هرچه نقاش ظاهر کرده است یا اینکه این ظاهر رنگین و فریبندهی دنیایی، در مقابل شراب معرفت، پوچ و تهی است و تنها درون معرفت است که انسان را از این حالت رنگین بودن (ظاهری) رها می کند.
شاهدان فنا شما جمله با لب لعل و جان سنگینید
«شما (ای خسروان) همگی شاهدان فنا هستید (کسانی که در حق فانی شده و به بقا رسیدهاند)،» «(اما با این حال) با لبی همچون لعل (زیبا و فریبنده) و جانی (در ظاهر) سنگین (بیتفاوت به دنیا و از آن رها) هستید.» این بیت، بیانگر مقام فنای عاشقان در عین جلوهی زیبایی ظاهری و بیتفاوتیشان به دنیا.
بل که بر اسب ذوق و شیرینی تا ابد خوش نشسته در زینید
«بلکه (شما ای عاشقان) بر اسب ذوق و شیرینی (لذتهای معنوی) تا ابد به خوشی سوار هستید (و در این حالت پایدارید).» این بیت، تأکید بر پایداری عاشقان در لذتهای معنوی و رهایی از نضجهای دنیوی.
مولانا غزل را با اشاره به شمس تبریزی به پایان میبرد:
تبریزی شوید اگر در عشق بنده شمس ملت و دینید
«(شما نیز) تبریزی شوید (به مقام شمس تبریزی و مکتب او برسید) اگر در عشق،» «بندهی شمس تبریزی که (راهبر) ملت و دین است، باشید (و تسلیم او گردید).» این بیت، دعوت به پیروی از شمس تبریزی و تسلیم در برابر او برای رسیدن به کمال معنوی و “تبریزی شدن” (فنا در شمس و رسیدن به مقام او).
غزل ۹۷۶ مولانا، آینهای تمامنما از مقام و جلوهی عاشقان و عارفان حقیقی است. مولانا این سالکان را “خسروان”ی مینامد که با حضور خود “فتنهای” (شوری) در جهان میآفرینند که هرگز فرو نمینشیند. او با زبانی سرشار از ستایش، “زیبایی” و “شیرینی” آنها را میستاید و خود را (و کل هستی را) همچون “عنبر”ی میبیند که “حمایل” بر “بر سیمتان” این معشوقصفتان است.
مولانا در این غزل، بر مقام جاودانگی و رهایی این خسروان از نوسانات دنیوی تأکید میکند؛ آنجا که میگوید “نشوم شاد اگر گمان دارم / که گهی شاد و گاه غمگینید”، اشاره به شادی مطلق و پایدار آنها دارد. بیت “در صفای می نهان دیدیم / که شما چون کدوی رنگینید” میتواند کنایهای به ظواهر فریبندهی دنیایی باشد که در مقابل عمق حقیقت پوچند، یا اشاره به آنکه حتی خود این عارفان که مظهر صفای وجودند در نظر حقیقت هیچ نیستند و فانی هستند. مولانا این عاشقان را “شاهدان فنا” مینامد که با وجود “لب لعل” ظاهری، “جان سنگین” و بیتفاوت به دنیا دارند. او نشانهی آنها را “نشستن خوش بر اسب ذوق و شیرینی” تا ابد میداند. در نهایت، مولانا با ندایی مستقیم، مخاطبان را به “تبریزی شدن” (رسیدن به مقام شمس) دعوت میکند، به شرطی که در عشق، “بنده شمس ملت و دین” باشند و تسلیم او گردند. این غزل پیامی از عظمت عاشقان واقعی، رهایی آنها از تضادهای دنیوی، و لزوم پیروی از پیر کامل (شمس تبریزی) برای رسیدن به کمال معنوی را در خود جای داده است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر