تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 426 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 426 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 426 دیوان شمس مولانا

غیر عشقت راه بین جستیم نیست
جز نشانت همنشین جستیم نیست

آن چنان جستن که می‌خواهی بگو
کان چنان را این چنین جستیم نیست

بعد از این بر آسمان جوییم یار
زانک یاری در زمین جستیم نیست

چون خیال ماه تو ای بی‌خیال
تا به چرخ هفتمین جستیم نیست

بهتر آن باشد که محو این شویم
کز دو عالم به از این جستیم نیست

صاف‌های جمله عالم خورده گیر
همچو درد درد دین جستیم نیست

خاتم ملک سلیمان جستنیست
حلقه‌ها هست و نگین جستیم نیست

صورتی کاندر نگین او بدست
در بتان روم و چین جستیم نیست

آن چنان صورت که شرحش می‌کنم
جز که صورت آفرین جستیم نیست

اندر آن صورت یقین حاصل شود
کز ورای آن یقین جستیم نیست

جای آن هست ار گمان بد بریم
ز آنک بی‌مکری امین جستیم نیست

پشت ما از ظن بد شد چون کمان
زانک راهی بی‌کمین جستیم نیست

زین بیان نوری که پیدا می‌شود
در بیان و در مبین جستیم نیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 426 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۴۲۶ از دیوان شمس مولانا با مطلع “غیر عشقت راه بین جستیم نیست / جز نشانت همنشین جستیم نیست”. این غزل به بیان یگانگی معشوق (حق تعالی) و انحصار جستجو و همنشینی عاشق در او می‌پردازد. مولانا با تأکید بر اینکه راهی برای دیدن و جستجو جز عشق معشوق و همنشینی جز با نشان او (تجلیاتش) نیافته است، به نفی هرگونه مطلوب و مقصود دیگری در عالم اشاره می‌کند. غزل با بیان اینکه جستجوی مطلوب حق با جستجوی عادی متفاوت است و یاری جز در آسمان (عالم معنا) نمی‌توان یافت، به بی‌قراری از خیال معشوق تا فلک هفتم و بهتر بودن فنا در او اشاره می‌کند. همچنین به بی‌ارزشی صافی‌های عالم در برابر درد دین، و منحصر بودن نگین ملک سلیمان (حقیقت توحید) در صورت معشوق می‌پردازد. در ادامه، با بیان حاصل شدن یقین در آن صورت الهی، امکان گمان بد بردن به خاطر بی‌مکری امین (حق یا پیر کامل)، و پشت خم شدن از ظن بد در راه بی‌کمین اشاره دارد و در نهایت با بیان پیدا شدن نوری از بیان که در خود بیان و گوینده نیست، به فراتر بودن حقیقت از کلام و بیان رهنمون می‌شود. ردیف غزل “نیست” بر نفی ماسوا و انحصار مطلوب و حقیقت در حق تأکید دارد.

مضامین اصلی غزل

  • یگانگی معشوق و انحصار جستجو در او.
  • نفی هرگونه مطلوب و همنشین جز حق و نشان او.
  • تفاوت جستجوی مطلوب حق با جستجوی عادی.
  • یافتن یار حقیقی تنها در عالم معنا.
  • بی‌قراری و شور عاشق از خیال معشوق.
  • بهتر بودن فنا در معشوق.
  • بی‌ارزشی امور دنیوی در برابر درد دین.
  • منحصر بودن حقیقت توحید در صورت معشوق.
  • حاصل شدن یقین در تجلی الهی.
  • امکان سوء ظن به حق یا پیر به خاطر بی‌نقشی ایشان.
  • مشکلات و کمین‌های راه سلوک.
  • فراتر بودن حقیقت از کلام و بیان.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان یگانگی معشوق و انحصار جستجو آغاز می‌شود: غیر عشقت راه بین جستیم نیست / جز نشانت همنشین جستیم نیست. راهی برای دیدن حقیقت و جستجوی مطلوب جز عشق تو (معشوق، حق تعالی) نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. همنشین و همدمی جز با نشانه‌ها و تجلیات تو نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. انحصار مطلوب و همنشین حقیقی در حق.

به تفاوت جستجوی مطلوب حق و یافتن یار در عالم معنا اشاره دارد: آن چنان جستن که می\u200cخواهی بگو / کان چنان را این چنین جستیم نیست. آن‌گونه که تو (معشوق) می‌خواهی و اراده می‌کنی که جستجو صورت پذیرد (جستجوی حقیقی که از جانب توست)، آن‌گونه را ما با این روش‌ها و جستجوهای ظاهری نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. تفاوت جستجوی ظاهری و باطنی در راه حق. بعد از این بر آسمان جوییم یار / زانک یاری در زمین جستیم نیست. بعد از این (که از جستجوی ظاهری ناامید شدیم)، یار حقیقی را در آسمان (عالم معنا، عالم الوهیت) جستجو می‌کنیم. چرا که یاری و همدمی حقیقی در زمین (عالم ماده، عالم کثرت) نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. یافتن یار حقیقی تنها در عالم معنا و باطن.

به بی‌قراری از خیال معشوق و بهتر بودن فنا اشاره می‌کند: چون خیال ماه تو ای بی\u200cخیال / تا به چرخ هفتمین جستیم نیست. از تصور و خیال روی زیبای تو (معشوق)، ای کسی که خود از هرگونه خیال و وهمی منزهی، (این بی‌قراری) تا فلک هفتم (اوج عالم هستی) رسیده است و مانند آن را نجسته‌ایم. شدت بی‌قراری عاشق از خیال معشوق و بی‌مثالی آن. بهتر آن باشد که محو این شویم / کز دو عالم به از این جستیم نیست. بهتر آن است که در این (عشق، ذات الهی) محو و فانی شویم. چرا که از هر دو عالم (ماده و معنا) بهتر و والاتر از این (فنا در حق) نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. افضل بودن مقام فنا در حق.

به بی‌ارزشی امور دنیوی و منحصر بودن حقیقت توحید اشاره دارد: صاف\u200cهای جمله عالم خورده گیر / همچو درد درد دین جستیم نیست. فرض کن تمام صافی‌ها و لذت‌های عالم (دنیوی) را چشیده‌ای و به دست آورده‌ای. اما مانند درد و رنجی که در راه دین و حقیقت (درد طلب، درد فراق) هست، نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. برتری رنج راه حق بر لذت‌های دنیوی. خاتم ملک سلیمان جستنیست / حلقه\u200cها هست و نگین جستیم نیست. نگین انگشتری ملک سلیمان (اشاره به حقیقت توحید و تسلط بر عالم با نام حق) قابل جستجو و یافتن است. حلقه‌های انگشتری (کالبدها، مظاهر) وجود دارند، اما نگین اصلی و حقیقت آن را (در غیر تو) نجسته‌ایم. انحصار حقیقت توحید در ذات حق و بی‌ارزشی مظاهر بدون او.

به منحصر بودن صورت نگین در معشوق و حاصل شدن یقین اشاره دارد: صورتی کاندر نگین او بدست / در بتان روم و چین جستیم نیست. آن صورتی (حقیقت، تجلی الهی) که در نگین (حقیقت توحید) او (حق) است، در بتان و زیبارویان عالم (مظاهر دنیوی) در روم و چین نیز نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. بی‌مثالی تجلی الهی در برابر مظاهر خلقی. آن چنان صورت که شرحش می\u200cکنم / جز که صورت آفرین جستیم نیست. آن صورتی (حقیقت) که من (عاشق) در حال شرح و بیان آن هستم (وصفش نمی‌گنجد)، جز خود صورت‌آفرین (حق تعالی) را نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. اشاره به وصف‌ناپذیری حق و اتحاد عاشق با معشوق.

به حاصل شدن یقین، امکان گمان بد و کمین‌های راه اشاره دارد: اندر آن صورت یقین حاصل شود / کز ورای آن یقین جستیم نیست. در پرتو آن صورت الهی و تجلی حق، یقین و معرفت حقیقی حاصل می‌شود. و یقین و معرفتی فراتر از آن (حاصل از تجلی) نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. حاصل شدن یقین با شهود حق. جای آن هست ار گمان بد بریم / ز آنک بی\u200cمکری امین جستیم نیست. جای آن هست که اگر ما (انسان‌ها) گمان بد ببریم (به حق یا پیر کامل). چرا که امین حقیقی (حق یا پیر) را که از هرگونه مکر و حیله‌ای مبراست، نجسته‌ایم و نیافته‌ایم (وگرنه گمان بد نمی‌بردیم). امکان سوء ظن به خاطر عدم درک حقیقت. پشت ما از ظن بد شد چون کمان / زانک راهی بی\u200cکمین جستیم نیست. پشت ما از گمان بد و سوء ظن (در راه سلوک) مانند کمان خمیده شده است (اشاره به رنج و سختی راه). چرا که راهی بدون کمین و سختی نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. سختی‌ها و امتحانات راه سلوک و تأثیر سوء ظن.

در بیت پایانی، به فراتر بودن حقیقت از کلام اشاره دارد: زین بیان نوری که پیدا می\u200cشود / در بیان و در مبین جستیم نیست. از این بیان و سخن (که در وصف حق گفته می‌شود)، نوری و حقیقتی آشکار می‌گردد. اما آن نور حقیقی را در خود این بیان و در گویندهٔ آن (که محدودند) نجسته‌ایم و نیافته‌ایم. فراتر بودن حقیقت از الفاظ و معانی ظاهری.

نتیجه‌گیری

غزل ۴۲۶ مولانا، غزلی است که به بیان یگانگی معشوق و انحصار جستجو و همنشینی عاشق در او می‌پردازد. مولانا با تأکید بر نفی هرگونه مطلوب و همنشین جز حق، به تفاوت جستجوی ظاهری و باطنی، و یافتن یار حقیقی تنها در عالم معنا اشاره می‌کند. غزل با بیان بی‌قراری از خیال معشوق، بهتر بودن فنا در او، و بی‌ارزشی امور دنیوی در برابر درد دین، به انحصار حقیقت توحید در صورت معشوق و حاصل شدن یقین با شهود حق می‌پردازد. در ادامه، با اشاره به امکان سوء ظن به خاطر عدم درک حقیقت و کمین‌های راه سلوک، به فراتر بودن حقیقت از کلام و بیان رهنمون می‌شود. این غزل، بیانی پرشور و عارفانه از نگاه مولانا به یگانگی حق، انحصار طلب در او، و مقامات عاشق در مسیر فناست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: