تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 807 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 807 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 807 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۰۷ دیوان شمس مولانا

لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید
لحظه‌ای قصه آن غمزه خون ریز کنید

در فراق لب چون شکر او تلخ شدیم
زان شکرهای خدایانه شکرریز کنید

هندوی شب سر زلفین ببرد ز طمع
زلف او گر بفشانید عنبربیز کنید

بس زبان کز صفت آن لب او کند شود
چون سنان نظر از دولت او تیز کنید

ای بسا شب که ز نور مه او روز شود
گرچه مه در طلبش شیوه شبخیز کنید

وقت شمشیر بود واسطه‌ها برگیرید
صرف آرید نخواهیم که آمیز کنید

شمس تبریز که خورشید یکی ذره اوست
ذره را شمس مگوییدش و پرهیز کنید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۰۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۰۷ مولانا، غزلی عاشقانه و ستایش‌آمیز است که به توصیف زیبایی و قدرت معشوق (شمس تبریزی) می‌پردازد. مولانا در این غزل، با بیانی شورانگیز، از مخاطبان می‌خواهد که از داستان عشق و جمال معشوق سخن بگویند و از فیض او بهره‌مند شوند. او بر برتری معشوق بر هر موجود دیگری، حتی خورشید، تأکید می‌کند و در نهایت، به بی‌نظیری شمس تبریزی و لزوم پرهیز از تشبیهات ناروا اشاره می‌نماید.

داستان تبریز و غمزه خون‌ریز

مولانا غزل را با دعوت به سخن گفتن از معشوق آغاز می‌کند:

لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید لحظه‌ای قصه آن غمزه خون ریز کنید

«لحظه‌ای به داستان تبریز (محل حضور شمس، یا کنایه از عالم عشق) بپردازید و قصه آن را بگویید،» «و لحظه‌ای هم داستان آن غمزه (کرشمه و ناز) خون‌ریز (که دل‌ها را شکار می‌کند) را بازگو کنید.» این بیت، دعوت به پرداختن به زیبایی‌ها و دلربایی‌های معشوق و فضای روحانی مربوط به او (تبریز).

طلب شیرینی از لب شکرریز

مولانا به تلخی فراق و طلب شیرینی از معشوق اشاره می‌کند:

در فراق لب چون شکر او تلخ شدیم زان شکرهای خدایانه شکرریز کنید

«در دوری از لب (کلام و لطف) او که مانند شکر شیرین است، تلخ‌کام شده‌ایم،» «(پس) از آن شکرها (لطف و کلام شیرین) که مانند کلام خداوند (خدایانه) است، (بر ما) شکرریز کنید (ببخشید).» این بیت، نشان‌دهنده رنج فراق و آرزوی دریافت لطف و کلام حیات‌بخش معشوق.

زلف معشوق و عطر بی‌نظیر آن

مولانا به زلف معشوق و عطر دل‌انگیز آن اشاره می‌کند:

هندوی شب سر زلفین ببرد ز طمع زلف او گر بفشانید عنبربیز کنید

«سیاهی شب (هندوی شب) به طمع (برای رسیدن به سیاهی و زیبایی) سر زلف (سیاه و دلربای معشوق) را برید (یعنی تلاش کرد که با آن برابری کند اما نتوانست)،» «(ای معشوق!) اگر زلف خود را پریشان کنید، (عطری چون) عنبر می‌پاشید (و فضا را معطر می‌سازید).» این بیت، توصیف زیبایی و عطر بی‌نظیر زلف معشوق که حتی شب تاریک نیز در برابر آن کم می‌آورد.

تیز شدن نظر با دولت معشوق

مولانا به کندی زبان در وصف معشوق و تیز شدن بصیرت اشاره می‌کند:

بس زبان کز صفت آن لب او کند شود چون سنان نظر از دولت او تیز کنید

«چه بسیار زبان‌ها که از توصیف آن لب (کلام) او کند و ناتوان می‌شوند،» «(پس) نظر (بصیرت) خود را از برکت و دولت (فیض) او مانند سر نیزه (سنان) تیز کنید (تا بتوانید حقایق را ببینید).» این بیت، بیانگر ناتوانی کلام در وصف معشوق و دعوت به کسب بصیرت باطنی از او.

نور معشوق و بی‌قراری ماه

مولانا به قدرت نور معشوق و شوق ماه برای او اشاره می‌کند:

ای بسا شب که ز نور مه او روز شود گرچه مه در طلبش شیوه شبخیز کنید

«چه بسا شب‌هایی که از نور (روی) ماه (مانند) او، به روز (روشنایی) تبدیل می‌شود،» «گرچه خود ماه (آسمانی) در طلب او، شیوه شب‌زنده‌داران (شبخیز) را پیشه کرده است (و بی‌قرار اوست).» این بیت، نشان‌دهنده قدرت معشوق در تبدیل تاریکی به روشنایی و بی‌قراری حتی ماه آسمانی در طلب او.

دعوت به نبرد با واسطه‌ها

مولانا به نبرد با واسطه‌ها و رهایی از آنها اشاره می‌کند:

وقت شمشیر بود واسطه‌ها برگیرید صرف آرید نخواهیم که آمیز کنید

«اکنون وقت شمشیر (نبرد با نفس/ریاضت) است، (پس) واسطه‌ها (تعلقات و حجاب‌ها) را از میان بردارید،» «(و) خالص شوید (صرف آرید)، نمی‌خواهیم که (با چیزی) آمیخته شوید (و ناخالص بمانید).» این بیت، دعوت به پاک‌سازی و رهایی از واسطه‌ها و حجاب‌ها در راه عشق، و رسیدن به خلوص و یگانگی.

برتری شمس تبریزی بر خورشید

مولانا غزل را با ستایش بی‌نظیر شمس تبریزی به پایان می‌برد:

شمس تبریز که خورشید یکی ذره اوست ذره را شمس مگوییدش و پرهیز کنید

«شمس تبریز که خورشید (آسمانی) تنها یک ذره از وجود اوست،» «(پس) به آن ذره (خورشید)، شمس (تبریز) نگویید و از چنین تشبیهی پرهیز کنید (که این مقایسه نارواست و از شأن شمس تبریزی می‌کاهد).» این بیت، نشان‌دهنده مقام بسیار والای شمس تبریزی که حتی خورشید نیز در برابر عظمت او ناچیز است، و نهی از تشبیه او به خورشید.


نکات مهم

  • عظمت معشوق: دعوت به سخن گفتن از داستان تبریز (عالم عشق) و غمزه‌های دلربای معشوق.
  • لطف جان‌بخش: طلب شیرینی و لطف از لب شکرریز معشوق برای رفع تلخی فراق.
  • زیبایی و عطر بی‌نظیر: زلف معشوق دارای عطر و زیبایی خاصی است که حتی شب نیز در برابر آن ناتوان است.
  • ناتوانی کلام و طلب بصیرت: زبان در وصف معشوق ناتوان است، پس باید بصیرت باطنی را از او کسب کرد.
  • قدرت معشوق در تبدیل تاریکی به روشنایی: نور روی معشوق قادر به تبدیل شب‌های تاریک به روز است و حتی ماه نیز در طلب او بی‌قرار است.
  • دعوت به خلوص و رفع واسطه‌ها: اکنون زمان ریاضت و برداشتن حجاب‌هاست تا به خلوص کامل رسید.
  • برتری بی‌مانند شمس تبریزی: شمس تبریزی آنقدر والا است که خورشید تنها ذره‌ای از اوست و نباید او را به خورشید تشبیه کرد.

نتیجه‌گیری

این غزل با بیانی شورانگیز و پر از ارجاعات به مقام والای شمس تبریزی، عاشق را به غرق شدن در عالم عشق و بهره‌مندی از فیض معشوق دعوت می‌کند. مولانا در این ابیات، با توصیفات بی‌نظیر از جمال و قدرت معشوق، عظمت او را فراتر از هر تصور و تشبیه مادی می‌داند و خواننده را به رهایی از تعلقات و کسب بصیرت باطنی برای درک حقیقت فرامی‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: