تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 181 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 181 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 181 دیوان شمس مولانا

دل چو دانه ، ما مثال آسیا

آسیا کی داند این گردش چرا

تن چو سنگ و آب او اندیشه‌ها

سنگ گوید « آب داند ماجرا »

آب گوید « آسیابان را بپرس

کاو فکند اندر نشیب این آب را »

آسیابان گویدت ک‌« ای نان‌خوار

گر نگردد این ، که باشد نانبا ؟»

ماجرا بسیار خواهد شد خمش

از خدا واپرس تا گوید تو را

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۸۱ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: تمثیل آسیاب و دانه‌ی دل

غزل شماره ۱۸۱ از دیوان شمس مولانا با مطلع «دل چو دانه، ما مثال آسیا / آسیا کی داند این گردش چرا»، با استفاده از تمثیلی ساده و در عین حال عمیق از فرآیند آسیاب کردن گندم، به بیان سرشت انسان و چگونگی گذر او از مراحل مختلف هستی می‌پردازد. این غزل، نگاهی فلسفی و عرفانی به حقیقت وجود و حرکت در عالم دارد.

دل، دانه و ما، آسیا

بیت نخست، اساس تمثیل غزل را بنا می‌نهد: «دل چو دانه، ما مثال آسیا». مولانا “دل” انسان را به “دانه” تشبیه کرده است؛ دانه‌ای که بالقوه قابلیت تبدیل شدن به آرد و نان (محصولی مفید و حیاتی) را دارد، اما برای رسیدن به این قابلیت، باید فرآیندی را طی کند. و “ما” (وجود ظاهری، جسم، یا کلیت حیات دنیوی ما) را به “آسیا” (آسیاب) تشبیه کرده است؛ دستگاهی که دانه را می‌گرداند و می‌کوبد تا به آرد تبدیل شود. سپس با طرح یک سوال تأمل‌برانگیز می‌گوید: «آسیا کی داند این گردش چرا؟». خود آسیا (وجود ظاهری یا دنیای مادی) از چرخش و حرکت خود و دلیل این فرآیند بی‌خبر است، تنها در حال انجام کار است.

تن، سنگ آسیا و اندیشه‌ها، آب آن

«تن چو سنگ و آب او اندیشه‌ها / سنگ گوید «آب داند ماجرا»». در ادامه تمثیل، “تن” (جسم انسان) را به “سنگ آسیا” تشبیه کرده است؛ سنگ سنگین و سختی که در حال گردش است. و “اندیشه‌ها” و افکار انسان را به “آب آسیا”؛ آبی که باعث حرکت و چرخش سنگ می‌شود. در این میان، “سنگ” (تن) از “آب” (اندیشه‌ها) می‌پرسد و می‌گوید که “آب داند ماجرا” (راز این گردش را می‌داند). این نشان‌دهنده‌ی وابستگی حرکت جسمانی و دنیوی به جریان اندیشه و فکر است.

آب و آسیابان، دلیل گردش

«آب گوید «آسیابان را بپرس / کاو فکند اندر نشیب این آب را»». در پاسخ به سنگ، “آب” (اندیشه‌ها) نیز اعتراف به بی‌خبری می‌کند و می‌گوید که این راز را باید از “آسیابان” پرسید؛ کسی که “این آب را اندر نشیب فکند” (باعث جاری شدن و به حرکت درآمدن آب شده است). آسیابان در اینجا نمادی از نیروی محرک اصلی، یعنی اراده‌ی الهی یا دستی پنهان است که جریان هستی را هدایت می‌کند.

هدف آسیابان و نیاز نان‌خوار

«آسیابان گویدت ک«ای نان‌خوار / گر نگردد این، که باشد نانبا؟»». وقتی از “آسیابان” (اراده‌ی الهی) پرسیده می‌شود، او نیز پاسخی می‌دهد که ظاهراً ساده است اما به هدف غایی اشاره دارد. او به “نان‌خوار” (انسان نیازمند به محصول آسیاب، یعنی معرفت و کمال) می‌گوید: «اگر این نگردد» (اگر این فرآیند آسیاب رخ ندهد)، «که باشد نانبا؟» (چه کسی می‌تواند نان بپزد؟ یا به عبارت دیگر، چگونه انسان می‌تواند به کمال و معرفت برسد؟). این پاسخ نشان می‌دهد که هدف از این گردش و کوبش (فرایندهای زندگی و ابتلائات) رسیدن انسان به مقام پختگی و قابلیت بهره‌مندی از حقایق (نان) است.

سکوت و پرسش از خدا

«ماجرا بسیار خواهد شد خمش / از خدا واپرس تا گوید تو را». در نهایت، مولانا با اشاره به پیچیدگی و عمق این “ماجرا” (حقیقت هستی و دلیل گردش آن)، توصیه می‌کند که در این باره “خمش” (خاموش) باش. تمام این سوال و جواب‌ها در سطحی پایین‌تر از حقیقت مطلق قرار دارند. برای درک کامل این راز، باید “از خدا واپرس” (مستقیماً از منبع اصلی حقیقت بپرس) «تا گوید تو را» (تا او خود پاسخ حقیقی را به تو آشکار کند). این بیت بر محدودیت عقل و زبان در بیان حقایق غایی و لزوم ارتباط مستقیم با مبدأ هستی تأکید دارد.

خلاصه پیام غزل

غزل ۱۸۱ مولانا با تمثیل دل به دانه و وجود انسان به آسیا، به فرآیند تحول و کمال‌یابی روح در بستر حیات دنیوی می‌پردازد. این غزل نشان می‌دهد که جسم و اندیشه‌ها ابزارهایی هستند در دست نیرویی برتر (آسیابان یا اراده‌ی الهی) که هدفش پختن و آماده کردن جان (دانه) برای رسیدن به معرفت و کمال (نان) است. در نهایت، غزل با تأکید بر پیچیدگی این فرآیند و محدودیت عقل در درک آن، انسان را به سکوت در برابر عظمت الهی و طلب معرفت مستقیم از ذات حق فرامی‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: