مطالب پیشنهادی![]()
بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست
بر روی و سر چو سیل دوان تا بجوی دوست
خود اوست جمله طالب و ما همچو سایهها
ای گفت و گوی ما همگی گفت و گوی دوست
گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم
گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست
گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر
کفگیر میزند که چنینست خوی دوست
بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه
تا جان ما بگیرد یک باره بوی دوست
چون جان جان وی آمد از وی گزیر نیست
من در جهان ندیدم یک جان عدوی دوست
بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف
ندهی به هر دو عالم یکتای موی دوست
با دوست ما نشسته که ای دوست دوست کو
کو کو همیزنیم ز مستی به کوی دوست
تصویرهای ناخوش و اندیشه رکیک
از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست
خاموش باش تا صفت خویش خود کند
کو های های سرد تو کو های هوی دوست
غزل شماره ۴۴۲ از دیوان شمس مولانا با مطلع “بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست / بر روی و سر چو سیل دوان تا بجوی دوست”. این غزل به بیان اهمیت و ضرورت طلب و جستجوی معشوق (حق تعالی) برای عاشقان و همچنین به مراحل و احوال مختلف سالک در این مسیر میپردازد. مولانا با تأکید بر فریضه بودن جستجوی دوست برای عاشقان، بیان میکند که آنان باید با تمام وجود، مانند سیلی روان و بیقرار، برای رسیدن به جوی دوست (اشاره به منبع فیض و رحمت الهی) تلاش کنند. ردیف “دوست” در این غزل، بر محوریت و مرکزیت معشوق در تمام مراحل سلوک تأکید دارد.
مولانا در ادامه به یک حقیقت عمیق عرفانی اشاره میکند: خود اوست جمله طالب و ما همچو سایه\u200cها / ای گفت و گوی ما همگی گفت و گوی دوست. در حقیقت، خود اوست که طالب است و ما عاشقان تنها مانند سایهای هستیم (که از اصل خود تبعیت میکنیم). بنابراین، هر گفتگویی که ما داریم، در واقع انعکاسی از گفتگوی او و ارادهٔ اوست. این بیت به وحدت وجود و اینکه طلب از جانب حق است، اشاره دارد.
غزل به تناقضات و احوال مختلف عاشق در مسیر طلب اشاره میکند: گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم / گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست. گاهی مانند آب روان در جوی دوست (در مسیر فیض و وصال) روان و خوش و آسودهایم. اما گاهی نیز مانند آبی که در سبو (اشاره به قالب تن یا محدودیتهای عالم ناسوت) محبوس شده، گرفتار و محدود میشویم. بیان حالات بسط و قبض در سلوک. گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر / کفگیر می\u200cزند که چنینست خوی دوست. گاهی مانند محتویات دیگ (وجود ما) به جوش و خروش میآییم (اشاره به شور و حال عرفانی) و او (معشوق) با کفگیر (با تدبیر و حکمت) کفها را میگیرد (اشاره به زدودن ناخالصیها و پالایش عاشق)، چرا که اینگونه است عادت و شیوهٔ دوست. بیان تزکیه و تهذیب نفس توسط معشوق.
مولانا به تأثیر کلام و بوی معشوق بر جان اشاره میکند: بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه / تا جان ما بگیرد یک باره بوی دوست. او دهان خود را به گوش ما نهاده و با دمدمه و زمزمه (اشاره به القائات غیبی یا سخنان پیر) در گوش ما دمیده است، تا جان ما به یکباره از بوی خوش معشوق آکنده شود. تأثیر کلام و فیض معشوق بر جان. چون جان جان وی آمد از وی گزیر نیست / من در جهان ندیدم یک جان عدوی دوست. چون او جان جان و حقیقت وجود ماست، از او گزیری و گریزی نیست. من در تمام جهان حتی یک جان (حقیقی) را ندیدم که دشمن دوست (حق) باشد. وحدت وجود و یگانگی جانها با حق.
غزل به ناز و کرشمهٔ معشوق و بیارزشی عالم بدون او اشاره دارد: بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف / ندهی به هر دو عالم یکتای موی دوست. (معشوق) با ناز و کرشمهٔ خود تو را آب میکند و مانند موی (نازک) ضعیف و ناتوان میسازد. (اما با این حال) تو یک تار موی دوست را به دو عالم (دنیا و آخرت) نمیدهی. ناز معشوق، ضعف عاشق و بیارزشی عالم بدون دوست.
به مستی عاشق و بیربطی اندیشههای ناخوش اشاره میکند: با دوست ما نشسته که ای دوست دوست کو / کو کو همی\u200cزنیم ز مستی به کوی دوست. ما با دوست (در ظاهر) نشستهایم، اما (از شدت غرق شدن در او) میگوییم ای دوست، دوست کجاست؟ (با وجود حضور او، در جستجوی او هستیم). از شدت مستی و بیخودی، در کوی دوست (در طلب و جستجو) “کو کو” میزنیم (ناله و فریاد سر میدهیم). مستی و بیخودی عاشق در حضور معشوق و ادامهٔ طلب در حال فنا. تصویرهای ناخوش و اندیشه رکیک / از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست. تصورات ناپسند و اندیشههای پست و ناپاک، از طبع سست و ضعیف (نفس اماره) ناشی میشود. اینگونه اندیشهها و تصورات از جانب دوست (حق تعالی) نیست. پاکی ساحت قدس الهی و نقد نفس اماره.
در بیت پایانی، به لزوم سکوت برای شنیدن کلام حق اشاره دارد: خاموش باش تا صفت خویش خود کند / کو های های سرد تو کو های هوی دوست. خاموش باش و دم مزن، تا او (دوست، حق تعالی) خود به بیان صفات و کمالات خویش بپردازد. کجا است های و هوی سرد و بیروح تو؟ کجا است های و هوی پرشور و بانگ بلند دوست (که در عالم تجلی میکند)؟ لزوم سکوت برای شنیدن کلام و تجلی حق و مقایسهٔ کلام ظاهر با کلام حقیقی.
این غزل شامل ۱۰ بیت است و به بیان طلب و سلوک عاشقانه در راه حق میپردازد. مطلع غزل بر اهمیت جستجوی دوست تأکید دارد: بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست / بر روی و سر چو سیل دوان تا بجوی دوست. بر کسانی که دعوی عشق دارند، واجب و ضروری است که در جستجوی معشوق باشند. باید با تمام وجود (بر روی و سر)، مانند سیلابی که به سرعت روان است، بدوند تا به جوی دوست (منبع فیض و رحمت او) برسند. اهمیت طلب و کوشش در راه حق.
بیان حقیقت وحدت وجود: خود اوست جمله طالب و ما همچو سایه\u200cها / ای گفت و گوی ما همگی گفت و گوی دوست. در واقع، تمام طلب و خواستن از جانب خود اوست و ما عاشقان تنها مانند سایهای هستیم که تابع اصل خویشیم. هر آنچه ما میگوییم و در دل داریم، در حقیقت از او و بیانگر ارادهٔ اوست. طلب از جانب حق است.
اشاره به احوال مختلف سالک و تزکیهٔ نفس: گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم / گاهی چو آب حبس شدم در سبوی دوست. در مسیر سلوک، گاهی در جوی دوست (مقام وصال یا دریافت فیض) مانند آب روان، خوش و آسوده و جاری هستیم. و گاهی نیز مانند آبی که در سبوی تن محبوس شده، دچار محدودیت و گرفتاری میشویم (حالت قبض). بیان حالات بسط و قبض. گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر / کفگیر می\u200cزند که چنینست خوی دوست. گاهی مانند محتویات دیگ وجود، در آتش عشق میجوشیم و بیقراریم، و او (معشوق) با تدبیر و لطف خود (مانند کفگیر)، ناخالصیها (صفات ناپسند) را از ما میگیرد، چرا که اینگونه است عادت و روش دوست در تربیت عاشقان. تزکیه و تهذیب نفس توسط معشوق.
تأثیر معشوق بر جان و وحدت جانها: بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه / تا جان ما بگیرد یک باره بوی دوست. او (معشوق) دهان (اشاره به فیض و عنایت) خود را نزدیک گوش ما (جان ما) آورده و با دمدمه و زمزمهای ملایم، در وجود ما دمیده است، تا جان ما به طور کامل از بوی خوش و دلنشین او آکنده شود. تأثیر فیض و کلام معشوق بر جان. چون جان جان وی آمد از وی گزیر نیست / من در جهان ندیدم یک جان عدوی دوست. چون او (معشوق) جانِ جان و حقیقت هستی ماست، گریز و دوری از او ممکن نیست. من در عالم هستی، حتی یک جان (حقیقی و پاک) را ندیدهام که دشمن دوست (حق تعالی) باشد. وحدت جانها با حق.
ناز معشوق و بیارزشی عالم بدون او: بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف / ندهی به هر دو عالم یکتای موی دوست. (معشوق) با ناز و کرشمههای خود، تو را در آتش عشق ذوب میکند و مانند موی نازک، ضعیف و ناتوان میسازد. (با این حال) تو یک تار موی بیهمتا و بینظیر دوست را با تمام نعمتهای دو عالم دنیا و آخرت عوض نمیکنی. ناز معشوق و ارزش بیکران او در نظر عاشق.
مستی عاشق و نقد اندیشههای ناخوش: با دوست ما نشسته که ای دوست دوست کو / کو کو همی\u200cزنیم ز مستی به کوی دوست. با وجود اینکه ما با دوست (در بزم انس) نشستهایم، اما (از شدت غرق شدن در او و بیخودی) میگوییم ای دوست، دوست کجاست؟ (این پرسش از روی حیرت و فنا است). از شدت مستی و بیخودی در وادی طلب دوست، ناله و فریاد “کو کو” سر میدهیم. مستی و فنای عاشق و ادامهٔ طلب در حال فنا. تصویرهای ناخوش و اندیشه رکیک / از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست. تصورات ناپسند و اندیشههای پست و ناپاک، از ضعف و سستی طبع نفسانی ناشی میشود. اینگونه اندیشهها و اوصاف از ساحت پاک و مقدس دوست به دور است. پاکی ساحت قدس الهی و نقد نفس اماره.
لزوم سکوت و برتری کلام الهی: خاموش باش تا صفت خویش خود کند / کو های های سرد تو کو های هوی دوست. (ای نفس، ای مخاطب) خاموش باش و سخن گفتن را کنار بگذار، تا او (دوست، حق تعالی) خود به بیان کمالات و صفات بینهایت خویش بپردازد. کجا است فریاد سرد و بیاثر تو؟ کجا است فریاد و بانگ پرشور و حیاتبخش دوست (که در تجلیات او نهفته است)؟ لزوم سکوت در برابر عظمت حق و برتری کلام و تجلی او بر کلام مخلوق.
غزل ۴۴۲ مولانا، غزلی است که به بیان جایگاه طلب و جستجوی معشوق در حیات عاشق میپردازد. مولانا با تأکید بر وحدت وجود و اینکه طلب از جانب حق است، به احوال مختلف سالک، تزکیهٔ نفس توسط معشوق، تأثیر فیض الهی بر جان، وحدت جانها با حق، و بیارزشی عالم بدون دوست اشاره میکند. غزل با بیان مستی و فنای عاشق، نقد نفس اماره، و لزوم سکوت برای شنیدن کلام حقیقی، به عمق رابطهٔ عاشق با معشوق و عظمت بیکران حق رهنمون میشود. این غزل، بیانی قدرتمند و عارفانه از مسیر سلوک و مراحل وصول به حقیقت است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر