مطالب پیشنهادی![]()
در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست
دمی عظیم نهانست و در حجاب خداست
ز چنگ سخت عجیبست آن ترنگ ترنگ
چههاست نعره برآورده کان چههاست چههاست
شراب لعل بیاورد شاه کاین رکنیست
خمش که وقت جنون و نه وقت کشف غطاست
غزل شماره 488 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است کوتاه اما پرمغز که به وصف رابطه خاص و متمایز عاشق با معشوق الهی، تجربههای شگفتانگیز درونی و حالت جنونآمیز ناشی از شراب معرفت میپردازد. مولانا در این غزل به ورای ظواهر رفتن در این رابطه و پنهان بودن حقیقت آن اشاره کرده و حالت بیخودی و شوریدگی عارف را در برابر تجلیات الهی بیان میدارد.
مولانا در این غزل با بیانی موجز و اشارهای، به عمق رابطه عاشق و معشوق و اسرار درونی این مسیر میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست دمی عظیم نهانست و در حجاب خداست
شرح: مولانا میگوید در این سلام و احوالپرسی ظاهری (اشاره به ارتباط معمول میان انسانها)، رابطه و “دار و گیر” (تعامل، کشمکش، رابطه) من با تو (معشوق الهی) از دیگران جدا و متمایز است. این تفاوت از آن روست که در این رابطه، “دمی عظیم” (حقیقتی بزرگ و لحظهای پرفیض) پنهان است و در حجاب عظمت الهی مستور گشته است. این بیت به خاص بودن رابطه عاشق با معشوق حقیقی و پنهان بودن عمق این ارتباط از دیدگان نامحرمان اشاره دارد.
ز چنگ سخت عجیبست آن ترنگ ترنگ چههاست نعره برآورده کان چههاست چههاست
شرح: مولانا از “چنگ” (ساز موسیقی، نمادی از عالم هستی یا وجود انسان) سخن میگوید و بیان میدارد که از این چنگ، صدای “ترنگ ترنگ” (صدای سیم ساز، نمادی از نالهها و راز و نیازهای عاشقانه یا صداهای غیبی) به غایت عجیب و شگفتآور است. از این صدای عجیب، نعره و فریادی برخاسته که میگوید این چه چیزهاست؟ این چه حالاتی است؟ این بیت به شگفتی تجربههای درونی و صداهای غیبی در مسیر عرفان و حیرت عارف از این احوال اشاره دارد.
شراب لعل بیاورد شاه کاین رکنیست خمش که وقت جنون و نه وقت کشف غطاست
شرح: “شاه” (اشاره به معشوق الهی) “شراب لعل” (شراب گلگون، نمادی از باده عشق و معرفت) آورده است که این شراب رکنی است (اساسی و بنیادین است). در این حالت که وقت “جنون” و بیخودی ناشی از نوشیدن این باده است، خاموش باش و سخن مگو. چرا که این وقت، “وقت کشف غطا” (وقت آشکار کردن رازها، وقت بیان حقایق) نیست. این بیت به حالت مستی و بیخودی عارف در اثر دریافت فیض الهی و لزوم سکوت و عدم افشای اسرار در این مقام اشاره دارد.
غزل شماره 488 دیوان شمس، غزلی است کوتاه اما پرمغز که به وصف رابطه خاص و متمایز عاشق با معشوق الهی، تجربههای شگفتانگیز درونی و حالت جنونآمیز ناشی از شراب معرفت میپردازد. مولانا در این غزل، بر خاص بودن رابطه عاشق با حق، پنهان بودن عمق این ارتباط، شگفتی تجربههای درونی، و حالت مستی و بیخودی عارف در اثر دریافت فیض الهی تأکید میکند. این غزل با اشاره به لزوم سکوت و عدم افشای اسرار در مقام جنون، بر ورای عقل بودن این احوال و پنهان ماندن آن از نامحرمان تأکید مینماید.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر