مطالب پیشنهادی![]()
ز آتش شهوت برآوردم تو را
و اندر آتش بازگستردم تو را
از دل من زادهای همچون سخن
چون سخن من هم فروخوردم تو را
با منی وز من نمیدانی خبر
چشم بستم جادوی کردم تو را
تا نیازارد تو را هر چشم بد
از برای آن بیازردم تو را
رو جوامردی کن و رحمت فشان
من به رحمت بس جوامردم تو را
غزل شماره ۱۷۴ از دیوان شمس مولانا، با مطلع «ز آتش شهوت برآوردم تو را / و اندر آتش بازگستردم تو را»، دنبالهای معنوی برای غزل پیشین (۱۷۳) محسوب میشود و با تکرار برخی مضامین، نگاهی عمیقتر به فرآیند سلوک و نقش معشوق یا پیر در این مسیر ارائه میدهد. این غزل نیز از زبان معشوق یا پیر کامل خطاب به سالک سروده شده است.
بیت آغازین غزل، نقطه کانونی آن است: «ز آتش شهوت برآوردم تو را / و اندر آتش بازگستردم تو را». این بار مولانا صراحتاً از «آتش شهوت» نام میبرد که میتواند نمادی از تعلقات نفسانی، هواهای نفس، یا حتی جنبههای پایینتر وجود باشد. معشوق میگوید که بنده را از این «آتش شهوت» و قیدوبندهای آن «برآوردم» و رها ساختم، و سپس او را «اندر آتش بازگستردم». این «آتش دیگر» میتواند آتش عشق الهی، آتش تصفیه و فنا، یا آتش جذبهی حق باشد که سالک پس از رهایی از قید شهوت، در آن گام مینهد و در آن وجودش بازآفرینی میشود.
همانند غزل پیشین، در این غزل نیز میخوانیم: «از دل من زادهای همچون سخن / چون سخن من هم فروخوردم تو را». این بیت تأکید دوبارهای است بر رابطهی عمیق میان معشوق و عاشق؛ عاشق از باطن و دل معشوق برخاسته، همانطور که سخن از دل گوینده میجوشد. و همانند سخنی که در نهایت در وجود گوینده مستهلک میشود، عاشق نیز در نهایت در ذات معشوق فانی و مستغرق میگردد.
«با منی وز من نمیدانی خبر / چشم بستم جادویی کردم تو را». معشوق به حضور دائمی عاشق در محضر خود اشاره میکند، حضوری که عاشق از آن غافل است: «با منی وز من خبر نداری». دلیل این ناآگاهی، «جادوی» معشوق است که این بار به «چشم بستن» نسبت داده شده است. این میتواند اشاره به نگاه خیرهکننده و جذبهی معشوق باشد که باعث حیرت و بیخودی عاشق میشود و او را از توجه به خود و حتی درک حضور معشوق در حالت عادی بازمیدارد.
«تا نیازارد تو را هر چشم بد / از برای آن بیازردم تو را». این بیت نیز تکرار مضمونی از غزل پیشین است که با اندکی تفاوت در بیان، هدف از رنجاندن و آزار دادن عاشق توسط معشوق را بیان میکند. این آزار از سر لطف و برای محافظت عاشق از «چشم بد» (نگاههای آلوده، حسادتها، یا آفات راه) است تا جمال معنوی او محفوظ بماند.
«رو جوامردی کن و رحمت فشان / من به رحمت بس جوامردم تو را». در این بیت، معشوق عاشق را به فعل دعوت میکند: «رو جوامردی کن» (به سوی کرم و فتوت حرکت کن) و «رحمت فشان» (فیض و بخشش را منتشر کن). و سپس دلیل این دعوت و توانایی عاشق برای انجام آن را در فعل خود میداند: «من به رحمت بس جوامردم تو را»؛ یعنی من با رحمت و کرم بینهایت خود، تو را نهایت جوانمردی و کرامت بخشیدهام و شایستهی این اعمال کردهام.
غزل ۱۷۴ مولانا، ادامه و بسط مضامین غزل ۱۷۳ است. این غزل بر رهایی سالک از قید آتش شهوت و ورود او به آتش تحولبخش عشق الهی تأکید دارد. رابطهی وجودی عمیق میان عاشق و معشوق، غفلت عاشق از حضور معشوق به سبب جذبهی او، رنج و ابتلای عاشق به عنوان وسیلهای برای محافظت، و دعوت عاشق به جوانمردی و رحمتورزی که ریشه در کرم معشوق دارد، از دیگر مضامین اصلی این غزل هستند. این غزل نیز تصویری از دستگیری و تربیت عاشق توسط معشوق کامل در مراحل سلوک ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر