تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 948 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 948 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 948 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۴۸ دیوان شمس مولانا

کسی خراب خرابات و مست می‌باشد
از او عمارت ایمان و خیر کی باشد

یکی وجود چو آتش بود نباشد آب
محال باشد یک مه بهار و دی باشد

منم خراب خرابات و مست طاعت حق
درون شهر معظم ز نیک و بی‌باشد

عمارتیست خراباتیان شهر مرا
که خانه‌هاش نهان در زمین چو ری باشد

شکوفه‌هاست درختان زهد را ز شراب
نه آن شراب که اشکوفه‌هاش قی باشد

چو هست و نیست مرا دید چشم معتزلی
بگفت دیدم معدوم را که شیء باشد

به سایه‌ها و به خورشید شمس تبریزی
که بی‌مکان و زمان آفتاب و فی باشد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۴۸ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۴۸ مولانا، توضیحی ژرف از ماهیت “خراباتی” و “مستی” حقیقی در عرفان است. مولانا در این غزل، به مقابله با برداشت‌های ظاهری از “خراباتی” می‌پردازد و آن را نه یک حالت فسق، بلکه غرق شدن در باده‌ی عشق الهی می‌داند. او تأکید می‌کند که این مستی، نه تنها مانع ایمان و خیر نیست، بلکه خود مایه‌ی عمارت ایمان و منبع بی‌کران خوبی‌هاست. غزل در نهایت به مقام شمس تبریزی به عنوان منبع نور و آفتاب بی‌مکان و بی‌زمان اشاره دارد.

مستی حقیقی و عمارت ایمان

مولانا غزل را با رد برداشت‌های غلط از خراباتی آغاز می‌کند:

کسی خراب خرابات و مست می‌باشد از او عمارت ایمان و خیر کی باشد

«اگر کسی ظاهراً خراباتی (لاابالی) و مست باشد،» «(مردم می‌گویند) از او آبادانی ایمان و خیر و نیکی چگونه ممکن است؟ (یعنی انتظار خیر از او نیست).» این بیت، طرح پرسشی از دیدگاه ظاهربینانه؛ مردم، خراباتی را مخالف ایمان می‌دانند.

یکی وجود چو آتش بود نباشد آب محال باشد یک مه بهار و دی باشد

«(همان طور که) یک وجود نمی‌تواند هم آتش باشد و هم آب (متضادند)،» «محال است که یک ماه (هم‌زمان) هم بهار باشد و هم دی (زمستان).» این بیت، بیانگر تضاد ظاهری میان خرابات و ایمان؛ از دیدگاه ظاهربین، این دو با هم جمع نمی‌شوند.

منم خراب خرابات و مست طاعت حق درون شهر معظم ز نیک و بی‌باشد

«من (مولانا) خراب (عاشق) خراباتی هستم و مست طاعت حق (نه مست باده‌ی انگور)،» «(و من) در شهر بزرگ (معظم) (معنا و حقیقت) هستم که هم نیک (حسَن) دارد و هم بی‌(قبیح) (اما من به نیک او مشغولم).» این بیت، بیانگر حقیقت خراباتی مولانا؛ او نه مست باده‌ی دنیوی، بلکه مست طاعت و عشق حق است و در شهر معانی، نه ظواهر.

عمارتیست خراباتیان شهر مرا که خانه‌هاش نهان در زمین چو ری باشد

«خراباتیان شهر من (اهل دل و عرفان)، عمارتی (بنایی معنوی) دارند،» «که خانه‌هایشان (قصرها و جایگاه‌هایشان) در زمین (عالم مادی) پنهان است، مانند شهر ری (که ویرانه‌هایش زیر خاک است).» این بیت، توصیف خراباتی حقیقی به عنوان بنایی معنوی و پنهان؛ جایگاه این عاشقان در عالم ظاهر آشکار نیست.

شراب حقیقی و تناقض ظاهری

مولانا به ماهیت شراب حقیقی و نگاه معتزلی اشاره می‌کند:

شکوفه‌هاست درختان زهد را ز شراب نه آن شراب که اشکوفه‌هاش قی باشد

«شکوفه‌های (میوه‌های) درختان زهد (زهد حقیقی و باطنی) از (نوشیدن) شراب (معرفت و عشق الهی) است،» «نه آن شرابی که شکوفه‌هایش (آثار و نتیجه‌اش) استفراغ (قی) باشد (شراب مادی که موجب بی‌عقلی و آلودگی می‌شود).» این بیت، بیانگر خاصیت حیات‌بخش شراب عرفانی؛ این شراب نه تنها عوارض منفی ندارد، بلکه موجب شکوفایی زهد حقیقی می‌شود.

چو هست و نیست مرا دید چشم معتزلی بگفت دیدم معدوم را که شیء باشد

«هنگامی که چشم معتزلی (اهل منطق خشک و ظاهرگرا)، هستی و نیستی (حالت فنا و بقا) مرا دید،» «گفت: “دیدم که موجودِ معدوم (چیزی که نیست شده است) باز هم چیزی (شیء) است!” (کنایه از درک نکردن حقیقت فنای فی‌الله).» این بیت، نقد دیدگاه معتزلیان (و اهل ظاهر) که به دلیل تکیه بر عقل جزوی، قادر به درک مفاهیم عرفانی مانند فنای فی‌الله (نیستی در حق که عین هستی است) نیستند.

آفتاب جلال و مقام شمس تبریزی

مولانا غزل را با اشاره به آفتاب حقیقت و مقام شمس تبریزی به پایان می‌رساند:

به سایه‌ها و به خورشید شمس تبریزی که بی‌مکان و زمان آفتاب و فی باشد

«(این اشاره است) به سایه‌ها (جلوه‌های محدود) و به خورشید (حقیقت مطلق) شمس تبریزی،» «که او (شمس تبریزی یا حقیقت الهی که در او متجلی است) آفتاب بی‌مکان و بی‌زمان است و فیض (فی) الهی است.» این بیت، تأکید بر مقام والای شمس تبریزی؛ او نه تنها یک انسان، بلکه جلوه‌ای از حقیقت مطلق الهی است که فراتر از زمان و مکان است.

نکات مهم

  • خراباتی حقیقی، مست طاعت حق: مولانا “خراباتی” و “مستی” را نه به معنای لاابالی‌گری، بلکه به معنای غرق شدن در عشق و طاعت خداوند می‌داند.
  • تضاد ظاهر و باطن: از دید ظاهربین، خراباتی با ایمان در تضاد است، اما در باطن، مستی عشق الهی عین ایمان است.
  • شهر خراباتیان، پنهان و معنوی: جایگاه حقیقی عاشقان، عمارتی پنهان در عالم معناست.
  • شراب عرفانی، مایه شکوفایی زهد: شراب معرفت و عشق الهی، بر خلاف شراب مادی، موجب شکوفایی زهد و کمالات معنوی می‌شود.
  • نقد ظاهرگرایی: کسانی که تنها به عقل جزوی تکیه دارند (مانند معتزلیان)، قادر به درک مفاهیم عمیق عرفانی مانند فنای فی‌الله نیستند.
  • شمس تبریزی، آفتاب بی‌مکان و بی‌زمان: شمس تبریزی نه فقط یک مرشد، بلکه جلوه‌ای از حقیقت مطلق و فیض الهی است که فراتر از هر قید زمانی و مکانی است.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۴۸ مولانا، بیانی روشنگر و عمیق از مفهوم “خراباتی” در عرفان است که آن را از هرگونه سوءتفاهم ظاهری مبرا می‌سازد. مولانا با قاطعیت اعلام می‌کند که خود “خراب خراباتی و مست طاعت حق” است، نه مستی که از او انتظار خیر و ایمان نمی‌رود. او خراباتیان واقعی را صاحب عمارتی معنوی و پنهان می‌داند و شراب حقیقی را مایه‌ی شکوفایی زهد و کمالات باطنی معرفی می‌کند. غزل با نقد دیدگاه اهل ظاهر (همچون معتزلیان) که از درک حقیقت فنای فی‌الله عاجزند، بر تناقض‌نمایی ظاهری و هماهنگی باطنی تأکید می‌ورزد. در نهایت، مولانا با ستایش از شمس تبریزی به عنوان “آفتاب بی‌مکان و زمان” و سرچشمه‌ی فیض الهی، او را تجلی‌گاه حقیقت مطلق می‌داند. این غزل پیامی از عمق عشق الهی، رهایی از قیدهای ظاهری، و درک باطن پدیده‌ها را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: