مطالب پیشنهادی![]()
شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم
ای چشمه آگاهی شاگرد نمیخواهی
چه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم
باری ز شکاف در برق رخ تو بینم
زان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم
یک لحظه بری رختم در راه که عشارم
یک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم
گه در گنهم رانی گه سوی پشیمانی
کژ کن سر و دنبم را من همزه مهموزم
در حوبه و در توبه چون ماهی بر تابه
این پهلو و آن پهلو بر تابه همیسوزم
بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو
در ظلمت شب با تو براقتر از روزم
بس کن همه تلوینم در پیشه و اندیشه
یک لحظه چو پیروزه یک لحظه چو پیروزم
این غزل مولانا، بیانگر ارادت و شیفتگی کامل عاشق به معشوق و طلب آگاهی و تحول از اوست. مولانا با فروتنی، خود را شاگرد معشوق میداند و خواهان کسب معرفت و نور از او. او نقش معشوق را در تمامی حالات زندگی خود میبیند و آرزوی پایداری در مقام فنا را دارد. غزل با شکایت از تلوین (دوگانگی) و طلب ثبات در عشق به پایان میرسد.
غزل با ابراز فروتنی و درخواست شاگردی آغاز میشود: “شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم / تا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم“. من شاگرد تو خواهم بود، حتی اگر (در ظاهر) نادان و کجرفتار باشم. تا از آن لب خندان تو (که نماد لطف و فیض است)، یک خنده (یعنی جلوهای از حکمت و آگاهی) بیاموزم.
“ای چشمه آگاهی شاگرد نمیخواهی / چه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم“. ای چشمهی (سرچشمهی) آگاهی (معرفت الهی)! آیا شاگرد نمیخواهی؟ چه چارهای بیاندیشم تا خود را به تو وصل کنم (در تو فانی شوم)؟
مولانا به تجلیات معشوق و اثرات آن بر او اشاره میکند: “باری ز شکاف در برق رخ تو بینم / زان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم“. حداقل (باری) از لای در (شکاف در، اشاره به پرده حجاب) برق (درخشش) روی تو را ببینم. از آن آتش (نور و عشق) دهلیز (راهرو، کنایه از مسیر دل)، صدها شمع (آگاهی و معرفت) برافروزم.
“یک لحظه بری رختم در راه که عشارم / یک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم“. (ای معشوق!) یک لحظه لباسم را در راه برمیداری (یعنی مرا از تعلقات رها میکنی) و میفهمم که عشار (پاک و ده یکگرفته) هستم (از گناهان رها شدهام). یک لحظه جلوی من حرکت میکنی، یعنی که راهنما و پیشوای من (قلاوز) هستی.
مولانا به حالات متناقض در عشق و پذیرش آنها اشاره میکند: “گه در گنهم رانی گه سوی پشیمانی / کژ کن سر و دنبم را من همزه مهموزم“. (ای معشوق!) گاهی مرا در گناه و خطا میرانی و گاهی به سوی پشیمانی (توبه) میکشانی. سر و دُم (بالا و پایین وجود) مرا کج کن (به هر شکلی که میخواهی درآور)، من (مانند) همزهی مهموز (حرفی که در آن همزه است و همزه به معنی جنبش و تغییر است) هستم (همیشه در حال تغییر و نفوذ هستم).
“در حوبه و در توبه چون ماهی بر تابه / این پهلو و آن پهلو بر تابه همیسوزم“. هم در حال بازگشت از خطا (حوبه) و هم در حال توبه، مانند ماهی بر تابه (که از گرمای آتش میپیچد)، این پهلو و آن پهلو بر تابه (عشق) میسوزم (و بیقرارم).
مولانا به تسلیم کامل در ارادهی معشوق و روشنیبخش بودن او اشاره میکند: “بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو / در ظلمت شب با تو براقتر از روزم“. (ای معشوق!) مرا بر تابهی (آتش) خود، این پهلو و آن پهلو بگردان. (زیرا) در تاریکی شب، با تو (و در حضور تو)، درخشانتر و پرنورتر از روز هستم (اشاره به نورانیت باطنی).
“بس کن همه تلوینم در پیشه و اندیشه / یک لحظه چو پیروزه یک لحظه چو پیروزم“. (ای معشوق!) این همه تلوین (تغییر و دوگانگی) در کار و پیشه و اندیشه (فکر) مرا بس کن. (زیرا) یک لحظه مانند سنگ فیروزه (پیروزه، ثابت و بیتغییر) هستم و یک لحظه (مانند) پیروزی و فتح (پیروز) هستم (در حال تغییر و دگرگونی).
این غزل با زبانی سرشار از شور و درخواست، به عمق ارادت مولانا به معشوق و طلب فنای در او میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر