تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 374 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 374 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 374 دیوان شمس مولانا

پرسید کسی که ره کدامست
گفتم کاین راه تَرک کامست

ای عاشق شاه دان که راهت
در جست رضای آن همامست

چون کام و مراد دوست جویی
پس جست مراد خود حرامست

شد جملهٔ روح، عشق محبوب
کاین عشق صوامع کرامست

کم از سر کوه نیست عشقش
ما را سر کوه این تمامست

غاری که در اوست یار عشقست
جان را ز جمال او نظامست

هر چت که صفا دهد صوابست
تعیین بنمی‌کنم کدامست

خامش کن و پیر عشق را باش
کاندر دو جهان تو را امامست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 374 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۷۴ از دیوان شمس مولانا با مطلع “پرسید کسی که ره کدامست / گفتم کاین راه ترک کامست”. این غزل، بیانی از راه سلوک و رسیدن به حق است که مولانا آن را در ترک خواسته‌ها و هواهای نفسانی می‌داند. در پاسخ به پرسشی در مورد راه، مولانا به صراحت بیان می‌کند که راه حقیقی، رهایی از خود و خواسته‌های نفسانی است. غزل در ادامه به اهمیت طلب رضای معشوق، بی‌ارزشی خواسته‌های شخصی در برابر ارادهٔ او، و جایگاه عشق به عنوان راه رسیدن به حقیقت اشاره دارد. ردیف غزل “است” است که بر حقیقت و پایداری این راه و احوال تأکید می‌کند.

مضامین اصلی غزل

  • ترک خواسته‌های نفسانی به عنوان راه سلوک.
  • اهمیت طلب رضای شاه (معشوق الهی).
  • حرام بودن جستجوی مراد خود در برابر خواست دوست.
  • تبدیل روح به عشق محبوب.
  • عشق به مثابه صوامع کرام (عبادتگاه‌های والا).
  • عشق معشوق کمتر از سر کوه نبودن (عظمت عشق).
  • کامل بودن راه سلوک در عشق معشوق.
  • عشق به مثابه غار و یار جان.
  • نظم یافتن جان از جمال معشوق.
  • صواب بودن هر آنچه موجب صفا و پاکی دل شود.
  • عدم تعیین و محدود کردن راه‌های رسیدن به صفا.
  • لزوم خاموشی و پیروی از پیر عشق.
  • پیر عشق به مثابه امام و راهنما در دو جهان.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با پرسشی در مورد راه و پاسخ صریح مولانا آغاز می‌شود: پرسید کسی که ره کدامست / گفتم کاین راه ترک کامست. کسی از من پرسید که راه رسیدن به حقیقت و مقصود کدام است؟ در پاسخ گفتم که این راه، راه ترک کردن کام و مراد خود (هواهای نفسانی و خواسته‌های دنیوی) است. سلوک حقیقی در گرو نفی خود است.

به اهمیت طلب رضای شاه اشاره دارد: ای عاشق شاه دان که راهت / در جست رضای آن همامست. ای کسی که عاشق شاه حقیقی (معشوق الهی) هستی، بدان که راه تو و مسیر سلوک تو در جستجو و طلب رضایت و خشنودی آن بزرگوار (همام) است. هدف اصلی عاشق، کسب رضای معشوق است.

به بی‌ارزشی خواسته‌های شخصی اشاره می‌کند: چون کام و مراد دوست جویی / پس جست مراد خود حرامست. هنگامی که تو در پی یافتن و برآورده ساختن کام و مراد دوست (معشوق الهی) هستی، پس در این حالت، جستجو و طلب کام و مراد خودت بر تو حرام است. در مقام عشق، ارادهٔ عاشق فانی در ارادهٔ معشوق می‌شود.

به تبدیل روح به عشق محبوب اشاره دارد: شد جملهٔ روح، عشق محبوب / کاین عشق صوامع کرامست. تمام حقیقت روح و جان، به عشق محبوب (حق تعالی) تبدیل شد و در آن فانی گشت. چرا که این عشق (الهی)، مانند صوامع کرام و عبادتگاه‌های والا و مقدس است. عشق الهی، بالاترین مرتبهٔ عبودیت و بندگی است.

به عظمت عشق معشوق اشاره دارد: کم از سر کوه نیست عشقش / ما را سر کوه این تمامست. عشق او (معشوق) در عظمت و بلندی کمتر از سر کوه نیست (بلکه والاتر است). برای ما (عاشقان)، رسیدن به سر کوه عشق او (اوج عشق) تمام مقصود و نهایت آرزو است. اوج عشق الهی، نهایت آرزوی عاشق است.

به عشق به مثابه غار و یار جان اشاره دارد: غاری که در اوست یار عشقست / جان را ز جمال او نظامست. غار (اشاره به خلوتگاه دل، یا عالم پنهان) که در او یار حقیقی (معشوق) حضور دارد، خود عشق است. جان انسان از جمال و زیبایی او (معشوق) نظم و آرامش می‌یابد. عشق الهی، آرام‌بخش و نظم‌دهندهٔ جان است.

به صواب بودن هر آنچه موجب صفا شود اشاره دارد: هر چت که صفا دهد صوابست / تعیین بنمی‌کنم کدامست. هر چیزی که به تو (ای سالک) صفا و پاکی درونی بخشد و تو را به حق نزدیک‌تر کند، درست و به جا است. من تعیین نمی‌کنم و محدودیتی قائل نمی‌شوم که آن چیز کدام است (چه ریاضت باشد، چه سماع، چه ذکر و فکر). راه رسیدن به صفا، متعدد است.

در بیت پایانی، به لزوم خاموشی و پیروی از پیر عشق اشاره دارد: خاموش کن و پیر عشق را باش / کاندر دو جهان تو را امامست. ای زبان، سخن گفتن را بس کن و خاموش باش. و خود را پیرو و همراه پیر عشق (مرشد کامل، یا حقیقت عشق) قرار ده. چرا که او در هر دو جهان (دنیا و آخرت) راهنما و پیشوای تو خواهد بود. پیروی از راهنمای الهی، موجب هدایت در تمام مراحل است.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۷۴ مولانا، غزلی تعلیمی و عرفانی است که به بیان راه سلوک و رسیدن به حق در ترک خواسته‌های نفسانی و طلب رضای معشوق می‌پردازد. مولانا با تأکید بر اهمیت عشق به عنوان بالاترین مرتبهٔ عبودیت و راه رسیدن به حقیقت، به عظمت و جایگاه والای عشق اشاره می‌کند. غزل با بیان اینکه هر آنچه موجب صفا و پاکی دل شود، صواب است و با دعوت به خاموشی و پیروی از پیر عشق، به جامعیت راه حق و لزوم راهنمایی در مسیر سلوک اشاره دارد. این غزل، بیانی زیبا از نگاه مولانا به راه و رسم عاشقی و رسیدن به معبود است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: