تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 339 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 339 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 339 دیوان شمس مولانا

سماع آرام جان زندگانست
کسی داند که او را جان جانست

کسی خواهد که او بیدار گردد
که او خفته میان بوستان‌ست

ولیک آن کاو به زندان خفته باشد
اگر بیدار گردد در زیان‌ست

سماع آن جا بکن کان جا عروسیست
نه در ماتم که آن جای فغانست

کسی کاو جوهر خود را ندیده‌ست
کسی کان ماه از چشمش نهانست

چنین کس را سماع و دف چه باید‌؟!
سماع از بهر وصل دلستان‌ست

کسانی را که روشان سوی قبله‌ست
سماع این جهان و آن جهانست

خصوصا حلقه‌ای کاندر سماعند
همی‌گردند و کعبه در میانست

اگر کان شکر خواهی همان جاست
ور انگشت شکر خود رایگانست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 339 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۳۹ از دیوان شمس مولانا با مطلع “سماع آرام جان زندگانست / کسی داند که او را جان جانست”. این غزل به اهمیت سماع در عالم عرفان و تفاوت درک آن میان زندگان حقیقی (عارفان) و مردگان ظاهری (غافلان) می‌پردازد. مولانا سماع را نه تنها آرام‌بخش، بلکه بیدارکننده و راهی برای وصل به دلستان (معشوق الهی) معرفی می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که تنها کسی که به حقیقت وجود خود و مرتبهٔ “جان جان” رسیده باشد، می‌تواند قدر سماع را بداند. ردیف غزل “است” است که بخشی از کلماتی نظیر “زندگانست”، “جانست”، “بوستانست” و… را تشکیل می‌دهد.

مضامین اصلی غزل

  • سماع، آرامش‌بخش جان‌های زنده: سماع نه برای هر کس، بلکه برای جان‌هایی است که به حیات حقیقی (زندگانی) رسیده‌اند و بی‌قرار وصالند.
  • جانِ جان و درک سماع: تنها کسی که به مرتبهٔ جانِ جان (حقیقت روح، اتصال با مبدأ) رسیده باشد، ارزش و تأثیر سماع را درک می‌کند.
  • بیدارکنندگان و خفتگان در باغ: سماع وسیله‌ای برای بیداری کسانی است که در عالم زیبای معنا (بوستان) خفته‌اند.
  • خطر بیداری در زندان: بیداری برای کسی که در زندان (جهان مادی، نفس) خفته، دشوار و همراه با زیان ظاهری است (زیرا واقعیت تلخ زندان را درک می‌کند).
  • محل حقیقی سماع: سماع متعلق به جایگاه وصال و شادی (“عروسی”) است، نه جایگاه غم و غفلت (“ماتم”).
  • غفلت از جوهر خودی و ماه پنهان: کسی که حقیقت وجود خود را نشناخته و ماه حقیقت بر او پنهان است، از سماع بی‌بهره است.
  • هدف سماع، وصال دلستان: کارکرد اصلی و غایت سماع، رسیدن به وصال معشوق حقیقی است.
  • اهل قبله و سماع دو جهان: کسانی که جهت دلشان به سوی حقیقت (قبله) است، هم در این جهان و هم در جهان دیگر در حال سماع معنوی هستند.
  • حلقه سماع و کعبهٔ وحدت: حلقهٔ رقص سماع‌کنندگان، نمادی از طواف گرد کعبهٔ وحدت الهی است.
  • گنج شکر در مرکز سماع: منبع شیرینی و حلاوت معنوی (کان شکر) در همان مرکز و نقطهٔ وحدت درونی (حلقه سماع) قرار دارد.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با بیان آرامش‌بخش بودن سماع آغاز می‌شود، اما برای گروهی خاص: سماع آرام جان زندگانست / کسی داند که او را جان جانست. سماع (حرکات موزون و گوش دادن به موسیقی عرفانی با حال) موجب آرامش و قرار گرفتن جان‌هایی است که واقعاً “زنده” هستند. منظور از “زندگان” در اینجا کسانی هستند که به حیات معنوی دست یافته‌اند، نه صرفاً حیات جسمانی. و تنها کسی می‌تواند این آرامش و تأثیر سماع را درک کند که به مقام “جان جان” رسیده باشد، یعنی حقیقت روح خود و اتصال آن به مبدأ هستی را دریافته باشد.

مولانا در ادامه به نقش بیدارکنندهٔ سماع اشاره می‌کند: کسی خواهد که او بیدار گردد / که او خفته میان بوستانست. سماع برای کسانی است که در میان باغ زیبا و پرطراوت معنوی (بوستانِ حال و معرفت) به خواب رفته‌اند و نیاز به بیداری و هشیاری دارند تا زیبایی‌های اطرافشان را درک کنند. ولیک آن کاو به زندان خفته باشد / اگر بیدار گردد در زیانست. اما کسی که در زندان تاریک و تنگ عالم مادی و نفسانی خفته است، اگر بیدار شود، در وهلهٔ اول دچار رنج و زیان می‌شود، زیرا حقیقت تلخ اسارت و زندان را درک می‌کند. این بیداری اولیه دشوار است، اما لازمهٔ رهایی است. (این بیت می‌تواند اشاره به تفاوت سماع برای مبتدیان و عارفان کامل باشد).

محل و زمان مناسب سماع را بیان می‌کند: سماع آن جا بکن کان جا عروسیست / نه در ماتم که آن جای فغانست. سماع متعلق به محفلی است که در آن وصال و شادی معنوی (“عروسی”) وجود دارد، نه در جایی که غم و اندوه و غفلت (“ماتم” و “فغان”) حاکم است. سماع باید در جمع یاران و در فضایی پر از حضور و وجد صورت پذیرد.

به بی‌حاصلی سماع برای غافلان اشاره می‌کند: کسی کاو جوهر خود را ندیده‌ست / کسی کان ماه از چشمش نهانست. کسی که حقیقت وجودی و ارزش واقعی خود را نشناخته است (جوهر خود را ندیده) و ماه حقیقت و زیبایی معشوق بر چشم دلش پوشیده است (ماه از چشمش نهان است)… چنین کس را سماع و دف چه باید؟! / سماع از بهر وصل دلستانست. چنین فردی که از حقیقت غافل است، سماع و دف و ابزار آن برایش چه فایده‌ای دارد؟ سماع برای کسانی است که در پی وصال دلبر حقیقی هستند و از آن برای نزدیک شدن به او بهره می‌برند.

به universality سماع برای واصلان اشاره می‌کند: کسانی را که روشان سوی قبله‌ست / سماع این جهان و آن جهانست. کسانی که جهت دل و توجهشان پیوسته به سوی حقیقت مطلق (قبله) است، برای آن‌ها تمام لحظات زندگی، چه در این دنیا و چه در جهان دیگر، سراسر سماع و حال خوش معنوی است. تمام هستی در نظرشان در حال سماع و تسبیح حق است.

ویژگی حلقهٔ سماع و مرکز آن را بیان می‌کند: خصوصا حلقه‌ای کاندر سماعند / همی‌گردند و کعبه در میانست. به ویژه آن حلقه‌هایی (اشاره به صوفیان در حال گردش در سماع) که در حال سماع هستند، در واقع دارند می‌گردند و کعبهٔ وحدت الهی در مرکز آن‌ها قرار دارد. این حرکت چرخشی نمادی از طواف عاشقانه گرد محور حقیقت است.

در پایان به گنج پنهان در مرکز این طواف اشاره می‌کند: اگر کان شکر خواهی همان جاست / ور انگشت شکر خود رایگانست. اگر به دنبال منبع و معدن شیرینی‌های معنوی (کان شکر) هستی، همان جاست؛ در مرکز این حلقه و طواف عاشقانه، یعنی در نقطهٔ اتصال با کعبهٔ حقیقت. و اگر به دنبال بهره‌ای کوچک‌تر (انگشت شکر – نمادی از مقدار کم) هستی، حتی همان نیز در این مسیر رایگان و در دسترس است. اشاره به عظمت فیض الهی در این محفل است.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۳۹ مولانا، تعریفی عرفانی از سماع و جایگاه آن در مسیر سلوک ارائه می‌دهد. سماع برای جان‌های زنده و بیدار، آرامش‌بخش و بیدارکننده است و هدف نهایی آن، رسیدن به وصال معشوق حقیقی است. مولانا تأکید می‌کند که تنها کسانی که از غفلت رها شده و حقیقت وجود خود را دریافته‌اند، می‌توانند از سماع بهره ببرند. غزل، حلقهٔ سماع را نمادی از طواف گرد کعبهٔ وحدت می‌داند و منبع تمام حلاوت‌های معنوی را در این مرکز وحدت معرفی می‌کند. این غزل دعوتی است به پیوستن به جمع عاشقان و تجربهٔ سماع به عنوان راهی برای بیداری و وصال.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: