مطالب پیشنهادی![]()
این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل
خونم به جوش آمد کند در جوی تن رقص الجمل
این رقص موج خون نگر صحرا پر از مجنون نگر
وین عشرت بیچون نگر ایمن ز شمشیر اجل
مردار جانی میشود پیری جوانی میشود
مس زر کانی میشود در شهر ما نعم البدل
شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدح
این سوی نوش آن سوی صح این جوی شیر و آن عسل
در شهر یک سلطان بود وین شهر پرسلطان عجب
بر چرخ یک ماهست بس وین چرخ پرماه و زحل
رو رو طبیبان را بگو کان جا شما را کار نیست
کان جا نباشد علتی وان جا نبیند کس خلل
نی قاضیی نی شحنهای نی میر شهر و محتسب
بر آب دریا کی رود دعوی و خصمی و جدل
این غزل مولانا، توصیف “شهر عشق” یا عالم معنوی است که ورای قوانین عادی طبیعت و زمان قرار دارد. مولانا با شور و وجد، به تحولات و دگرگونیهای شگفتانگیز در این شهر اشاره میکند؛ جایی که مرگ به زندگی تبدیل میشود، پیری جوانی مییابد و مس به طلا بدل میگردد. این شهر، سرشار از عشق و شادی، رها از هرگونه بیماری و نظارت بیرونی، و تحت فرمانروایی بیشمار پادشاهان عشق است.
غزل با اشاره به دگرگونیهای شگفتانگیز آغاز میشود: “این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل / خونم به جوش آمد کند در جوی تن رقص الجمل“. این شگفتی (بوالعجب) را ببین که آفتاب در خزان (فصل پاییز) به نشان حمل (برج فروردین، آغاز بهار) رفته است! (کنایه از معجزهی عشق که زمان را دگرگون میکند و بهار را در خزان میآورد). از این واقعه، خونم به جوش آمد و در جوی تن (رگها) شروع به رقص الجمل (رقص شتر، رقصی پرشور و بیقید و بند) کرد.
“این رقص موج خون نگر صحرا پر از مجنون نگر / وین عشرت بیچون نگر ایمن ز شمشیر اجل“. این رقص موج خون (شور درونی) را ببین، و صحرا را پر از مجنون (عاشقان شوریده) ببین. و این شادی بیقید و شرط (عشرت بیچون) را ببین که از شمشیر مرگ (شمشیر اجل) ایمن است. (اشاره به جاودانگی در عالم عشق).
مولانا به قدرت تحولبخش عشق اشاره میکند: “مردار جانی میشود پیری جوانی میشود / مس زر کانی میشود در شهر ما نعم البدل“. در شهر ما (شهر عشق)، مردار جاندار میشود (به حیات میرسد)، پیری به جوانی تبدیل میشود. و مس به طلای معدنی بدل میگردد؛ چه جانشین خوبی (نعم البدل)! (همه اینها کنایه از تحولات عظیم درونی و معنوی است که عشق ایجاد میکند).
“شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدح / این سوی نوش آن سوی صح این جوی شیر و آن عسل“. این شهری است پر از عشق و شادی، و در دست هر مستی (عاشق بیخود) جام شراب (قدح) است. این سو نوش و شادی است، آن سو صداهای شادی و سرخوشی (صح). اینجا جوی شیر است و آنجا جوی عسل (کنایه از فراوانی نعمت و لذتهای روحانی).
مولانا به خلاف ظاهر بودن این شهر اشاره میکند: “در شهر یک سلطان بود وین شهر پرسلطان عجب / بر چرخ یک ماهست بس وین چرخ پرماه و زحل“. (در دنیا) در هر شهر فقط یک سلطان وجود دارد، اما این شهر (شهر عشق) عجیب است که پر از سلطان (سلطانان عشق و معشوقان متعدد) است. (در آسمان) بر فلک فقط یک ماه وجود دارد، اما این فلک (عالم عشق) پر از ماه و زحل (ماهرویان و زیبارویان) است. (اشاره به جلوههای بیشمار معشوق).
“رو رو طبیبان را بگو کان جا شما را کار نیست / کان جا نباشد علتی وان جا نبیند کس خلل“. برو برو به طبیبان بگو که در آنجا (در شهر عشق) شما کاری ندارید. زیرا در آنجا هیچ بیماری و علتی وجود ندارد و کسی نقصی نمیبیند. (اشاره به سلامت کامل روحانی در این شهر).
مولانا به رهایی از نظارت دنیوی در شهر عشق اشاره میکند: “نی قاضیی نی شحنهای نی میر شهر و محتسب / بر آب دریا کی رود دعوی و خصمی و جدل“. در این شهر، نه قاضیای (برای داوری) هست، نه شحنهای (پلیس و نگهبان)، نه امیری برای شهر و نه محتسبی (ناظر بر امور بازار و اخلاق). (زیرا) چگونه ادعا و دشمنی و جدل (دعوی و خصمی و جدل) بر روی آب دریا (بر پهنه بیکران عشق) جاری شود؟ (کنایه از بیاثر بودن قوانین مادی در عالم عشق و وحدت).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر