مطالب پیشنهادی![]()
هر چه آن خسرو کند شیرین کند
چون درخت تین که جمله تین کند
هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد
همچو شیر و شهدشان کابین کند
با دم او میرود عین الحیات
مرده جان یابد چو او تلقین کند
مرغ جانها با قفسها برپرند
چونک بنده پروری آیین کند
عالمی بخشد به هر بنده جدا
کیست کو اندر دو عالم این کند
گر به قعر چاه نام او بری
قعر چه را صدر علیین کند
من بر آنم که شکرریزی کنم
از شکر گر قسم من تعیین کند
کافری گر لاف عشق او زند
کفر او را جمله نور دین کند
خار عالم در ره عاشق نهاد
تا که جمله خار را نسرین کند
تو نمیدانی که هر که مرغ اوست
از سعادت بیضهها زرین کند
بس کنم زین پس نهان گویم دعا
کی نهان ماند چو شه آمین کند
غزل ۸۲۰ مولانا، غزلی ستایشآمیز و مملو از بیان قدرت و لطف بیکران معشوق (خداوند/شمس تبریزی) است. در این غزل، مولانا به تأثیر دگرگونکنندهی معشوق بر هر چیزی که با او در تماس باشد، اشاره میکند. این تأثیر، شامل تبدیل تلخیها به شیرینی، آشتی دادن اضداد، زندهکردن مردگان، و تبدیل کفر به ایمان است.
مولانا غزل را با بیان قدرت شیرینکنندگی معشوق آغاز میکند:
هر چه آن خسرو کند شیرین کند چون درخت تین که جمله تین کند
«هر کاری که آن پادشاه (خسرو، یعنی معشوق/حق تعالی) انجام دهد، آن را شیرین و گوارا میسازد،» «مانند درخت انجیر (تین) که تمام میوههایش را انجیر (تین) میکند (هر چه از او برآید، نیکو و شیرین است).» این بیت، تأکید بر ذات لطف و شیرینکنندهی معشوق که هر آنچه از او صادر شود، حلاوت و کمال دارد.
هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد همچو شیر و شهدشان کابین کند
«هر کجا که او (معشوق) میان دو ضد (مخالف) خطبهی ازدواج بخواند،» «آنها را مانند شیر و عسل (شهد) که با هم آمیخته و شیرین میشوند، به عقد هم درمیآورد (میانشان آشتی و الفت برقرار میکند).» این بیت، نشاندهنده قدرت معشوق در آشتی دادن اضداد و ایجاد وحدت و هماهنگی میان متخاصمین.
مولانا به قدرت حیاتبخش و تربیتکنندهی معشوق اشاره میکند:
با دم او میرود عین الحیات مرده جان یابد چو او تلقین کند
«با نفس (دم) او (معشوق)، سرچشمهی زندگی (عین الحیات) جاری میشود،» «(به گونهای که) مرده نیز جان میگیرد (زنده میشود) هنگامی که او (معشوق) تلقین (سخن حق) کند.» این بیت، بیانگر قدرت حیاتبخش کلام و نفس معشوق که حتی مردگان را نیز زنده میکند.
مرغ جانها با قفسها برپرند چونک بنده پروری آیین کند
«مرغان جانها (ارواح انسانها) با (وجود) قفسهای جسمانیشان (قفسها)، به پرواز درمیآیند،» «هنگامی که (معشوق) بنده پروری (تربیت و عنایت به بندگان) را روش و عادت (آیین) خود سازد.» این بیت، نشاندهنده لطف معشوق در رهانیدن جانها از قید جسم و پرواز دادن آنها به سوی عالم بالا.
عالمی بخشد به هر بنده جدا کیست کو اندر دو عالم این کند
«(معشوق) به هر بندهای (مخصوص به خود) عالمی جداگانه میبخشد،» «چه کسی در هر دو عالم (دنیا و آخرت) قادر به انجام چنین کاری است؟» این بیت، تأکید بر عظمت و بیهمتایی معشوق در بخشش عوالم معنوی و گنجینههای بیکران به هر بنده.
مولانا به توانایی معشوق در دگرگونسازی موقعیتها و افراد اشاره میکند:
گر به قعر چاه نام او بری قعر چه را صدر علیین کند
«اگر در ته چاه (قعر چاه، نماد نهایت پستی و ناامیدی) نام او (معشوق) را بر زبان آوری،» «(او) ته چاه را به صدر علیین (بالاترین مقام در بهشت و کنایه از اوج رفعت) تبدیل میکند.» این بیت، بیانگر قدرت معجزهآسای نام معشوق در تبدیل بدترین شرایط به بهترینها.
من بر آنم که شکرریزی کنم از شکر گر قسم من تعیین کند
«من قصد دارم (بر آنم) که شکر (حمد و ستایش) او را ریزان کنم (فراوان شکرگزاری کنم)،» «اگر او قسمت من را (از لطف خود) از شکر (از حلاوت وجودش/از شکرگزاری) تعیین کند (یا مرا نصیب شکر کند).» این بیت، ابراز اشتیاق مولانا به شکرگزاری از معشوق، و اذعان به اینکه حتی شکرگزاری نیز از لطف اوست.
کافری گر لاف عشق او زند کفر او را جمله نور دین کند
«اگر کافری (کسی که در تاریکی است) دم از عشق او (معشوق) بزند،» «(معشوق) کفر او را به تمامی (جمله) به نور دین تبدیل میکند.» این بیت، اوج قدرت دگرگونساز عشق الهی؛ این عشق حتی کفر را به ایمان و روشنایی تبدیل میکند.
خار عالم در ره عاشق نهاد تا که جمله خار را نسرین کند
«(معشوق) خارهای (سختیها و رنجهای) عالم را در راه عاشق قرار داد،» «تا همهی آن خارها را به گل نسرین (گل زیبا و خوشبو) تبدیل کند (و رنج را به راحتی و زیبایی مبدل سازد).» این بیت، بیان این حقیقت که سختیهای راه عشق (خار) خود ابزاری از سوی معشوق هستند تا به زیبایی و لطافت (نسرین) تبدیل شوند.
مولانا به ثمرات معنوی عشق و لزوم سکوت اشاره میکند:
تو نمیدانی که هر که مرغ اوست از سعادت بیضهها زرین کند
«تو نمیدانی که هر کس که پرندهی (مرغ) او (معشوق) باشد (تحت حمایت و تربیت او قرار گیرد)،» «از (برکت) سعادت و اقبال (وجود او)، تخمهای (بیضهها) زرین (گرانبها و ارزشمند) میسازد (کنایه از خلق آثار و ثمرات معنوی بینظیر).» این بیت، بیانگر برکت و سعادت بیکران همراهی با معشوق که موجب خلق آثار گرانبها میشود.
بس کنم زین پس نهان گویم دعا کی نهان ماند چو شه آمین کند
«از این پس (بس کنم زین پس) سخن گفتن را رها میکنم و پنهانی (نهان) دعا میکنم،» «(زیرا) وقتی پادشاه (شه، یعنی خداوند/معشوق) آمین بگوید (دعا را اجابت کند)، چگونه (آن دعا) پنهان بماند؟ (حتماً آشکار خواهد شد).» این بیت، نشاندهنده اوج توکل و اعتماد به معشوق؛ دعا اگرچه پنهانی است، اما با آمین معشوق، اثر آن آشکار میشود و نیازی به بیان بیشتر نیست.
این غزل مولانا، تصویری شگفتانگیز و پر از عظمت از قدرت، لطف، و زیبایی بیکران معشوق الهی ارائه میدهد. مولانا در این ابیات، به شیوهای شاعرانه، تواناییهای منحصر به فرد معشوق را در دگرگونسازی، حیاتبخشی، آشتیدهندگی، و تبدیل هرگونه نقص و رنج به کمال و زیبایی بیان میکند. این غزل، درس توکل، تسلیم، و امید به لطف جاودانهی الهی است که میتواند هر کاستی و دشواری را به گنج و نعمت تبدیل کند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر