تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1294

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1294

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1294

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۹۴

کل عقل بوصلکم مدهش
کل خد ببینکم مخدش

مست گشتم ز طعنه و لافش
دردیش خوشتر است یا صافش

بصر العقل من جلالتکم
مثل الترک عینه اخفش

کر شوم تا بلندتر گوید
هر که او دم زند ز اوصافش

شارب الخمر کیف لا یسکر
صاحب الحشر کیف لا ینعش

زان دمی کو دمید در عالم
گشت پرگل ز قاف تا قافش

مسکن الروح حول عزته
مسکن لیس فیه یستوحش

اندرآید سپهر تا زانو
چو کشد بوی مشک از نافش

من اتاه الی الخلود اتی
و انتهی من مکانه المرعش

جان برید از جهان و عذرش این
کالفتی یافتم ز ایلافش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۹۴ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، به عظمت و بی‌نهایتی معشوق الهی می‌پردازد که حتی عقل را نیز متحیر می‌کند. مولانا با ترکیب فارسی و عربی، به فنای عقل در برابر عشق و قدرت احیاگر معشوق اشاره دارد. غزل در نهایت به جاودانگی حاصل از وصل به معشوق و رهایی از جهان مادی می‌پردازد.

حیرت عقل و زخم دیدن از معشوق (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان تأثیر معشوق بر عقل آغاز می‌شود: “کل عقل بوصلکم مدهش / کل خد ببینکم مخدش“. هر عقلی در برابر وصال شما (وصلکم) حیران (مُدهِش) و متحیر می‌شود. هر گونه‌ای (هر چهره‌ای، یا هر بخش از وجود) با دیدن شما (ببینکم) زخم برمی‌دارد و مجروح می‌شود (مخدش). این ابیات به شدت و عظمت تجلی معشوق اشاره دارند که حتی عقل را نیز از کار می‌اندازد.

مست گشتم ز طعنه و لافش / دردیش خوشتر است یا صافش“. از طعنه و لاف (سخنان کنایه‌آمیز و خودستایی، یا شوخی و ناز) او (معشوق) مست و بی‌خود شدم. آیا دردی (ته‌نشین و ناخالص) شراب او خوشایندتر است یا صافی (زلال) آن؟ (پاسخ این است که هر دو از او نیکوست).

کوری عقل و بلندی اوصاف معشوق (بیت ۳ و ۴)

مولانا به ناتوانی عقل در برابر شکوه معشوق اشاره می‌کند: “بصر العقل من جلالتکم / مثل الترک عینه اخفش“. چشم عقل (بصر العقل) از شکوه و عظمت شما (من جلالتکم)، مانند ترکی (مثل الترک) است که چشمش نیمه‌باز و کم‌سو است (عینه اَخفَش). یعنی عقل توانایی دیدن کامل جلال معشوق را ندارد.

کر شوم تا بلندتر گوید / هر که او دم زند ز اوصافش“. (آرزو می‌کنم) کر شوم (یا خود را به کری بزنم) تا هر کس که از اوصاف (ویژگی‌ها) او (معشوق) سخن می‌گوید، با صدای بلندتر بگوید. (زیرا هرچه از اوصاف معشوق گفته شود، شنیدنی و خواستنی است).

باده‌نوش عشق و احیاگری معشوق (بیت ۵ و ۶)

مولانا به مستی از باده عشق و قدرت معشوق در احیاگری اشاره می‌کند: “شارب الخمر کیف لا یسکر / صاحب الحشر کیف لا ینعش“. باده‌نوش شراب (شارب الخمر) چگونه مست نشود (کیف لا یَسْکَر)؟ و صاحب رستاخیز (صاحب الحشر، اشاره به خداوند یا تجلی او) چگونه (مردگان را) زنده و تازه (ینعش) نکند؟

زان دمی کو دمید در عالم / گشت پرگل ز قاف تا قافش“. از آن دم (نفس حیات‌بخش) که او (معشوق) در عالم دمید. تمام عالم، از قاف تا قاف (از هر سو و تمام جهان)، پر از گل (زندگی، زیبایی و طراوت) شد.

جایگاه امن روح و بوی خوش عشق (بیت ۷ و ۸)

مولانا به جایگاه امن روح در پناه معشوق اشاره می‌کند: “مسکن الروح حول عزته / مسکن لیس فیه یستوحش“. جایگاه روح (مسکن الروح) در پناه و عزت (حول عزته) او (معشوق) است. آن جایگاهی است که در آن هیچ‌گاه احساس تنهایی و وحشت نمی‌کند (لیس فیه یستوحش).

اندرآید سپهر تا زانو / چو کشد بوی مشک از نافش“. سپهر (آسمان و فلک) تا زانو (در برابر عظمت او) خم می‌شود و پایین می‌آید. هنگامی که بوی مشک (عطر خوش) از ناف (مرکز و وجود) او (معشوق) استشمام کند.

جاودانگی و رهایی از تعلقات (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به جاودانگی حاصل از وصل اشاره می‌کند: “من اتاه الی الخلود اتی / و انتهی من مکانه المرعش“. هر کس که به سوی او (معشوق) آمد، به جاودانگی (الی الخلود) رسید (اَتی). و از جایگاه لرزان و ناپایدار (من مکانه المُرعِش) خود رها شد و پایان یافت (اِنتَهی).

جان برید از جهان و عذرش این / کالفتی یافتم ز ایلافش“. جان (روح عاشق) از جهان (عالم مادی و تعلقات آن) برید و دل کند. و عذر و بهانه او (برای این دل‌کندن) این بود که: “من از مصاحبت و انس (الفت) او (معشوق) الفتی (یک لذت بی‌همتا و جاودانه) یافتم.”

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: