مطالب پیشنهادی![]()
تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر
تو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر
درآ به حلقه رندان که مصلحت اینست
شراب و شاهد و ساقی بیشمار نگر
بدانک عشق جهانی است بیقرار در او
هزار عاشق بیجان و بیقرار نگر
چو دررسی تو بدان شه که نام او نبرم
به حق شاهی آن شه که شاهوار نگر
چو دیده سرمه کشی باز رو از این سو کن
بدین جهان پر از دود و پرغبار نگر
هزار دود مرکب که چیست این فلکست
غبار رنگ برآرد که سبزه زار نگر
نگه مکن تو به خورشید چونک درتابد
به گاه شام ورا زرد و شرمسار نگر
چو ماه نیز به دریوزه پر کند زنبیل
ز بعد پانزده روزش تو خوار و زار نگر
بیا به بحر ملاحت به سوی کان وصال
بدان دو غمزه مخمور یار غار نگر
چو روح قدس ببوسید نعل مرکب او
ز نعل نعره برآمد که حال و کار نگر
اگر نه عفو کند حلم شمس تبریزی
تو روح را ز چنین یار شرمسار نگر
این غزل مولانا، دعوتی است به رهایی از غفلت و پویش به سوی حقیقت عشق و معرفت. مولانا با استفاده از تمثیلهای طبیعت و اشاره به فناپذیری موجودات، انسان را به دیدار روی یار (معشوق حقیقی) و پیوستن به حلقه رندان (عاشقان واقعی) فرا میخواند.
“تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر / تو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر”:
“درآ به حلقه رندان که مصلحت اینست / شراب و شاهد و ساقی بیشمار نگر”:
“بدانک عشق جهانی است بیقرار در او / هزار عاشق بیجان و بیقرار نگر”:
“چو دررسی تو بدان شه که نام او نبرم / به حق شاهی آن شه که شاهوار نگر”:
“چو دیده سرمه کشی باز رو از این سو کن / بدین جهان پر از دود و پرغبار نگر”:
“هزار دود مرکب که چیست این فلکست / غبار رنگ برآرد که سبزه زار نگر”:
“نگه مکن تو به خورشید چونک درتابد / به گاه شام ورا زرد و شرمسار نگر”:
“چو ماه نیز به دریوزه پر کند زنبیل / ز بعد پانزده روزش تو خوار و زار نگر”:
“بیا به بحر ملاحت به سوی کان وصال / بدان دو غمزه مخمور یار غار نگر”:
“چو روح قدس ببوسید نعل مرکب او / ز نعل نعره برآمد که حال و کار نگر”:
“اگر نه عفو کند حلم شمس تبریزی / تو روح را ز چنین یار شرمسار نگر”:
غزل ۱۱۴۳ مولانا، با لحنی بیدارکننده، انسان را به تجدید حیات معنوی و رهایی از جمود و غفلت فرا میخواند. مولانا تأکید میکند که برای رسیدن به این حیات، باید به حلقه رندان (عاشقان) پیوست و به دیدار روی یار (معشوق حقیقی یا پیر کامل) شتافت. او با اشاره به فناپذیری موجودات مادی (خورشید، ماه)، بر ناپایداری دنیا تأکید میکند و راه نجات را در ورود به دریای ملاحت و وصال حق از طریق غمزه یار غار (پیر راهبر) میداند. در نهایت، مولانا به مقام حلم و عفو شمس تبریزی اشاره میکند و بر لزوم قدردانی از چنین یار و راهنمایی تأکید دارد. این غزل به خوبی دیدگاه مولانا دربارهی فناپذیری عالم ماده، لزوم بیداری معنوی، و اهمیت پیر کامل در مسیر سلوک را به تصویر میکشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر