تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1398

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1398

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1398

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۹۸

جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
راه تو دیدم پس از این همره ایشان نشوم

ای که تو شاه چمنی سیرکن صد چو منی
چشم و دلم سیر کنی سخره این خوان نشوم

کعبه چو آمد سوی من جانب کعبه نروم
ماه من آمد به زمین قاصد کیوان نشوم

فربه و پرباد توام مست و خوش و شاد توام
بنده و آزاد توام بنده شیطان نشوم

شاه زمینی و زمان همچو خرد فاش و نهان
پیش تو ای جان و جهان جمله چرا جان نشوم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۹۸ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، بیانگر مقام والای وصال عاشق با معشوق الهی و رهایی او از تمام قید و بندها و تعلقات دنیوی است. مولانا با لحنی قاطع و سرشار از اطمینان، بر بی‌نیازی از هرچه غیر معشوق تأکید می‌کند. او خود را غرق در حضور حق و فراتر از مکان و زمان می‌داند و بندگی و آزادی خود را تنها در سایه لطف معشوق می‌یابد. غزل در نهایت، به لزوم فنای کامل در برابر حق اشاره می‌کند.

وصل و رهایی از پریشانی (بیت ۱ و ۲)

غزل با بیان تثبیت و آرامش عاشق پس از وصال آغاز می‌شود: “جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم / راه تو دیدم پس از این همره ایشان نشوم“. حضور و جمع تو (ای معشوق) را دیدم؛ بعد از این هرگز پریشان و آشفته نمی‌شوم. راه تو را دیدم؛ بعد از این دیگر با دیگران (اهل دنیا و غافلان) همراه نمی‌شوم.

ای که تو شاه چمنی سیرکن صد چو منی / چشم و دلم سیر کنی سخره این خوان نشوم“. ای که تو پادشاه چمن (هستی و زیبایی) هستی و صدها نفر مانند من را (در خود) سیر (خوشحال و راضی) می‌کنی، تو چشم و دل مرا سیر می‌کنی و من بازیچه‌ی این سفره (دنیوی) نمی‌شوم. (اشاره به بی‌نیازی از تعلقات دنیوی به دلیل اشباع شدن از معشوق).

فراتر از کعبه و کیوان (بیت ۳ و ۴)

مولانا به بی‌نیازی از مکان‌ها و زمان‌ها در پرتو حضور معشوق اشاره می‌کند: “کعبه چو آمد سوی من جانب کعبه نروم / ماه من آمد به زمین قاصد کیوان نشوم“. هنگامی که کعبه (قبله و مقصد ظاهری) به سوی من آمد (معشوق در دلم جلوه کرد)، دیگر به جانب کعبه نمی‌روم (به ظاهر بسنده نمی‌کنم). ماه من (معشوق نورانی) به زمین آمد؛ دیگر نیازی نیست که قاصد کیوان (ستاره زحل، نماد آسمان‌های دوردست) شوم. (اشاره به حضور معشوق در درون و بی‌نیازی از جستجوی بیرونی).

فربه و پرباد توام مست و خوش و شاد توام / بنده و آزاد توام بنده شیطان نشوم“. من از تو فربه و پر از باد هستم (سرشار از فیض و معنویت هستم)، مست و خوش و شادمان تو هستم. بنده‌ی تو و در عین حال آزاد تو هستم (آزادی‌ام در بندگی توست)؛ دیگر بنده‌ی شیطان (نفس اماره و وسوسه‌ها) نمی‌شوم.

فنای در جان و جهان (بیت ۵)

غزل با ابراز تسلیم و فنای کامل در برابر معشوق به پایان می‌رسد: “شاه زمینی و زمان همچو خرد فاش و نهان / پیش تو ای جان و جهان جمله چرا جان نشوم“. تو پادشاه زمین و زمان هستی، همچون عقل هم آشکار و هم پنهان هستی. در برابر تو ای جان و ای جهان (ای معشوق که خودت عین جان و جهان هستی)، چرا تمام وجودم (جمله) جان نشود (و در تو فانی نگردد)؟ (اشاره به لزوم فنای کامل در معشوق).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: