مطالب پیشنهادی![]()
جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
راه تو دیدم پس از این همره ایشان نشوم
ای که تو شاه چمنی سیرکن صد چو منی
چشم و دلم سیر کنی سخره این خوان نشوم
کعبه چو آمد سوی من جانب کعبه نروم
ماه من آمد به زمین قاصد کیوان نشوم
فربه و پرباد توام مست و خوش و شاد توام
بنده و آزاد توام بنده شیطان نشوم
شاه زمینی و زمان همچو خرد فاش و نهان
پیش تو ای جان و جهان جمله چرا جان نشوم
این غزل مولانا، بیانگر مقام والای وصال عاشق با معشوق الهی و رهایی او از تمام قید و بندها و تعلقات دنیوی است. مولانا با لحنی قاطع و سرشار از اطمینان، بر بینیازی از هرچه غیر معشوق تأکید میکند. او خود را غرق در حضور حق و فراتر از مکان و زمان میداند و بندگی و آزادی خود را تنها در سایه لطف معشوق مییابد. غزل در نهایت، به لزوم فنای کامل در برابر حق اشاره میکند.
غزل با بیان تثبیت و آرامش عاشق پس از وصال آغاز میشود: “جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم / راه تو دیدم پس از این همره ایشان نشوم“. حضور و جمع تو (ای معشوق) را دیدم؛ بعد از این هرگز پریشان و آشفته نمیشوم. راه تو را دیدم؛ بعد از این دیگر با دیگران (اهل دنیا و غافلان) همراه نمیشوم.
“ای که تو شاه چمنی سیرکن صد چو منی / چشم و دلم سیر کنی سخره این خوان نشوم“. ای که تو پادشاه چمن (هستی و زیبایی) هستی و صدها نفر مانند من را (در خود) سیر (خوشحال و راضی) میکنی، تو چشم و دل مرا سیر میکنی و من بازیچهی این سفره (دنیوی) نمیشوم. (اشاره به بینیازی از تعلقات دنیوی به دلیل اشباع شدن از معشوق).
مولانا به بینیازی از مکانها و زمانها در پرتو حضور معشوق اشاره میکند: “کعبه چو آمد سوی من جانب کعبه نروم / ماه من آمد به زمین قاصد کیوان نشوم“. هنگامی که کعبه (قبله و مقصد ظاهری) به سوی من آمد (معشوق در دلم جلوه کرد)، دیگر به جانب کعبه نمیروم (به ظاهر بسنده نمیکنم). ماه من (معشوق نورانی) به زمین آمد؛ دیگر نیازی نیست که قاصد کیوان (ستاره زحل، نماد آسمانهای دوردست) شوم. (اشاره به حضور معشوق در درون و بینیازی از جستجوی بیرونی).
“فربه و پرباد توام مست و خوش و شاد توام / بنده و آزاد توام بنده شیطان نشوم“. من از تو فربه و پر از باد هستم (سرشار از فیض و معنویت هستم)، مست و خوش و شادمان تو هستم. بندهی تو و در عین حال آزاد تو هستم (آزادیام در بندگی توست)؛ دیگر بندهی شیطان (نفس اماره و وسوسهها) نمیشوم.
غزل با ابراز تسلیم و فنای کامل در برابر معشوق به پایان میرسد: “شاه زمینی و زمان همچو خرد فاش و نهان / پیش تو ای جان و جهان جمله چرا جان نشوم“. تو پادشاه زمین و زمان هستی، همچون عقل هم آشکار و هم پنهان هستی. در برابر تو ای جان و ای جهان (ای معشوق که خودت عین جان و جهان هستی)، چرا تمام وجودم (جمله) جان نشود (و در تو فانی نگردد)؟ (اشاره به لزوم فنای کامل در معشوق).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر