تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1197

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1197

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1197

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1197

اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی‌سوز

به شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز

تو مخالفت همی‌کِش تو موافقت همی‌کُن

چو لباسِ تو دَرانَند تو لباسِ وصل می‌دوز

به مُوافقت بیابد تَن و جان سماعِ جانی

زِ رَباب و دَف و سُرنا و زِ مُطربان دَرآموز

به میانِ بیست مُطرب چو یکی زَنَد مخالف

همه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوُز

تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید

تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز

که یکی چراغِ روشن زِ هزار مُرده بهتر

که بِهْ است یک قَدِ خوش زِ هزار قامتِ کوز

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1197 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز به تسلیم در برابر عشق و حفظ موافقت در مسیر حق است. مولانا سالک را به فنای وجودی در معشوق فرا می‌خواند و بر اهمیت صلح و هماهنگی درونی تأکید می‌کند، حتی در برابر ناملایمات. او بیان می‌کند که یک وجود روشن‌دل و متصل به حق، بهتر از هزاران نفر غافل و مرده‌دل است.

بخش اول: تسلیم در آتش عشق و حفظ موافقت (ابیات 1 تا 4)

بیت 1: اگر آتش است یارت تو بُرو در او هَمی‌سوز / به شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روز

  • “اگر یار و معشوق تو آتش است (سوزاننده و فناکننده است)، تو با اراده و میل خود به سوی او برو و در او بسوز (فانی شو).”
  • “در شب سوزان فراق (دوری از معشوق)، تو مانند شمع باش و (با سوختن خود) تا رسیدن روز (وصل و تجلی) ادامه بده.” این بیت، دعوتی صریح به فنای داوطلبانه در عشق الهی است. عاشق باید همچون شمع، با سوختن و فداکاری، شب فراق را روشن نگاه دارد تا صبح وصال سرزند.

بیت 2: تو مخالفت همی‌کِش تو موافقت همی‌کُن / چو لباسِ تو دَرانَند تو لباسِ وصل می‌دوز

  • “تو (از معشوق یا از تقدیر) مخالفت (ناهمواری و رنج) را تحمل کن، اما خودت موافقت (همراهی و هماهنگی) کن.”
  • “هنگامی که (در این راه) لباست را پاره می‌کنند (به تو آزار می‌رسانند یا هستی‌ات را می‌درند)، تو لباس وصل (اتصال با معشوق) را بدوز (با عشق، خود را به معشوق وصل کن).

بیت 3: به مُوافقت بیابد تَن و جان سماعِ جانی / زِ رَباب و دَف و سُرنا و زِ مُطربان دَرآموز

  • “با موافقت (هماهنگی و تسلیم)، جسم و جان به سماع روحانی (رقص معنوی و وجد) دست می‌یابد.”
  • “این (موافقت و هماهنگی) را از رباب و دف و سرنا و از مطربان (هنرمندان، یا راهبران روحانی که آهنگ عشق را می‌نوازند) بیاموز.” این بیت به اثر موافقت و هماهنگی در رسیدن به وجد و سماع روحانی اشاره دارد و سازها و مطربان را نمادی از عناصر هماهنگی‌بخش در جهان هستی (یا در محفل عرفانی) می‌داند که درس موافقت می‌دهند.

بیت 4: به میانِ بیست مُطرب چو یکی زَنَد مخالف / همه گم کُنند رَه را چو ستیزه شد قَلاوُز

  • “در میان بیست مطرب (نمادی از اعضا و قوای درونی انسان یا جامعه)، اگر یکی (مثلاً نفس یا عقل جزئی) ساز مخالف بزند،”
  • “همه راه را گم می‌کنند، وقتی که ستیزه‌جوئی (ناسازگاری) راهبر (قلاوز) شود.” این بیت به اهمیت هماهنگی درونی و بیرونی اشاره دارد. اگر یکی از اجزا (چه در فرد، چه در جامعه) ناسازگاری کند، کل سیستم از مسیر خود خارج می‌شود و گمراهی پیش می‌آید.

بخش دوم: اهمیت برافروختن چراغ خویش و برتری یک نور (ابیات 5 تا 6)

بیت 5: تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید / تو یکی نِه‌ای هزاری تو چراغِ خود برافروز

  • “تو (به دلیل ناهماهنگی اطراف) نگو که همه در حال جنگ و ستیزند و از صلح من (یک نفر) چه سودی حاصل می‌شود؟”
  • “تو یک نفر نیستی، بلکه هزاران نفر (اثرگذار) هستی؛ پس چراغ (وجود یا معرفت) خودت را روشن کن.

بیت 6: که یکی چراغِ روشن زِ هزار مُرده بهتر / که بِهْ است یک قَدِ خوش زِ هزار قامتِ کوز

  • “زیرا یک چراغ روشن (یک انسان بیدار و روشن‌دل) از هزاران مرده (انسان غافل و بی‌روح) بهتر است.”
  • “همچنان که یک قامت زیبا و خوشایند (یک وجود متوازن و کامل) از هزاران قامت خمیده و ناقص (کوز) بهتر است.” این بیت به اهمیت کیفیت بر کمیت اشاره دارد و بیان می‌کند که حتی یک وجود روشن‌دل و کامل، بر هزاران وجود بی‌فروغ و ناقص برتری دارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۱۱۹۷ مولانا، سرشار از دعوت به تسلیم در برابر عشق و حفظ هماهنگی و صلح درونی است. مولانا سالک را به فنای داوطلبانه در آتش معشوق (همچون شمعی سوزان در شب فراق) تشبیه می‌کند. او بر این نکته تأکید می‌کند که حتی در مواجهه با مخالفت و آزار (پاره شدن لباس)، عاشق باید موافقت و همراهی را پیشه کند و به جای آن، “لباس وصل” را بدوزد.

مولانا موافقت و هماهنگی را عامل رسیدن به “سماع جانی” می‌داند و آن را از مطربان (سازها و نوازندگان) به عنوان نمادی از هماهنگی می‌آموزد. او همچنین به خطر ناسازگاری درونی (مانند مطربی که ساز مخالف می‌زند) اشاره می‌کند که می‌تواند تمام مسیر را به تباهی بکشاند. مولانا مخاطب را تشویق می‌کند که حتی در میان ناهماهنگی‌ها، چراغ وجود خود را روشن کند، زیرا یک وجود روشن‌دل و باکیفیت، بر هزاران وجود غافل و مرده برتری دارد. این غزل به خوبی بینش مولانا درباره‌ی فنا، موافقت با تقدیر، اهمیت هماهنگی درونی، و قدرت تحول‌بخش یک فرد روشن‌دل را به تصویر می‌کشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: