مطالب پیشنهادی![]()
چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم
وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم
گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را
درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم
درون خمره عالم چو زنبوری همیگردم
مبین تو نالهام تنها که خانه انگبین دارم
دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی
چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم
چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان
چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم
چو دیو و آدمی و جن همیبینی به فرمانم
نمیدانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم
چرا پژمرده باشم من که بشکفتهست هر جزوم
چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم
چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم
چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم
کبوترخانهای کردم کبوترهای جانها را
بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم
شعاع آفتابم من اگر در خانهها گردم
عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم
تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در روی
که هر ذره همیگوید که در باطن دفین دارم
تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من
که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم
خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو
مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم
این غزل مولانا، بیانگر عظمت و قدرت بیبدیل عارف واصل است که به واسطهی اتصال با حق، از جایگاه ویژهای در هستی برخوردار است. مولانا با تصویری از خود با “پای آهنین” و “رخ زرین”، بر استواری باطنی و جلوهی ظاهری تأکید میکند. او خود را در جایگاه بزرگان و پیامبران میبیند و وجود خویش را سرشار از نور الهی و اسرار پنهان میداند. غزل با دعوت به تأمل در باطن اشیاء و سکوت در برابر فهم ناتوانان به پایان میرسد.
غزل با بیان مقام عارف و عظمت باطنی او آغاز میشود: “چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم / رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم“. تو چه میدانی که در باطن و درون من چه پادشاهی (حقیقتی از معشوق) همنشین و همراه دارم؟ به روی زرین (درخشان و دلربا) من نگاه مکن (که تنها جلوهی ظاهری است)، بلکه (بدان که) من پای آهنین (ثبات و قدرت باطنی) دارم.
“بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم / وزان کو آفریدستم هزاران آفرین دارم“. به سوی آن پادشاهی (حق تعالی) که مرا به وجود آورد، کاملاً روی آوردهام. و از کسی که مرا آفریده است (خداوند)، هزاران آفرین و ستایش دارم.
مولانا به دوگانگی ظاهر و باطن و تأثیر وجودی خود اشاره میکند: “گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را / درون عز فلک دارم برون ذل زمین دارم“. گاهی به خورشید میمانم (از نظر نور و عظمت) و گاهی به دریای گوهر (از نظر عمق و فراوانی اسرار). دروناً عزت و عظمت آسمان (فلک) را دارم، اما ظاهراً ذلت و پستی زمین را دارم. (اشاره به تواضع عارف با وجود مقام بلندش).
“درون خمره عالم چو زنبوری همیگردم / مبین تو نالهام تنها که خانه انگبین دارم“. درون خمرهی عالم (هستی) مانند زنبوری میگردم (در پی شهد معرفت). فقط نالهی (فغان) مرا نبین (و از آن مگذر)، که در باطن خانهی انگبین (شهد شیرین معرفت و لطف الهی) دارم.
مولانا به پناهگاه امن خود و نقش واسطهگریاش اشاره میکند: “دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی / چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم“. ای دل! اگر طالب من هستی، بر چرخ سبز و خضرایی (عالم معنی) بالا بیا. پناهگاه (حصن) من چنان قصری است که در آن امنیت مؤمنان (امن المؤمنین) را دارم (همه در پناه منند).
“چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان / چو من دولاب آن آبم چنین شیرین حنین دارم“. چه پرهیبت و عظیم است آن آبی (فیض الهی) که این چرخ (هستی) از او در گردش است! چون من دولاب (چرخ آبکشی) آن آب هستم، چنین حنین (ناله و آوازی) شیرین دارم (اشاره به نالهی دولاب در هنگام آب کشیدن).
مولانا خود را در جایگاه سلیمان نبی میبیند و به رهایی از تعلقات اشاره میکند: “چو دیو و آدمی و جن همیبینی به فرمانم / نمیدانی سلیمانم که در خاتم نگین دارم“. هنگامی که دیو و آدمی و جن را (در عالم) به فرمان و اطاعت من میبینی، آیا نمیدانی که من سلیمان (نبی) هستم که نگین فرمانروایی در انگشتر (خاتم) دارم؟
“چرا پژمرده باشم من که بشکفتهست هر جزوم / چرا خربنده باشم من براقی زیر زین دارم“. چرا من پژمرده و افسرده باشم، در حالی که هر جزء وجودم شکفته و تازه است؟ چرا باید خربنده (اسیر امور پست) باشم، در حالی که براق (مرکب معراج پیامبر، کنایه از سیر معنوی) زیر زین دارم؟
مولانا به مقام بلند خود و مرکزیت برای ارواح اشاره میکند: “چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم / چرا زین چاه برنایم چون من حبل متین دارم“. چرا از ماه (مقام عالی) عقب بمانم (کمتر باشم)؟ نه، زیرا عقرب (آفت یا دشمن) بر پایم نزده است. چرا از این چاه (چاه طبیعت یا دنیا) بالا نیایم، وقتی که من ریسمان محکم (حبل متین، کنایه از توکل یا قرآن) دارم؟
“کبوترخانهای کردم کبوترهای جانها را / بپر ای مرغ جان این سو که صد برج حصین دارم“. من برای کبوترهای جانها (ارواح سالکان) کبوترخانهای ساختهام (مرجع و پناهگاه شدهام). پرواز کن ای مرغ جان به این سو، که من صدها برج و پناهگاه محکم (حصین) دارم.
مولانا به حقیقت وجود خود و پنهان بودن اسرار اشاره میکند: “شعاع آفتابم من اگر در خانهها گردم / عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز آب و طین دارم“. من شعاع آفتاب (حقیقت مطلق) هستم، حتی اگر در خانهها (اجسام یا مظاهر مادی) بگردم. من (مانند) عقیق و زر و یاقوت (گرانبها) هستم که ولادت و آفرینش آنها از آب و گل (خاک) است. (نشاندهندهی ارزش باطنی با وجود منشأ مادی).
“تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در روی / که هر ذره همیگوید که در باطن دفین دارم“. هر گوهری که میبینی، دری دیگر (معنا و سری پنهان) در روی آن بجوی. زیرا هر ذرهای (در عالم هستی) میگوید که در باطن خود گنجی پنهان (دفین) دارم.
غزل با اشاره به منشأ زیبایی و ناتوانی عقل در درک حقایق پایان مییابد: “تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من / که از شمع ضمیر است آن که نوری در جبین دارم“. هر گوهری (زیبایی) به تو میگوید: “به زیبایی ظاهری من قانع مشو،” “زیرا آن نوری که در پیشانی (جبین) دارم، از شمع ضمیر (باطن و حقیقت) است.”
“خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو / مجنبان گوش و مفریبان که چشمی هوش بین دارم“. خاموش شدم (از ادامه سخن)، زیرا تو (مخاطب غافل) آن هوش و درکی را که بتواند این حقایق را دریابد، نداری. گوش خود را مجنبان (بیهوده گوش مکن) و فریبکاری مکن، زیرا من چشمی دارم که هوش (حقایق باطنی) را میبیند. (تأکید بر لزوم بصیرت باطنی برای درک اسرار عرفانی).
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر