مطالب پیشنهادی![]()
بگردان شراب ای صنم بیدرنگ
که بزمست و چنگ و ترنگاترنگ
ولی بزم روحست و ساقی غیب
ببویید بوی و نبینید رنگ
تو صحرای دل بین در آن قطره خون
زهی دشت بیحد در آن کنج تنگ
در آن بزم قدسند ابدال مست
نه قدسی که افتد به دست فرنگ
چه افرنگ عقلی که بود اصل دین
چو حلقهست بر در در آن کوی و دنگ
ز خشکیست این عقل و دریاست آن
بمانده است بیرون ز بیم نهنگ
بده می گزافه به مستان حق
که نی عربده بینی آن جا نه جنگ
یکی جام بنمودشان در الست
که از جام خورشید دارند ننگ
تو گویی که بیدست و شیشه که دید
شراب دلارام و بگنی و بنگ
ببین نیم شب خلق را جمله مست
ز سغراق خواب و ز ساقی زنگ
قطار شتر بین که گشتند مست
ندانند افسار از پالهنگ
خمش کن که اغلب همه باخودند
همه شهر لنگند تو هم بلنگ
ره سیرت شمس تبریز گیر
به جرات چو شیر و به حمله پلنگ
این غزل مولانا، دعوتی شورانگیز به مستی روحانی و درک بزم غیبی عشق است. مولانا با نفی مستیهای مادی، به بزم روح و شراب بیرنگ الهی اشاره میکند که با عقل جزئی قابل درک نیست. او عشق را دریایی بیکران میداند که عقل از ترس غرق شدن، از آن دوری میکند. در نهایت، با دعوت به سکوت و تسلیم در برابر عشق، راه سلوک شمس تبریزی را به عنوان راه شجاعت و بیباکی معرفی میکند.
غزل با دعوتی از ساقی آغاز میشود: “بگردان شراب ای صنم بیدرنگ / که بزمست و چنگ و ترنگاترنگ“. ای معشوق (صنم)، بیدرنگ شراب را بگردان و به ما بنوشان. زیرا که بزم و ساز و نغمهسرایی (چنگ و ترنگاترنگ) برپاست.
“ولی بزم روحست و ساقی غیب / ببویید بوی و نبینید رنگ“. اما این بزم، بزم روح است و ساقی آن از عالم غیب است. (از این شراب) تنها بوی آن را میتوان چشید و رنگ آن را نمیتوان دید (اشاره به لطافت و نادیدنی بودن شراب روحانی).
مولانا به وسعت باطن عاشق اشاره میکند: “تو صحرای دل بین در آن قطره خون / زهی دشت بیحد در آن کنج تنگ“. تو (ای انسان)، صحرای دل را در آن یک قطره خون (کنایه از دل کوچک و ظاهری) ببین. چه دشت بیکرانی (زهی دشت بیحد) در آن گوشه تنگ (دل ظاهری) پنهان است! (اشاره به وسعت عالم درون).
“در آن بزم قدسند ابدال مست / نه قدسی که افتد به دست فرنگ“. در آن بزم مقدس (بزم قدس) ابدال (مردان الهی و اولیا) مست هستند. نه آن مقام قدسی (پاک و مقدس) که به دست فرنگ (دست بیگانگان یا عقل جزئی) بیفتد.
مولانا به محدودیت عقل در برابر عشق اشاره میکند: “چه افرنگ عقلی که بود اصل دین / چو حلقهست بر در در آن کوی و دنگ“. چه فریب و حیلهایست عقل که (ادعا میکند) اصل دین است! (در حالی که) مانند حلقهای بر در (وسیلهای برای رسیدن به حق) است و در آن کوچه (کوی) و مبهوت (دنگ) مانده است.
“ز خشکیست این عقل و دریاست آن / بمانده است بیرون ز بیم نهنگ“. این عقل از خشکی (محدودیت و عدم رطوبت معرفت) است، و آن (عشق) دریاست. (عقل) از ترس نهنگ (ترس از غرق شدن در عظمت عشق) بیرون از دریا (در ساحل محدودیت) باقی مانده است.
مولانا به کرم عشق و قدمت آن اشاره میکند: “بده می گزافه به مستان حق / که نی عربده بینی آن جا نه جنگ“. شراب را بیاندازه (گزافه) به مستان حق (عاشقان الهی) بده. چرا که در آنجا نه فریاد و دعوا (عربده) میبینی و نه جنگ و ستیز. (مستی عشق، آرامشبخش است).
“یکی جام بنمودشان در الست / که از جام خورشید دارند ننگ“. (حق تعالی) یک جام (از باده عشق) را در عالم الست (عالم ازل، پیش از خلقت) به آنها نشان داد. (آن چنان که) اکنون از جام خورشید (جامهای دنیوی) ننگ دارند (آنها را حقیر میشمارند).
مولانا به ماهیت غیرمادی شراب عشق اشاره میکند: “تو گویی که بیدست و شیشه که دید / شراب دلارام و بگنی و بنگ“. تو میگویی که: “چه کسی شراب آرامبخش و آرامکننده (دلارام) و بگنی (شراب شیرین) و بنگ (ماده مستکننده) را بدون دست و شیشه (بدون وسایل مادی) دیده است؟” (اشاره به مستی روحانی که نیازی به وسایل ظاهری ندارد).
“ببین نیم شب خلق را جمله مست / ز سغراق خواب و ز ساقی زنگ“. نیمه شب (لحظه خلوت و عالم معنا) مردم را همه مست ببین. از جام خواب (سغراق خواب، که باعث بیخودی میشود) و از ساقی بینیاز (ساقی زنگ، که هرگز کم نمیآورد).
مولانا به فراگیری مستی اشاره میکند: “قطار شتر بین که گشتند مست / ندانند افسار از پالهنگ“. قطار شترها را ببین که مست شدهاند (بیخود و سرگشته). (به حدی که) افسار (مهار دهان) را از پالهنگ (مهار بینی) تشخیص نمیدهند. (کنایه از فراگیری مستی در همه موجودات).
“خمش کن که اغلب همه باخودند / همه شهر لنگند تو هم بلنگ“. ساکت شو (خمش کن) زیرا اغلب مردم با خود (هوشیار به ظاهر دنیا) هستند. همه شهر لنگ هستند (ناتوان از درک حقیقت). تو هم لنگ باش (خود را با آنها سازگار کن یا در ظاهر لنگ شو تا متهم نشوی).
غزل با توصیه به پیروی از شمس تبریزی به پایان میرسد: “ره سیرت شمس تبریز گیر / به جرات چو شیر و به حمله پلنگ“. راه و روش شمس تبریز را در پیش بگیر. (که او) در جسارت مانند شیر است و در حمله (بر نفس و موانع) مانند پلنگ است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر