مطالب پیشنهادی![]()
هر که ز عشاق گریزان شود
بار دگر خواجه پشیمان شود
والله منت همه بر جان اوست
هر که سوی چشمه حیوان شود
هر که سبوی تو کشد عاقبت
در حرم عشرت سلطان شود
تنگ بود حوصله آدمی
از تو چو دریای و چو عمان شود
رو به دل اهل دلی جای گیر
قطره به دریا در و مرجان شود
جنبش هر ذره به اصل خودست
هر چه بود میل کسی آن شود
کافر صدساله چو بیند تو را
سجده کند زود مسلمان شود
جان و دل از جذبه میل و هوس
همصفت دلبر و جانان شود
خار که سرتیز ره عاشق است
عاقبت امر گلستان شود
ناطقه را بند کن و جمع باش
گر نه ضمیر تو پریشان شود
غزل ۱۰۰۵ مولانا، دعوتی شورانگیز به سوی عشق و تأکید بر تأثیر تحولآفرین آن است. مولانا در این غزل، هرگونه گریز از عشق را مایهی پشیمانی میداند و وصال به چشمهی حیات (عشق الهی) را عامل رهایی و رسیدن به سعادت حقیقی معرفی میکند. او با اشاره به محدودیتهای انسان و گشایش حاصل از عشق، به تأثیر جذب معشوق در دگرگونی باطن و ظاهر میپردازد و در نهایت، به لزوم سکوت و جمع بودن خاطر در برابر اسرار عشق اشاره میکند.
مولانا غزل را با هشداری درباره دوری از عشق آغاز میکند:
هر که ز عشاق گریزان شود بار دگر خواجه پشیمان شود
«هر کس که از عاشقان (و راه عشق) دوری کند و بگریزد،» «(آگاه باشد که) بار دیگر (در آینده)، خواجه (آن شخص)، پشیمان خواهد شد (و از کردهی خود نادم میگردد).» این بیت، تأکید بر لزوم پذیرش عشق و اینکه گریز از آن در نهایت به پشیمانی میانجامد.
مولانا به اهمیت چشمهی حیات عشق اشاره میکند:
والله منت همه بر جان اوست هر که سوی چشمه حیوان شود
«به خدا سوگند که (بعدها) تمام منت و سپاس بر جان اوست،» «هر کس که به سوی چشمهی آب حیات (چشمه حیوان، کنایه از عشق الهی و معرفت جاودان) برود (و از آن بنوشد).» این بیت، بیانگر سعادت و کمالی که نصیب کسی میشود که به سوی عشق الهی روی آورد.
هر که سبوی تو کشد عاقبت در حرم عشرت سلطان شود
«هر کس که سبوی (معرفت یا بندگی) تو (ای معشوق) را بر دوش کشد و حمل کند،» «عاقبت در حرم (درگاه) عشرت و شادمانی سلطان (خداوند) وارد میشود (و به مقام قرب میرسد).» این بیت، بیانگر پاداش خدمت و بندگی در راه معشوق که منجر به وصال و شادی جاودان میشود.
مولانا به وسعت یافتن دل انسان به واسطه عشق اشاره میکند:
تنگ بود حوصله آدمی از تو چو دریای و چو عمان شود
«حوصله و ظرفیت (فهم و ادراک) آدمی (به طور طبیعی) تنگ و محدود است،» «(اما) با (پیوستن به) تو (ای معشوق)، مانند دریا و اقیانوس (عمان) وسیع و بیکران میشود.» این بیت، بیانگر قدرت عشق در توسعهی ظرفیت وجودی انسان و رهایی از محدودیتهای فردی.
رو به دل اهل دلی جای گیر قطره به دریا در و مرجان شود
«(پس ای سالک!) به سوی دل انسان کاملی (اهل دلی) برو و در آن جای بگیر،» «(تا همانند) قطرهای (کوچک که) در دریا (درون) جای میگیرد و (با آن یکی میشود)، (به مقام) دُر و مروارید (مرجان) تبدیل شود.» این بیت، دعوت به پیروی از اهل دل و عارفان که موجب تبدیل شدن وجود محدود به گوهری گرانبها میشود.
مولانا به جذب هر موجود به سوی اصل خود و تأثیر معشوق اشاره میکند:
جنبش هر ذره به اصل خودست هر چه بود میل کسی آن شود
«جنبش و حرکت هر ذرهای در عالم به سوی اصل خود است،» «(پس) هر چیزی که میل و کشش کسی باشد (و به سوی آن حرکت کند)، همان خواهد شد (یعنی در آن فانی میشود و به آن میپیوندد).» این بیت، بیانگر قانون جذب و پیوند هر چیز به اصل خود و فنای عاشق در معشوق.
کافر صدساله چو بیند تو را سجده کند زود مسلمان شود
«حتی یک کافر صدساله (که عمری در کفر گذرانده)، وقتی تو (ای معشوق) را ببیند،» «بیدرنگ سجده میکند و (زود) مسلمان میشود (و به حقیقت ایمان میآورد).» این بیت، تأکید بر قدرت بینظیر و تحولآفرین جمال معشوق که حتی کافران را نیز به ایمان میآورد.
جان و دل از جذبه میل و هوس همصفت دلبر و جانان شود
«جان و دل (عاشق) از جاذبهی میل (به معشوق) و (بیان) هوس (شور عشق)،» «همانند صفات (همصفت) دلبر و جانان (معشوق اصلی) میشود (یعنی صفات الهی را کسب میکند).» این بیت، بیانگر تصفیه و همرنگ شدن عاشق با معشوق در نتیجهی جاذبه عشق.
خار که سرتیز ره عاشق است عاقبت امر گلستان شود
«حتی خاری که نوکتیز (سرتیز) و آزاردهنده در راه عاشق است (و مانع ایجاد میکند)،» «در نهایت (عاقبت امر) به باغ گلستان تبدیل میشود (و مانع نیست بلکه به زیبایی میانجامد).» این بیت، بیانگر برطرف شدن موانع و تبدیل سختیها به زیبایی در مسیر عشق.
مولانا غزل را با توصیه به سکوت و جمع بودن به پایان میبرد:
ناطقه را بند کن و جمع باش گر نه ضمیر تو پریشان شود
«(ای سخنگو!) زبان (ناطقه) را ببند (از سخن گفتن بازدار) و جمع (و متمرکز) باش،» «وگرنه ضمیر و باطن تو پریشان و آشفته خواهد شد (و از درک حقایق بازمیمانی).» این بیت، دعوت به سکوت عارفانه و تمرکز درونی برای درک اسرار عشق و جلوگیری از پریشانی خاطر.
غزل ۱۰۰۵ مولانا، پیامی محکم و دلنشین دربارهی ضرورت و زیبایی عشق الهی است. مولانا غزل را با هشداری مهم آغاز میکند: “هر که ز عشاق گریزان شود / بار دگر خواجه پشیمان شود”، که نشان میدهد دوری از مسیر عشق، در نهایت جز حسرت و پشیمانی ثمری ندارد. او عشق را به “چشمه حیوان” تشبیه میکند و منت الهی را بر جان کسی میداند که به سوی آن روی آورد، و “سبو کشیدن” در راه معشوق را موجب رسیدن به “حرم عشرت سلطان” میداند، که همگی تأکیدی بر پاداشهای معنوی این مسیر است.
مولانا به “تنگی حوصله آدمی” اشاره میکند که “از تو چو دریای و چو عمان شود”، یعنی عشق الهی، ظرفیت وجودی انسان را بیکران میسازد. او با دعوت به “دل اهل دلی” و تشبیه “قطره به دریا” که “در و مرجان شود”، به نقش هدایتگران معنوی در تعالی وجود اشاره میکند. مولانا سپس به قانون جذب در هستی میپردازد که “جنبش هر ذره به اصل خودست / هر چه بود میل کسی آن شود”؛ این بیانگر کشش ذاتی هر موجود به سوی مبدأ خود و فنای عاشق در معشوق است. قدرت تحولآفرین عشق نیز در بیت “کافر صدساله چو بیند تو را / سجده کند زود مسلمان شود” به زیبایی ترسیم شده است. حتی “خار”های “ره عاشق” نیز “عاقبت امر گلستان” میشوند، که نشاندهنده تبدیل سختیها به زیباییها در پرتو عشق است. در نهایت، مولانا با توصیه به “ناطقه را بند کن و جمع باش”، بر اهمیت سکوت و تمرکز درونی برای درک اسرار عشق و جلوگیری از پریشانی خاطر تأکید میکند. این غزل دعوتنامهای قدرتمند به سوی عشق الهی و تبیینکنندهی تحولات عمیق روحی و باطنی است که در این راه رخ میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر