تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 959 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 959 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 959 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۵۹ دیوان شمس مولانا

اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد
نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد

اگر به آب ریاضت برآوری غسلی
همه کدورت دل را صفا توانی کرد

ز منزل هوسات ار دو گام پیش نهی
نزول در حرم کبریا توانی کرد

درون بحر معانی لا نه آن گهری
که قدر و قیمت خود را بها توانی کرد

به همت ار نشوی در مقام خاک مقیم
مقام خویش بر اوج علا توانی کرد

اگر به جیب تفکر فروبری سر خویش
گذشته‌های قضا را ادا توانی کرد

ولیکن این صفت ره روان چالاکست
تو نازنین جهانی کجا توانی کرد

نه دست و پای اجل را فرو توانی بست
نه رنگ و بوی جهان را رها توانی کرد

تو رستم دل و جانی و سرور مردان
اگر به نفس لئیمت غزا توانی کرد

مگر که درد غم عشق سر زند در تو
به درد او غم دل را دوا توانی کرد

ز خار چون و چرا این زمان چو درگذری
به باغ جنت وصلش چرا توانی کرد

اگر تو جنس همایی و جنس زاغ نه‌ای
ز جان تو میل به سوی هما توانی کرد

همای سایه دولت چو شمس تبریزیست
نگر که در دل آن شاه جا توانی کرد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۵۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۵۹ مولانا، دعوتی شورانگیز به خودسازی، رهایی از تعلقات دنیوی و تلاش برای رسیدن به معرفت و وصال الهی است. مولانا در این غزل، با تأکید بر قدرت اراده و همت انسان، راه رسیدن به مقامات معنوی را ترسیم می‌کند. او با اشاره به موانع درونی (نفس و هوس) و بیرونی (دنیا)، به نقش عشق در درمان غم‌ها و اهمیت انتخاب مسیر درست می‌پردازد و در نهایت، شمس تبریزی را همای دولت و سایه‌ی حق می‌داند.

راه رهایی و رسیدن به بقا

مولانا غزل را با بیان شرط رسیدن به نشاط حقیقی آغاز می‌کند:

اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد

«اگر بتوانی دل خود را از غم و اندوه‌های دنیوی جدا کنی،» «(آن‌گاه) می‌توانی به باغ بقا (عالم جاودانگی و حقیقت) وارد شده و به نشاط و عیش (حقیقی) دست یابی.» این بیت، بیانگر شرط اصلی رسیدن به شادی و آرامش پایدار؛ رهایی از دلبستگی‌های دنیوی.

اگر به آب ریاضت برآوری غسلی همه کدورت دل را صفا توانی کرد

«اگر با آب ریاضت (تمرینات معنوی و تهذیب نفس) غسلی (تطهیری) انجام دهی،» «می‌توانی تمامی کدورت‌ها (تیرگی‌ها و آلودگی‌ها) را از دل خود پاک کنی و آن را صفا بخشی.» این بیت، تأکید بر نقش ریاضت و تهذیب نفس در پاکسازی قلب.

ز منزل هوسات ار دو گام پیش نهی نزول در حرم کبریا توانی کرد

«اگر از منزل هوس‌ها (محل تمایلات نفسانی) دو گام (اندکی) پیش‌تر نهی (و از آن‌ها فاصله بگیری)،» «می‌توانی در حرم کبریا (آستانه‌ی عظمت الهی) فرود آیی (و به مقام قرب الهی برسی).» این بیت، بیانگر نزدیکی مقام قرب الهی؛ با اندکی فاصله گرفتن از هوس‌ها، می‌توان به آن رسید.

درون بحر معانی لا نه آن گهری که قدر و قیمت خود را بها توانی کرد

«درون دریای معانی (عالم حقایق و اسرار)، آن گوهری (وجود ارزشمند خودت) را پنهان نکن،» «(بلکه آن را آشکار کن) تا بتوانی قدر و قیمت خود را (به دیگران) نشان دهی (و ارزش حقیقی خود را بشناسی و بشناسانی).» این بیت، دعوت به کشف گوهر وجود خویش در دریای معانی و آشکار ساختن ارزش حقیقی آن.

همت و رهایی از قیدها

مولانا به نقش همت در رسیدن به مقامات عالی اشاره می‌کند:

به همت ار نشوی در مقام خاک مقیم مقام خویش بر اوج علا توانی کرد

«اگر با همت (اراده و عزم راسخ)، در مقام خاک (دنیا و مادیات) مقیم نشوی (و به آن دل نبندی)،» «می‌توانی مقام و جایگاه خود را به اوج بلندی (علا) برسانی.» این بیت، تأکید بر قدرت همت در رهایی از مادیات و رسیدن به مقامات بلند معنوی.

اگر به جیب تفکر فروبری سر خویش گذشته‌های قضا را ادا توانی کرد

«اگر سر خود را به جیب تفکر (درون‌بینی و تأمل عمیق) فرو ببری (و به خودشناسی بپردازی)،» «می‌توانی گذشته‌های قضا (تقدیرات و اتفاقات گذشته) را ادا کنی (و به حکمت آن‌ها پی ببری و از آن‌ها درس بگیری).» این بیت، بیانگر قدرت تفکر و خودشناسی در درک حکمت تقدیرات الهی و جبران گذشته.

موانع و راه غلبه بر نفس

مولانا به موانع راه سلوک و راه غلبه بر نفس اشاره می‌کند:

ولیکن این صفت ره روان چالاکست تو نازنین جهانی کجا توانی کرد

«اما این (صفات و توانایی‌ها) ویژگی رهروان چالاک (سریع و چابک در راه حق) است،» «تو که نازنین جهانی (اسیر ناز و نعمت دنیایی) هستی، چگونه می‌توانی این کارها را انجام دهی؟» این بیت، نکوهش تنبلی و نازپروردگی که مانع سلوک در راه حق می‌شود.

نه دست و پای اجل را فرو توانی بست نه رنگ و بوی جهان را رها توانی کرد

«نه می‌توانی دست و پای مرگ (اجل) را ببندی (و از آن بگریزی)،» «و نه می‌توانی رنگ و بوی جهان (جلوه‌های فریبنده‌ی دنیا) را رها کنی (و از آن دل بکنی).» این بیت، بیانگر ضعف انسان در برابر مرگ و تعلقات دنیوی در صورت عدم تهذیب نفس.

تو رستم دل و جانی و سرور مردان اگر به نفس لئیمت غزا توانی کرد

«تو رستم (پهلوان) دل و جان هستی و سرور مردان (در شجاعت)،» «اگر بتوانی با نفس پست و فرومایه‌ی خود (نفس لئیمت) بجنگی (غزا کنی).» این بیت، دعوت به جهاد اکبر (مبارزه با نفس) و یادآوری قدرت درونی انسان برای غلبه بر نفس.

نقش عشق در درمان غم و انتخاب مسیر درست

مولانا به نقش عشق در درمان غم‌ها و اهمیت انتخاب مسیر درست اشاره می‌کند:

مگر که درد غم عشق سر زند در تو به درد او غم دل را دوا توانی کرد

«مگر اینکه درد و غم عشق (الهی) در تو سر برآورد (و در دلت جای گیرد)،» «(آن‌گاه) با درد همان عشق، می‌توانی غم دل (اندوه‌های دنیوی) را درمان کنی.» این بیت، بیانگر نقش شفابخش عشق الهی در درمان غم‌ها و اندوه‌های دنیوی.

ز خار چون و چرا این زمان چو درگذری به باغ جنت وصلش چرا توانی کرد

«هنگامی که از خار “چون و چرا” (تردیدها و سؤالات بیهوده) درگذری (و آن‌ها را رها کنی)،» «چرا (با سرعت) می‌توانی به باغ بهشت وصال او (معشوق) برسی؟ (یعنی با رهایی از تردیدها، راه وصال هموار می‌شود).» این بیت، تأکید بر لزوم رهایی از تردیدها و سؤالات بیهوده برای رسیدن به وصال.

همای دولت و شمس تبریزی

مولانا به لزوم انتخاب مسیر درست و نقش پیر کامل اشاره می‌کند:

اگر تو جنس همایی و جنس زاغ نه‌ای ز جان تو میل به سوی هما توانی کرد

«اگر تو از جنس هما (پرنده‌ی سعادت و نماد روح بلند) هستی و از جنس زاغ (کلاغ، نماد نفس پست و دنیادوست) نیستی،» «از جان خود می‌توانی به سوی هما (حق و حقیقت) میل کنی (و به آن بپیوندی).» این بیت، دعوت به شناخت اصل خویش و تمایل به سوی حقیقت (هما) اگر از جنس آن باشی.

همای سایه دولت چو شمس تبریزیست نگر که در دل آن شاه جا توانی کرد

«همای سایه‌ی دولت (پرنده‌ی سعادت که سایه‌اش بر هر کس بیفتد، او را پادشاه می‌کند) مانند شمس تبریزی است،» «نگاه کن که آیا می‌توانی در دل آن شاه (شمس تبریزی) جایی برای خود باز کنی (و به او نزدیک شوی).» این بیت، تأکید بر شمس تبریزی به عنوان همای دولت و منبع سعادت و دعوت به تلاش برای کسب قرب او.

نکات مهم

  • رهایی از دنیا: شرط اصلی رسیدن به نشاط و عیش حقیقی، جدا شدن دل از غم‌های دنیوی است.
  • پاکسازی با ریاضت: تهذیب نفس و ریاضت‌های معنوی، دل را از کدورت‌ها پاک می‌کند.
  • قرب الهی نزدیک است: با اندکی فاصله گرفتن از هوس‌ها، می‌توان به آستانه‌ی عظمت الهی رسید.
  • کشف گوهر وجود: انسان باید گوهر وجود خود را در دریای معانی کشف کرده و ارزش حقیقی آن را بشناسد.
  • قدرت همت: همت و اراده‌ی راسخ، انسان را از قید مادیات رها کرده و به مقامات بلند معنوی می‌رساند.
  • تفکر و خودشناسی: تأمل عمیق و خودشناسی، به درک حکمت تقدیرات و جبران گذشته کمک می‌کند.
  • نکوهش تنبلی و نازپروردگی: این صفات مانع سلوک در راه حق هستند.
  • جهاد اکبر: انسان رستم دل و جان است و باید با نفس پست خود مبارزه کند.
  • عشق، درمان غم: درد و غم عشق الهی، غم‌های دنیوی را درمان می‌کند.
  • رهایی از تردید: برای رسیدن به وصال، باید از تردیدها و سؤالات بیهوده گذر کرد.
  • شناخت اصل خویش: انسان باید ماهیت بلند خود (جنس هما) را بشناسد و به سوی حقیقت میل کند.
  • شمس تبریزی، همای دولت: شمس تبریزی منبع سعادت و دولت است و باید برای کسب قرب او تلاش کرد.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۵۹ مولانا، راهنمایی جامع برای سالکان طریق حقیقت است که با بیانی روشن و پرشور، مسیر رسیدن به کمال معنوی را ترسیم می‌کند. مولانا با تأکید بر لزوم رهایی دل از غم دنیا و پاکسازی آن با آب ریاضت، به نزدیکی حرم کبریا با اندکی فاصله گرفتن از هوس‌ها اشاره می‌کند. او با دعوت به کشف گوهر وجود خویش و بهره‌گیری از همت برای رسیدن به اوج مقامات، به قدرت تفکر در درک حکمت تقدیرات نیز می‌پردازد.

در ادامه، مولانا با نکوهش تنبلی و نازپروردگی، انسان را به جهاد اکبر با نفس لئیم فرامی‌خواند و عشق را تنها درمان غم‌های دل معرفی می‌کند. او با تأکید بر رهایی از خارهای “چون و چرا” برای رسیدن به باغ وصال، به اهمیت شناخت اصل خویش (جنس هما) اشاره می‌کند. در نهایت، مولانا شمس تبریزی را همای دولت و سایه‌ی سعادت می‌داند و سالکان را به تلاش برای یافتن جایگاهی در دل این شاه روحانی دعوت می‌کند. این غزل پیامی از خودسازی، مبارزه با نفس، و تسلیم در برابر عشق الهی برای رسیدن به سعادت جاودان را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: