تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 636 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 636 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 636 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۳۶ دیوان شمس مولانا

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید

بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید
چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۳۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۳۶ مولانا، معروف به “غزل بمیرید”، یکی از شورانگیزترین و عمیق‌ترین غزلیات او درباره‌ی مرگ اختیاری (مرگ عرفانی) و فنا در عشق الهی است. مولانا در این غزل، با تکرار فعل امر “بمیرید”، خواننده را به مرگ از نفس اماره، رهایی از قید و بندهای دنیوی و خودی، و رسیدن به حیات جاودانه و مقام قرب الهی دعوت می‌کند. این غزل سراسر دعوت به تحول و دگرگونی درونی است.


مرگ اختیاری و حیات حقیقی

مولانا غزل را با دعوت به مرگ در عشق آغاز می‌کند:

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید، بمیرید! در این عشق (الهی) بمیرید!” “هنگامی که در این عشق مردید (از خود فانی شدید)، همگی روح (حقیقی و جاودانه) را دریافت خواهید کرد (حیات طیبه خواهید یافت).” این بیت به لزوم فنای خودی و نفسانی در آتش عشق الهی برای رسیدن به حیات واقعی و روحانی اشاره دارد.

بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

بمیرید، بمیرید! و از این مرگ (فنای اختیاری) نترسید!” “زیرا از این خاک (جسمانیت و تعلقات مادی) بیرون می‌آیید و آسمان‌ها (عوالم بالا و معنوی) را در اختیار می‌گیرید (به مقام عروج و سیطره معنوی می‌رسید).” این بیت تأکید می‌کند که مرگ اختیاری نه تنها ترسناک نیست، بلکه پلی است برای رسیدن به مقام‌های بلند معنوی و رهایی از محدودیت‌های مادی.


رهایی از نفس و شکستن زندان خودی

مولانا به رهایی از نفس اماره و شکستن زندان خودی اشاره می‌کند:

بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

بمیرید، بمیرید! و از این نفس (نفس اماره و خودخواهی) جدا شوید (آن را قطع کنید)!” “زیرا این نفس مانند بند و زنجیر است و شما مانند اسیر (در بند آن) هستید.” این بیت به نفس اماره به عنوان مانع اصلی آزادی و رهایی انسان اشاره دارد و بر ضرورت بریدن از آن برای رسیدن به آزادی حقیقی تأکید می‌کند.

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

یک تیشه (وسیله‌ی رهایی) بگیرید برای کندن حفره‌ای در زندان (نفس و جسم).” “هنگامی که زندان را شکستید (از قید خودی رها شدید)، همگی پادشاه و امیر (صاحب قدرت و سیطره) خواهید بود.” این بیت، استعاره‌ای زیبا از نفس و جسم به عنوان زندانی برای روح است و دعوت به مبارزه برای شکستن این زندان برای رسیدن به مقام سلطنت حقیقی را دربردارد.


فنا در پیشگاه معشوق و مقام منیر

مولانا به فنا در پیشگاه معشوق و رسیدن به مقام نورانی اشاره می‌کند:

بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید

بمیرید، بمیرید! در پیشگاه آن پادشاه زیبا (معشوق الهی) بمیرید!” “هنگامی که در برابر (جمال) شاه فانی شدید، همگی خود پادشاه و شهریار (صاحب عظمت و شوکت) خواهید شد.” این بیت به این حقیقت اشاره دارد که با فنای در حق، صفات حق در انسان تجلی می‌یابد و عاشق به مقامی بالاتر از آنچه تصور می‌کرد، دست می‌یابد.

بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

بمیرید، بمیرید! و از این ابر (حجاب‌های ظلمانی نفس و تعلقات دنیوی) بیرون بیایید!” “هنگامی که از این ابر بیرون آمدید، همگی ماه کامل و نورانی (بدر منیر) خواهید بود.” این بیت به رهایى از حجاب‌های نفسانی و مادی که مانع از تابش نور حقیقت‌اند و تبدیل شدن به منبع نور و روشنایی پس از این رهایی اشاره دارد.


سکوت و حیات ابدی

مولانا در پایان غزل، به اهمیت سکوت و ارتباط آن با حیات ابدی اشاره می‌کند:

خموشید خموشید خموشی دم مرگست هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

خاموش باشید، خاموش باشید! خاموشی (در این مقام) دم مرگ (فنا) است (یعنی نشانه‌ی فنای درونی است).” “اما (این سکوت و خاموشی) از خود زندگی (حیات حقیقی) است! اکنون از این خاموش (یعنی از این حالت سکوت و فنا) فریاد برآورید (نشانه‌ی حیات و حضور را بروز دهید).” این بیت به مقام حیرت و سکوت درونی پس از فنا اشاره دارد که خود عین حیات و سرشار از معرفت است، و از این سکوت، فریادهای معرفت و شور برمی‌خیزد.


نکات مهم

  • مرگ اختیاری (فنا): نقطه‌ی کانونی غزل، دعوت به مردن از خود و نفسانیات است تا به حیات حقیقی رسید.
  • رهایی و عروج: این مرگ نه پایان، بلکه آغاز پرواز به سوی عوالم بالا و کسب مقام‌های معنوی است.
  • نفس به مثابه زندان: نفس اماره، بند و زندانی است که انسان را اسیر کرده و باید با تیشه عشق آن را شکست.
  • تبدیل شدن به شاه: با فنا در پیشگاه معشوق الهی، انسان خود به مقام شاهی و عظمت می‌رسد.
  • پاکی و نورانیت: رهایى از حجاب‌های نفسانی، انسان را به ماه کاملی نورانی (بدر منیر) تبدیل می‌کند.
  • سکوت، عین حیات: خاموشی در این مرحله، دم مرگ (فنا) است اما از بطن آن، حیات حقیقی و فریاد معرفت سر بر می‌آورد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: