تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 655 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 655 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 655 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۵۵ دیوان شمس مولانا

از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
در مجلس جان فکر دگر کار مدارید

یار دگر و کار دگر کفر و محالست
در مجلس دین مذهب کفار مدارید

در مجلس جان فکر چنانست که گفتار
پنهان چو نمی‌ماند اضمار مدارید

گر بانگ نیاید ز فسا بوی بیاید
در دل نظر فاحشه آثار مدارید

آن حارس دل مشرف جان سخت غیورست
با غیرت او رو سوی اغیار مدارید

هر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانید
هر گمشده را سرور و سالار مدارید

یاقوت کرم قوت شما بازنگیرد
خود را گرو نفس علف خوار مدارید

العزه لله جمیعا چو شنیدیت
خاطر به سوی سبلت و دستار مدارید

چون اول خط نقطه بد و آخر نقطه
خود را تبع گردش پرگار مدارید

در مشهد اعظم به تشهد بنشینید
هش را به سوی گنبد دوار مدارید

انکار بسوزد چو شهادت بفروزد
با شاهد حق نکرت انکار مدارید

یک نیم جهان کرکس و نیمیش چو مردار
هین چشم چو کرکس سوی مردار مدارید

آن نفس فریبنده که غرست و غرورست
هین عشق بر آن غره غرار مدارید

گه زلف برافشاند و گه جیب گشاید
گلگونه او را به جز از خار مدارید

او یار وفا نبود و از یار ببرد
آن ده دله را محرم اسرار مدارید

او باده بریزد عوضش سرکه فروشد
آن حامضه را ساقی و خمار مدارید

ما حلقه مستان خوش ساقی خویشیم
ما را سقط و بارد و هشیار مدارید

گر ناف دهی پشک فروشد عوض مشک
آن ناف ورا نافه تاتار مدارید

چون روح برآمد به سر منبر تذکیر
خود را سپس پرده گفتار مدارید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۵۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۵۵ مولانا، غزلی پر از نصایح اخلاقی و عرفانی در باب توحید، اخلاص در عشق، پرهیز از نفس‌پرستی و ظاهربینی، و لزوم توجه به حقیقت درونی است. مولانا در این غزل، با بیانی قاطع و هشداردهنده، سالکان را از هرگونه شرک و دوگانه‌پرستی در راه عشق برحذر می‌دارد و بر خلوص نیت و تسلیم کامل در برابر حق تأکید می‌کند. این غزل سراسر دعوت به بیداری و رهایی از فریب‌های نفس و دنیا است.

توحید در عشق و پرهیز از دوگانگی

مولانا غزل را با تأکید بر توحید در عشق و پرهیز از هرگونه دوگانگی آغاز می‌کند:

از بهر خدا عشق دگر یار مدارید در مجلس جان فکر دگر کار مدارید

«به خاطر خدا، (در دل خود) عشق یار دیگری (جز حق) را جای ندهید!» «در مجلس جان (درون و باطن خود)، به فکر کار دیگری (جز وصال حق) نباشید!» این بیت به اهمیت توحید در عشق و اختصاص کامل دل به معشوق حقیقی (خداوند) و پرهیز از هرگونه شرک درونی اشاره دارد.

یار دگر و کار دگر کفر و محالست در مجلس دین مذهب کفار مدارید

«داشتن یار دیگر (معشوقی جز حق) و پرداختن به کار دیگر (جز بندگی حق)، کفر و محال است.» «در مجلس دین (در راه و آیین حق)، مذهب کافران (دوگانه‌پرستی و شرک) را پیشه نکنید!» این بیت بر قاطعیت در توحید و عدم پذیرش هیچ شراکتی در عشق به حق تأکید می‌کند.

خلوص نیت و پرهیز از ریا

مولانا به لزوم خلوص نیت و پرهیز از ریا اشاره می‌کند:

در مجلس جان فکر چنانست که گفتار پنهان چو نمی‌ماند اضمار مدارید

«در مجلس جان (درون انسان)، فکر (و نیت) همانند گفتار است (آشکار می‌شود).» «چون (هیچ چیز) پنهان نمی‌ماند، (پس) نیت‌های پنهان (اضمار، ریا و دورویی) را در دل خود جای ندهید!» این بیت به شفافیت عالم درون و آشکار شدن نیت‌ها و افکار پنهان در محضر حق، و لزوم خلوص نیت اشاره دارد.

گر بانگ نیاید ز فسا بوی بیاید در دل نظر فاحشه آثار مدارید

«اگر (از کاری) صدایی (بانگ) بلند نشود، بویی (اثر و نشانه‌ای) از آن می‌آید (هیچ چیز پنهان نمی‌ماند).» «پس در دل خود، آثار و نشانه‌هایی از نگاه‌های ناپاک و هرزه (فاحشه نظر) را جای ندهید!» این بیت به لزوم پاکی درون و پرهیز از نیت‌ها و افکار ناپاک، حتی اگر به ظاهر آشکار نشوند، زیرا آثار آنها در باطن باقی می‌ماند.

غیرت حق و پرهیز از اغیار

مولانا به غیرت حق و لزوم پرهیز از اغیار اشاره می‌کند:

آن حارس دل مشرف جان سخت غیورست با غیرت او رو سوی اغیار مدارید

«آن نگهبان دل و مشرف بر جان (حق تعالی) بسیار غیور است.» «با وجود غیرت او، روی خود را به سوی اغیار (غیر خدا، هر آنچه جز حق است) نکنید!» این بیت بر غیرت الهی در مورد دل بنده و لزوم اختصاص کامل توجه و عشق به حق و پرهیز از هرگونه توجه به غیر تأکید دارد.

هر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانید هر گمشده را سرور و سالار مدارید

«هر وسوسه‌ای (که به دلتان می‌افتد) را بحث و تفکر (جدی) ندانید!» «و هر گمشده‌ای (هر گمراهی) را سرور و سالار (راهنما و پیشوا) خود قرار ندهید!» این بیت به لزوم تشخیص وسوسه‌های نفسانی از الهامات رحمانی و پرهیز از پیروی از گمراهان و نادانان اشاره دارد.

رهایی از نفس و توجه به عزت الهی

مولانا به رهایی از نفس و توجه به عزت الهی اشاره می‌کند:

یاقوت کرم قوت شما بازنگیرد خود را گرو نفس علف خوار مدارید

«یاقوت کرم (بخشش و لطف الهی) قوت و رزق شما را از شما باز نمی‌گیرد (همیشه شامل حال شماست).» «(پس) خود را اسیر و گروگان نفس علف‌خوار (نفس حیوانی که به دنبال لذت‌های مادی است) قرار ندهید!» این بیت به فراوانی رزق معنوی و لطف الهی و لزوم رهایی از بندگی نفس اماره که به دنبال لذت‌های پست است، تأکید دارد.

العزه لله جمیعا چو شنیدیت خاطر به سوی سبلت و دستار مدارید

«چون شنیده‌اید که “عزت همگی از آن خداست” (اشاره به آیه قرآن)،» «(پس) دل خود را به سوی سبیل و دستار (نماد جاه و مقام ظاهری و دنیوی) معطوف نکنید!» این بیت به لزوم توجه به عزت حقیقی که از آن خداست و پرهیز از جاه‌طلبی و دل بستن به مقام‌های دنیوی، اشاره دارد.

وحدت وجود و پرهیز از ظاهربینی

مولانا به وحدت وجود و پرهیز از ظاهربینی اشاره می‌کند:

چون اول خط نقطه بد و آخر نقطه خود را تبع گردش پرگار مدارید

«چون اول هر خط (هستی) نقطه بود و آخر آن نیز نقطه است (اشاره به وحدت مبدأ و معاد و بازگشت همه چیز به نقطه اصلی)،» «(پس) خود را تابع گردش پرگار (یعنی تابع کثرات و ظواهر دنیوی که با پرگار ترسیم می‌شوند) قرار ندهید!» این بیت به وحدت وجود و لزوم توجه به اصل و مبدأ هستی، نه صرفاً کثرات و ظواهر دنیوی، تأکید دارد.

در مشهد اعظم به تشهد بنشینید هش را به سوی گنبد دوار مدارید

«در مشهد اعظم (محل شهود بزرگ، یعنی عالم حقیقت و حضور حق) به تشهد (شهادت به وحدانیت حق) بنشینید!» «(و) هوش خود را به سوی گنبد دوار (آسمان و عالم مادی) معطوف نکنید!» این بیت به لزوم توجه به عالم حقیقت و شهود وحدانیت حق و پرهیز از غرق شدن در عالم ماده و ظواهر.

انکار بسوزد چو شهادت بفروزد با شاهد حق نکرت انکار مدارید

«انکار (و شک) می‌سوزد و از بین می‌رود، هنگامی که شهادت (به حق) شعله‌ور شود (و حقیقت آشکار گردد).» «(پس) با شاهد حق (حقیقت آشکار و تجلی الهی)، قصد انکار و مخالفت (نکرت) نداشته باشید!» این بیت به غلبه‌ی شهود بر شک و لزوم تسلیم در برابر حقیقت آشکار الهی، اشاره دارد.

پرهیز از دنیا و نفس فریبنده

مولانا به پرهیز از دنیا و نفس فریبنده اشاره می‌کند:

یک نیم جهان کرکس و نیمیش چو مردار هین چشم چو کرکس سوی مردار مدارید

«یک نیمه‌ی جهان مانند کرکس است و نیمه‌ی دیگرش مانند مردار (یعنی دنیا و آنچه در آن است، بی‌ارزش و فانی است).» «بیا! چشم خود را مانند کرکس (که به دنبال مردار است) به سوی مردار (دنیا و تعلقات آن) ندوزید!» این بیت به بی‌ارزشی و فناپذیری دنیا و لزوم پرهیز از طمع‌ورزی به آن، تأکید دارد.

آن نفس فریبنده که غرست و غرورست هین عشق بر آن غره غرار مدارید

«آن نفس فریبنده که سراسر فریب و غرور است،» «بیا! بر آن فریبنده‌ی مغرور، عشق (و دل) مبندید!» این بیت به فریبندگی نفس اماره و لزوم پرهیز از دل بستن به آن و پیروی از خواسته‌هایش، اشاره دارد.

گه زلف برافشاند و گه جیب گشاید گلگونه او را به جز از خار مدارید

«(نفس) گاهی زلف (زیبایی‌های فریبنده) خود را می‌افشاند و گاهی گریبان (دعوت به لذت) خود را باز می‌کند.» «(اما) سرخاب و سفیداب (گلگونه) او را چیزی جز خار (درد و رنج) ندانید!» این بیت به فریبندگی ظاهری نفس و اینکه در نهایت، لذت‌های نفسانی جز رنج و درد به همراه ندارند، تأکید دارد.

او یار وفا نبود و از یار ببرد آن ده دله را محرم اسرار مدارید

«(نفس) یار باوفایی نیست و (انسان را) از یار حقیقی (حق) جدا می‌کند.» «آن (نفس) ده دله (بی‌ثبات و متغیر) را محرم اسرار خود قرار ندهید!» این بیت به بی‌وفایی نفس و جدایی‌افکنی آن از حق، و لزوم عدم اعتماد به آن، اشاره دارد.

او باده بریزد عوضش سرکه فروشد آن حامضه را ساقی و خمار مدارید

«(نفس) باده (لذت‌های ظاهری) می‌ریزد، اما در عوض آن سرکه (تلخی و پشیمانی) می‌فروشد.» «آن (نفس) ترش‌رو (حامضه) را ساقی (باده‌دهنده) و خمار (برطرف‌کننده‌ی خماری) خود ندانید!» این بیت به تبدیل لذت‌های نفسانی به تلخی و پشیمانی در نهایت، و فریبندگی نفس در ارائه‌ی لذت‌های کاذب، تأکید دارد.

ما حلقه مستان خوش ساقی خویشیم ما را سقط و بارد و هشیار مدارید

«ما حلقه‌ای از مستان (عشق) ساقی خود (حق) هستیم.» «ما را (مانند) کالای بی‌ارزش (سقط) و بی‌روح (بارد) و یا هوشیار (از مستی عشق بی‌بهره) ندانید!» این بیت به مقام عاشقان حقیقی که غرق در مستی عشق الهی هستند و از قید عقل جزئی و هشیاری دنیوی رها شده‌اند، اشاره دارد.

گر ناف دهی پشک فروشد عوض مشک آن ناف ورا نافه تاتار مدارید

«اگر (به نفس) ناف (اختیار) بدهی، (در عوض) فضله (پشک) می‌فروشد و نه مشک (بوی خوش).» «آن ناف (نفس) را نافه تاتار (محل تولید مشک خوشبو) ندانید!» این بیت به بی‌ارزشی و ناپاکی نفس و عدم توانایی آن در تولید معانی و لذت‌های حقیقی، تأکید دارد.

چون روح برآمد به سر منبر تذکیر خود را سپس پرده گفتار مدارید

«هنگامی که روح (حقیقت الهی) بر سر منبر تذکر (محل یادآوری و بیداری) ظاهر شد،» «خود را پشت پرده‌ی گفتار (ظواهر کلام و بحث‌های بیهوده) پنهان نکنید (و به حقیقت توجه کنید)!» این بیت به اهمیت توجه به حقیقت روحانی و باطنی که از طریق تذکر و یادآوری آشکار می‌شود، و پرهیز از غرق شدن در ظواهر کلام و بحث‌های بی‌فایده، اشاره دارد.

نکات مهم

  • توحید در عشق: دل و جان را باید تماماً به معشوق حقیقی (خداوند) اختصاص داد و از هرگونه شرک و دوگانگی پرهیز کرد.
  • خلوص نیت: افکار و نیت‌های پنهان نیز در محضر حق آشکار می‌شوند، پس باید از ریا و ناپاکی درون پرهیز کرد.
  • غیرت الهی: حق تعالی نسبت به دل بنده غیور است و نباید توجهی به غیر او داشت.
  • پرهیز از نفس و دنیا: نفس اماره و دنیا فریبنده و بی‌وفا هستند و در نهایت جز رنج و پشیمانی به همراه ندارند.
  • عزت حقیقی و وحدت وجود: عزت از آن خداست و باید به وحدت مبدأ و معاد توجه کرد و از ظواهر و کثرات دنیوی رها شد.
  • مقام عاشقان: عاشقان حقیقی غرق در مستی عشق الهی هستند و از قید عقل جزئی و تعلقات دنیوی رها شده‌اند.
  • توجه به حقیقت روحانی: باید به حقیقت روحانی که از طریق تذکر و یادآوری آشکار می‌شود، توجه کرد و از غرق شدن در ظواهر کلام پرهیز نمود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: