تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 849 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 849 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 849 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۴۹ دیوان شمس مولانا

ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند
دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند

ای یوسف امانت آخر برادرانت
بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند

آن‌ها که این جهان را بس بی‌وفا بدیدند
راه اختیار کردند ترک حیات کردند

بسیار خصم داری پنهان و می‌نبینی
کاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند

شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند
از مهر و از عنایت جمله دعات کردند

با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه
مانند طفل دینه بی‌دست و پات کردند

آن‌ها نهفتگانند وین‌ها که اهل رازند
از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند

اندیشه کن از آن‌ها کاندیشه‌هات دانند
کم جو وفا از این‌ها چون بی‌وفات کردند

ت

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۴۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۴۹ مولانا، غزلی پندآموز و هشداردهنده است که به بی‌وفایی دنیا و اهل آن، خطر دشمنان پنهان، و لزوم پناه‌بردن به اهل دل و معرفت می‌پردازد. مولانا با اشاره به داستان یوسف و نکوهش دنیاپرستی، انسان را به بصیرت و دوری از تعلقات فانی دعوت می‌کند. او در نهایت، راه رستگاری را در همنشینی با اهل باطن و رهایی از مکر دنیا می‌داند.

بی‌وفایی دنیا و اهل آن

مولانا غزل را با اشاره به فریبندگی دنیا و رها کردن انسان توسط آن آغاز می‌کند:

ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند دیدی که جمله رفتند تنها رهات کردند

«ای کسی که (زمانی) از بس عزیز بودی، تو را بر دیدگان (احترام و تکریم) جای دادند،» «(اما) دیدی که همگی رفتند و تو را تنها رها کردند.» این بیت، هشداری به انسان که به عزت و احترام دنیوی دل نبندد، زیرا ناپایدار است و در نهایت تنها می‌مانی.

ای یوسف امانت آخر برادرانت بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند

«ای یوسفِ امانت (جان انسانی که امانتی الهی است و زیبا و عزیز است)، در نهایت برادرانت (نفس اماره و قوای حیوانی‌ات، یا اهل دنیا که مدعی برادری‌اند)،» «تو را به بهایی ارزان فروختند و قدر و بهای تو را اندک شمردند.» این بیت، با تمثیل یوسف پیامبر، به بی‌قدری انسان در نزد نفس و اهل دنیا اشاره دارد؛ جان عزیز انسان را به بهایی ناچیز (لذات فانی) می‌فروشند.

آن‌ها که این جهان را بس بی‌وفا بدیدند راه اختیار کردند ترک حیات کردند

«آن کسانی که این جهان را بسیار بی‌وفا و ناپایدار دیدند،» «راه (معرفت و حقیقت) را اختیار کردند و از این حیات (زندگی فانی دنیوی) دست کشیدند (ترک حیات دنیوی کردند).» این بیت، نشان‌دهنده حال کسانی است که با درک بی‌وفایی دنیا، آن را رها کرده و به سوی حقیقت روی آورده‌اند.

دشمنان پنهان و مکر دنیا

مولانا به وجود دشمنان پنهان و مکر دنیا اشاره می‌کند:

بسیار خصم داری پنهان و می‌نبینی کاین جمله حیله کردی ویشانت مات کردند

«(تو ای انسان!) دشمنان بسیاری داری که پنهان هستند و آن‌ها را نمی‌بینی،» «(دشمنانی) که با تمام حیله‌ها و فریب‌هایشان، تو را مات و مغلوب کردند (ویشانت مات کردند، از “ویش” به معنای فریب).”» این بیت، هشداری درباره دشمنان درونی (نفس اماره، وسوسه‌ها) و بیرونی (اهل دنیا) که به صورت پنهان به انسان آسیب می‌رسانند.

شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند از مهر و از عنایت جمله دعات کردند

«پادشاهان (حقیقی، یعنی اولیا و عرفا) که (در ظاهر) ناپدید و پنهان هستند، هنگامی که حال (پریشان) تو را دیدند،» «از روی مهر و عنایت (لطف و توجه)، همگی برایت دعا کردند (و تو را مورد لطف خود قرار دادند).» این بیت، بیانگر این که اهل حق و اولیای الهی، با وجود پنهان بودن، از احوال انسان‌ها آگاهند و به آن‌ها لطف می‌کنند.

همنشینی با اهل دل و پرهیز از اهل کینه

مولانا به اهمیت همنشینی با اهل دل و دوری از اهل کینه اشاره می‌کند:

با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه مانند طفل دینه بی‌دست و پات کردند

«با ساکنان سینه (اهل دل، صاحبان معرفت و باطن) همنشین شو، زیرا اهل کینه (دشمنان درونی و ظاهربینان)،» «تو را مانند طفل دینه (کودک ناتوان و ضعیف) بی‌دست و پا و ناتوان ساختند.» این بیت، دعوت به همنشینی با اهل معرفت که موجب تقویت روح می‌شود، در مقابل اهل کینه که انسان را ضعیف و ناتوان می‌سازند.

آن‌ها نهفتگانند وین‌ها که اهل رازند از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند

«آن‌ها (اولیای حق) نهفته و پنهان هستند، و این‌ها (اهل کینه و ظاهربینان) که اهل راز نیستند،» «(مانند) چنگ (یا کمان که به دلیل انحنا) تو را (از حقیقت) دوتا و منحرف (دوتات کردند) ساختند.» این بیت، تفاوت بین اولیای حق (نهفتگان) و اهل کینه که با فریب و انحراف، انسان را از راه راست دور می‌کنند. (معنای «از رنگ همچو چنگی باری دوتات کردند» کمی رمزآلود است، اما می‌توان آن را به انحراف از راستی و صداقت تعبیر کرد).

توجه به اهل معرفت و عدم انتظار وفا از دنیاپرستان

مولانا غزل را با تأکید بر توجه به دانایان و عدم انتظار وفا از بی‌وفایان به پایان می‌برد:

اندیشه کن از آن‌ها کاندیشه‌هات دانند کم جو وفا از این‌ها چون بی‌وفات کردند

«از آن‌ها (اولیای حق و خداوند) اندیشه کن (و به آن‌ها روی آور) که اندیشه‌های (پنهان) تو را می‌دانند (و بر ضمیرت آگاهند)،» «(و) از این‌ها (اهل دنیا و بی‌وفایان) کمتر وفا بجو، زیرا آن‌ها به تو بی‌وفایی کردند.» این بیت، دعوت به پناه‌بردن به خدا و اهل معرفت که از درون انسان آگاهند، و پرهیز از انتظار وفا از دنیاپرستان که بی‌وفایی‌شان آشکار است.


نکات مهم

  • ناپایداری عزت دنیوی: هر عزت و احترامی در دنیا ناپایدار است و در نهایت به تنهایی منجر می‌شود.
  • امانت جان یوسف‌گونه: جان انسان امانتی الهی است که توسط نفس و اهل دنیا ارزان فروخته می‌شود.
  • رهایی از دنیا: کسانی که بی‌وفایی دنیا را درک می‌کنند، آن را رها کرده و به حقیقت روی می‌آورند.
  • خطر دشمنان پنهان: انسان باید از دشمنان پنهان (نفس و وسوسه‌ها) که با حیله او را مات می‌کنند، آگاه باشد.
  • لطف اولیای حق: اولیای پنهان الهی، با مهر و عنایت خود، انسان‌ها را یاری می‌کنند.
  • همنشینی با اهل دل: همنشینی با ساکنان سینه (اهل دل) موجب تقویت و رهایی از ضعف می‌شود، در مقابل اهل کینه که انسان را ناتوان می‌سازند.
  • بصیرت و انتخاب درست: باید از اهل ظاهربین دوری کرد و به کسانی روی آورد که به اسرار آگاهند.
  • اتکا به خداوند و عدم انتظار وفا از دنیاپرستان: انسان باید به خداوند و اهل معرفت تکیه کند و از دنیاپرستان بی‌وفا انتظاری نداشته باشد.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۴۹ مولانا، اندرزی عمیق درباره‌ی بی‌وفایی دنیا و اهل آن، و اهمیت اتکا به حقیقت و اهل معرفت است. مولانا با اشاره به تمثیل یوسف و بیان حال کسانی که دنیا را رها کرده‌اند، به انسان هشدار می‌دهد که به عزت‌های ظاهری و دوستی‌های دنیوی دل نبندد. او بر وجود دشمنان پنهان تأکید می‌کند و راه نجات را در همنشینی با “ساکنان سینه” (اهل دل) و روی آوردن به “آن‌ها کاندیشه‌هات دانند” (خداوند و اولیا) می‌داند. این غزل دعوتی است به بصیرت و تمییز میان حق و باطل، و انتخاب راهی که به حقیقت و آرامش ابدی منجر شود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: