تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1053

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1053

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1053

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1053

نزدیک توام مرا مبین دور

پهلوی منی مباش مهجور

آن کس که بعید شد ز معمار

کی گردد کارهاش معمور

چشمی که ز چشم من طرب یافت

شد روشن و غیب بین و مخمور

هر دل که نسیم من بر او زد

شد گلشن و گلستان پرنور

بی من اگرت دهند شهدی

یک شهد بود هزار زنبور

بی من اگرت امیر سازند

باشی بتر از هزار مأمور

می‌های جهان اگر بنوشی

بی‌من نشود مزاج محرور

در برق چه نامه بر توان خواند

آخر چه سپاه آید از مور

خلقان برقند و یار خورشید

بی‌گفت تو ظاهرست و مشهور

خلقان مورند و ما سلیمان

خاموش صبور باش و مستور

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1053 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا با زبانی پرشور و قدرتمند، بر حضور دائمی و فراگیر معشوق الهی تأکید می‌کند و وابستگی مطلق هستی و سعادت انسان به این حضور را تبیین می‌نماید. در این غزل، مولانا از زبان معشوق یا حقیقت مطلق سخن می‌گوید که همواره نزدیک است.

بیت اول:

  • “نزدیک توام مرا مبین دور”: این مصرع، از زبان معشوق یا حقیقت الهی بیان می‌شود و بر حضور همیشگی و درونی خداوند تأکید دارد. خداوند همیشه به انسان نزدیک است، اما انسان به دلیل غفلت و حجاب‌های نفسانی، او را دور می‌پندارد. این بیت دعوتی به درک این نزدیکی و رهایی از توهم دوری است.
  • “پهلوی منی مباش مهجور”: “پهلوی من” بودن، نشانه‌ی اوج نزدیکی و همراهی است. “مهجور” به معنای دور افتاده و جدا شده است. این مصرع تأکیدی دوباره بر این حقیقت است که نباید خود را از این حضور نزدیک محروم و دور بدانیم، بلکه باید این نزدیکی را حس کنیم و با آن همراه شویم.

بیت دوم:

  • “آن کس که بعید شد ز معمار”: “معمار” در اینجا استعاره از خداوند، آفریننده و نظم‌بخش هستی است. هر کس که از این معمار حقیقی دور شود، یعنی از مبدأ و حقیقت خود فاصله بگیرد.
  • “کی گردد کارهاش معمور”: “معمور شدن کارها” به معنای آباد و سامان یافتن و به نتیجه رسیدن امور است. این مصرع بیان می‌کند که بدون ارتباط با مبدأ هستی، هیچ کاری به سامان نمی‌رسد و هیچ بنایی استوار نمی‌شود. سعادت و موفقیت در گرو پیوند با حقیقت مطلق است.

بیت سوم:

  • “چشمی که ز چشم من طرب یافت”: “چشم من” اشاره به نگاه معشوق الهی یا تجلی نور او است. هر چشمی (نماد بصیرت و ادراک) که از این نور و نظر الهی بهره‌مند شود و در پرتو آن شادابی و نشاط کسب کند.
  • “شد روشن و غیب بین و مخمور”: چنین چشمی “روشن” می‌شود (یعنی حقایق را می‌بیند)، “غیب‌بین” می‌گردد (یعنی به اسرار پنهان و ماوراء ظاهر دست می‌یابد)، و “مخمور” می‌شود (یعنی سرمست از شراب عشق الهی می‌گردد؛ خماری در اینجا به معنای لذت و اثر پایداری باده‌ی معرفت است).

بیت چهارم:

  • “هر دل که نسیم من بر او زد”: “نسیم من” نمادی از لطف، رحمت و الهامات الهی است که بر قلب‌های مستعد می‌وزد.
  • “شد گلشن و گلستان پرنور”: هر دلی که این نسیم بر آن بوزد، از حالت خشکی و مردگی بیرون آمده و تبدیل به “گلشن و گلستان پرنور” می‌شود. این یعنی دل از کدورت‌ها پاک شده، سرشار از معرفت و زیبایی‌های روحانی گشته و نور الهی در آن می‌تابد.

بیت پنجم:

  • “بی من اگرت دهند شهدی”: “شهد” نماد لذت‌ها، شیرینی‌ها و دستاوردهای دنیوی است. این مصرع می‌گوید که اگر بدون حضور و اذن من (خداوند)، چیزی به ظاهر شیرین به تو برسد.
  • “یک شهد بود هزار زنبور”: آن شیرینی در واقع یک “شهد” (مادی و ناچیز) است که هزاران “زنبور” (مزاحمت، دردسر و عواقب ناخوشایند) به همراه دارد. این بیت به بی‌ارزشی و آسیب‌های لذت‌های زودگذر و بی‌برکت دنیوی بدون رضایت و حضور حق اشاره دارد.

بیت ششم:

  • “بی من اگرت امیر سازند”: اگر بدون خواست و رضایت من (خداوند) به تو مقامی و قدرتی داده شود.
  • “باشی بتر از هزار مأمور”: تو در واقع بدتر از هزار “مأمور” (کسی که فرمانبردار است و از خود اختیاری ندارد) خواهی بود. این بیت به این نکته اشاره می‌کند که قدرت و مقام بدون تکیه بر خداوند، نه تنها ارزشی ندارد، بلکه باعث خواری و فساد می‌شود و فرد را از حقیقت بندگی دور می‌سازد.

بیت هفتم:

  • “می‌های جهان اگر بنوشی”: “می‌های جهان” نمادی از تمامی لذت‌ها، مستی‌ها و سرخوشی‌های مادی و دنیوی است.
  • “بی‌من نشود مزاج محرور”: حتی اگر تمامی این لذت‌ها را بچشی، “مزاج محرور” (طبیعت گرم و معتدل و شادابی حقیقی) حاصل نمی‌شود. این بیت بیانگر آن است که هیچ لذت دنیوی، بدون ارتباط با حقیقت الهی، نمی‌تواند آرامش و نشاط واقعی و پایداری را به انسان ببخشد و عطش روح را سیراب کند.

بیت هشتم:

  • “در برق چه نامه بر توان خواند”: “برق” نماد ناپایداری، سرعت و زودگذری امور دنیوی است. این مصرع به این واقعیت اشاره دارد که در شرایط ناپایدار و گذرای دنیا، نمی‌توان به درک و آگاهی عمیقی دست یافت، گویی که در نور لحظه‌ای برق، نمی‌توان نامه‌ای را خواند.
  • “آخر چه سپاه آید از مور”: “مور” نماد موجودی کوچک و ضعیف است. این مصرع به بی‌اهمیتی و ناتوانی امور دنیوی در برابر قدرت الهی اشاره دارد. از “مور” (امور مادی و دنیوی) نمی‌توان انتظار “سپاه” (قدرت و پیروزی حقیقی) داشت.

بیت نهم:

  • “خلقان برقند و یار خورشید”: مردم و مخلوقات (یا به طور کلی امور دنیوی) همانند “برق” هستند؛ ناپایدار، زودگذر و فریبنده. اما “یار” (معشوق الهی) مانند “خورشید” است؛ منبع نور، گرما، پایداری و حیات حقیقی.
  • “بی‌گفت تو ظاهرست و مشهور”: این حقیقت که خالق همچون خورشید و مخلوق همچون برق است، “بی‌گفت تو” (حتی بدون اینکه خودت بگویی) آشکار و مشهور است. این بدان معناست که این حقیقت بدیهی است و نیاز به اثبات ندارد.

بیت دهم:

  • “خلقان مورند و ما سلیمان”: “خلقان” (مردم و موجودات) در مقابل ما (اشاره به مقام و عظمت معشوق الهی) مانند “مور” (ضعیف و ناچیز) هستند، در حالی که ما “سلیمان” (قدرتمند و حاکم بر همه چیز) هستیم. این بیت نیز بر تفاوت عظیم بین قدرت الهی و مخلوقات تأکید دارد.
  • “خاموش صبور باش و مستور”: این مصرع خطاب به خود شاعر یا سالک است که در مقابل عظمت معشوق، باید “خاموش” (از اعتراض و اظهار نظر)، “صبور” (در برابر سختی‌ها و در راه عشق) و “مستور” (پنهان کننده اسرار الهی و تواضع پیشه کن) باشد. این رهنمودی است برای سالک که در حضور حق، ادب سکوت و تسلیم را رعایت کند.

این غزل با تأکید بر حضور دائمی و جامع خداوند، بیان می‌کند که هر آنچه در جهان ارزشمند و پایدار است، از اوست و بدون ارتباط با او، هرگونه تلاش و دستاورد انسانی بی‌معنا و آسیب‌زاست.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: