تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 924 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 924 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 924 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۹۲۴ دیوان شمس مولانا

به روح‌های مقدس ز من سلام برید
به عاشقان مقدم ز من پیام برید

به روز وصل چو برقم شب فراق چو ابر
از این دو حال مشوش بگو کدام برید

خدای خصم شما گر به پیش آن خورشید
ز ماه و شمع و ستاره و چراغ نام برید

سیاه کاسه شوی ار ز مطبخ عشقش
به سوی خوان کرم دیگ‌های خام برید

نشان دهم که شما آتش از کجا آرید
ز برق نعل شهنشاه خوش خرام برید

ولیک مرکب تندست هان و هان زنهار
نه زین هلد نه لگام ار شما لگام برید

حیات یابد آن جا اگر چه مُرده برید
حلال گردد آن جا اگر حرام برید

هزار بند چو عشقش ز پای جان بگشاد
مرا دو دست گرفته به آن مقام برید

ز لوح عشق نبشتیم این غزل‌ها را
به شمس مفخر تبریز از این غلام برید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۹۲۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۹۲۴ مولانا، دعوتی شورانگیز به عالم عشق و معرفت الهی است. مولانا در این غزل، با زبانی پر از استعاره و ارجاع به مقامات روحانی، به اهمیت پیام‌رسانی عشق و تأثیر آن بر روح و جان عاشقان می‌پردازد. او جایگاه ویژه‌ی عشق را در میانه‌ی وصل و فراق بیان می‌کند و لزوم آمادگی و پاکی برای دریافت فیض الهی را گوشزد می‌کند. این غزل در نهایت به قدرت عشق در حیات‌بخشی و حلال‌کردن همه‌چیز اشاره دارد و نقش شمس تبریزی را به عنوان سرچشمه‌ی این الهامات آشکار می‌سازد.

پیام به روح‌ها و عاشقان

مولانا غزل را با درخواست رساندن پیام به مقامات روحانی و عاشقان آغاز می‌کند:

به روح‌های مقدس ز من سلام برید به عاشقان مقدم ز من پیام برید

«از جانب من (مولانا)، به روح‌های پاک و مقدس (مانند ارواح پیامبران و اولیا) سلام برسانید،» «(و) از جانب من، به عاشقان پیشگام (مقدم) (آنان که در راه عشق پیشرو هستند) پیام برسانید.» این بیت، نشان‌دهنده احترام مولانا به مقامات روحانی و ارسال پیامی از عشق به سالکان پیشرو است.

تضاد وصل و فراق و بی‌قراری عاشق

مولانا به تضاد میان وصل و فراق و بی‌قراری ذاتی عاشق اشاره می‌کند:

به روز وصل چو برقم شب فراق چو ابر از این دو حال مشوش بگو کدام برید

«(من) در روز وصل (دیدار با معشوق) مانند برق (سریع و درخشان) هستم، و در شب فراق (دوری از معشوق) مانند ابر (سنگین و گریان)،» «(ای قاصد!) از این دو حالت پریشان‌کننده (مشوش)، بگو (کدام خبر را) ببرم (که حاکی از حال من باشد).» این بیت، بیانگر شدت تأثیر وصل و فراق بر عاشق است. عاشق در وصل شاد و در فراق غمگین است و از قاصد می‌خواهد که کدام حال او را بازگو کند.

برتری خورشید حقیقت بر نمادها

مولانا به برتری آفتاب حقیقت (معشوق) بر هر آنچه نماد نور است، اشاره می‌کند:

خدای خصم شما گر به پیش آن خورشید ز ماه و شمع و ستاره و چراغ نام برید

«خداوند دشمن شماست، اگر در برابر آن خورشید (معشوق الهی یا شمس)،» «از ماه و شمع و ستاره و چراغ (که هر یک نماد نوری کوچک هستند) نام ببرید (و آن‌ها را با خورشید مقایسه کنید).» این بیت، تأکید بر برتری مطلق حقیقت (خورشید) بر نمادها و انوار جزئی؛ هیچ نوری یارای مقابله با خورشید حقیقت را ندارد.

لزوم پاکی و آمادگی برای فیض الهی

مولانا به لزوم آمادگی و پاکی برای دریافت فیض الهی اشاره می‌کند:

سیاه کاسه شوی ار ز مطبخ عشقش به سوی خوان کرم دیگ‌های خام برید

«(ای کسی که به مطبخ عشق وارد می‌شوی!) کاسه‌ی تو (وجود تو) سیاه و بی‌لیاقت (سیاه کاسه) می‌شود، اگر از مطبخ عشق او (معشوق/خداوند) (که محل پخت و پز حقایق است)،» «به سوی سفره‌ی کرم (خوان کرم، فیض و بخشش الهی)، دیگ‌های خام (دل‌های ناپخته و آماده‌نشده) ببرید.» این بیت، بیانگر لزوم آمادگی و پاکی باطن برای دریافت فیض الهی؛ اگر دل‌ها آماده نباشند، از فیض بی‌نصیب می‌مانند.

منشأ آتش عشق و مرکب تندرو آن

مولانا به منشأ آتش عشق و سرعت آن اشاره می‌کند:

نشان دهم که شما آتش از کجا آرید ز برق نعل شهنشاه خوش خرام برید

«به شما نشان می‌دهم که شما (عاشقان) آتش (شور و عشق) را از کجا به دست می‌آورید،» «(این آتش را) از برق (درخشندگی) نعل اسب آن پادشاه جهان (شهنشاه، معشوق/شمس) که به خوشی و زیبایی گام برمی‌دارد (خوش خرام)، به دست آورید (و با خود ببرید).» این بیت، بیانگر منشأ الهی آتش عشق؛ این آتش از جلوه و حرکت معشوق سرچشمه می‌گیرد.

ولیک مرکب تندست هان و هان زنهار نه زین هلد نه لگام ار شما لگام برید

«اما (آن مرکب عشق) بسیار تندرو است؛ هان و هان (مراقب باشید)، زنهار (برحذر باشید)!» «نه زین (لوازم زین اسب) را به شما می‌بخشد و نه لگام (افسار) را، حتی اگر شما (قصد کنید که) لگام ببرید (آن را مهار کنید).» این بیت، هشدار درباره‌ی سرعت و مهارناپذیری عشق؛ عشق را نمی‌توان با هیچ وسیله‌ای مهار کرد.

قدرت عشق در حیات‌بخشی و حلال‌کردن

مولانا به قدرت عشق در دگرگون‌سازی و حیات‌بخشی اشاره می‌کند:

حیات یابد آن جا اگر چه مُرده برید حلال گردد آن جا اگر حرام برید

«اگرچه (شما از نظر معنوی) مرده باشید (بی‌جان باشید)، در آنجا (در محضر عشق)، حیات می‌یابید،» «اگرچه (شما) حرام (و ناپاک) باشید، در آنجا (در محضر عشق)، حلال (پاک و مباح) می‌گردید.» این بیت، بیانگر قدرت دگرگون‌کننده‌ی عشق؛ عشق توانایی زنده کردن مردگان و پاک کردن ناپاکان را دارد.

رهایی از بندها با عشق و رسیدن به مقام اعلی

مولانا به نقش عشق در رهایی از تعلقات و رسیدن به مقامات عالی اشاره می‌کند:

هزار بند چو عشقش ز پای جان بگشاد مرا دو دست گرفته به آن مقام برید

«هزاران بند را، عشقش (عشق معشوق) از پای جان من گشود (مرا از تمامی تعلقات رها ساخت)،» «(پس از رهایی) مرا با دو دست گرفته (هدایت کرده) و به آن مقام (مقام وصل و فنا در حق) برده است.» این بیت، تأکید بر نقش رهایی‌بخش عشق؛ عشق انسان را از بندها رها کرده و به بالاترین مقامات می‌رساند.

منشأ الهامات و مقام شمس تبریزی

مولانا غزل را با اشاره به منشأ الهامات و تقدیم آن‌ها به شمس تبریزی به پایان می‌رساند:

ز لوح عشق نبشتیم این غزل‌ها را به شمس مفخر تبریز از این غلام برید

«این غزل‌ها را از لوح عشق (وحی و الهام الهی) نوشته‌ایم،» «(پس) از جانب این غلام (مولانا، که خود را بنده شمس می‌داند) به شمس (تبریزی) که افتخار تبریز است، (این غزل‌ها را) ببرید.» این بیت، بیانگر منشأ الهی غزلیات مولانا و تقدیم آن‌ها به شمس تبریزی، که منبع و الهام‌بخش اصلی او بوده است.

نکات مهم

  • پیام‌رسانی به مقامات روحانی و عاشقان: مولانا خود را حامل پیامی از عشق به ارواح مقدسه و عاشقان پیشرو می‌داند.
  • بی‌قراری عاشق در وصل و فراق: عاشق در وصل مانند برق شاد و در فراق مانند ابر غمگین است.
  • برتری حقیقت بر نمادها: خورشید حقیقت (معشوق) چنان پرنور است که دیگر انوار (ماه، شمع) در برابر آن ناچیزند.
  • لزوم آمادگی باطنی: برای دریافت فیض الهی، دل‌ها باید پخته و آماده باشند؛ وگرنه از لطف محروم می‌شوند.
  • منشأ الهی و مهارناپذیری عشق: آتش عشق از جلوه‌ی معشوق سرچشمه می‌گیرد و مانند مرکبی تندرو، مهارناپذیر است.
  • قدرت دگرگون‌کننده‌ی عشق: عشق مردگان را زنده می‌کند و حرام‌ها را حلال می‌گرداند، یعنی قابلیت تغییر ماهیت و پاک‌سازی را دارد.
  • رهایی از بندها و صعود به مقامات: عشق، جان را از هزاران بند رها کرده و به بالاترین مقامات معنوی می‌رساند.
  • منشأ الهامات و تقدیم به شمس: غزلیات مولانا الهام گرفته از “لوح عشق” هستند و به شمس تبریزی، به عنوان منبع اصلی این الهامات، تقدیم می‌شوند.

نتیجه‌گیری

غزل ۹۲۴ مولانا، دعوتی پرشور به تجربه‌ی عشق الهی و فنا در آن است. مولانا با تأکید بر قدرت بی‌نهایت عشق، آن را نیرویی حیات‌بخش و پاک‌کننده معرفی می‌کند که می‌تواند هر آنچه را که مرده است زنده کند و هر آنچه را حرام است، حلال گرداند. او بر لزوم آمادگی و پاکی باطن برای دریافت این فیض تأکید می‌کند و عشق را مرکبی تندرو و مهارناپذیر می‌داند که از جلوه‌ی معشوق سرچشمه می‌گیرد. غزل با اشاره به بی‌قراری عاشق در میان وصل و فراق و برتری حقیقت بر تمامی نمادهای جزئی، به عمق تجربه‌ی عارفانه می‌پردازد. در نهایت، مولانا این غزل‌ها را از “لوح عشق” دانسته و آن‌ها را به شمس تبریزی، معلم و الهام‌بخش اصلی خود، تقدیم می‌کند، که نشان‌دهنده‌ی مقام والای شمس در نگاه اوست. این غزل پیامی از تسلیم در برابر قدرت عشق، رهایی از تعلقات، و دستیابی به حیات معنوی را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: