تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 286 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 286 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 286 دیوان شمس مولانا

یا من بنا قصر الکمال مشیدا
لا زال سعدا بالسعود مؤیدا

هز القلوب و ردها بصدوده
فغدا دماء العاشقین مبددا

یا ساکنین محال العشق فی قلق
تظنون ان العشق یترککم سدا

لا و الذی حاز الملاحه و البها
و لم یبق للعشاق حیلا و لا یدا

و ذلک شمس الدین مولا و سیدا
و تبریز منه کالفرادیس قد غدا

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۲۸۶ دیوان شمس مولانا

سرآغاز: ای کسی که کاخ کمال را محکم بنا کردی

غزل شماره ۲۸۶ از دیوان شمس مولانا با خطابی به معمار هستی و کمال آغاز می‌شود: «یَا مَنْ بَنَیٰ قَصْرَ الکَمَالِ مُشَیَّداً / لَا زَالَ سَعْدًا بِالسُّعُودِ مُؤَیَّداً». شاعر می‌گوید: “(به زبان عربی) ای کسی که کاخ کمال (قصر الکمال) را محکم (مشیدا) بنا کردی”. “قصر الکمال” نمادی از نهایت کمال وجودی، اعم از کمال الهی یا انسان کامل است. خطاب به خداوند یا تجلی حق به عنوان بناکننده و معمار این کاخ، بیانگر این حقیقت است که هر کمالی در عالم از او سرچشمه می‌گیرد و به دست او محقق می‌شود. “لا زال سعدا بالسعود مؤیدا” (همیشه سعادتمند و با سعادت‌ها یاری شده باشی). این دعا یا وصف، بر دوام و پایداری سعادت و برکت در وجود او تأکید دارد. این آغاز، بیانگر عظمت، خالقیت، و منبع بی‌نهایت کمال و سعادت بودن معشوق الهی است.

دل‌ها را لرزاندی و به واسطه‌ی دوری‌ات آن‌ها را بازگرداندی، پس خون عاشقان پراکنده شد

«هَزَّ القُلُوبَ و رَدَّهَا بِصُدُودِهِ / فَغَدَا دِمَاءُ العَاشِقِینَ مُبَدَّداً». تأثیر قهر و ناز معشوق بر دل عاشقان: “(به زبان عربی) دل‌ها را لرزاندی (هز القلوب) و به واسطه‌ی دوری‌اش (بصدوده) آن‌ها را بازگرداندی (ردها)”. قهر و دوری معشوق موجب بی‌قراری و لرزش دل‌های عاشقان می‌شود و آن‌ها را از خود بی‌خود می‌کند. “پس خون عاشقان (دماء العاشقین) پراکنده شد (مبددا)”. این “خون” نمادی از هستی مجازی و خودی عاشق است که در اثر این قهر و دوری فانی و پراکنده می‌شود. این بیت، بیانگر تأثیر فناکننده و ویرانگر قهر معشوق بر هستی عاشق است.

ای ساکنان جایگاه‌های عشق در بی‌قراری، گمان می‌کنید که عشق شما را بیهوده رها می‌کند؟

«یَا سَاکِنِینَ مَحَالَّ العِشْقِ فِی قَلَقٍ / تَظُنُّونَ اَنَّ العِشْقَ یَتْرُکُکُمْ سُدَیٰ». خطاب به عاشقان بی‌قرار و توهم رها شدن: “(به زبان عربی) ای ساکنان جایگاه‌های عشق (محال العشق) در بی‌قراری (قلق)”. خطاب به کسانی که در وادی عشق قدم گذاشته‌اند و به واسطه‌ی سختی‌های راه، در بی‌قراری و اضطراب به سر می‌برند. “گمان می‌کنید که عشق شما را بیهوده (سدی) رها می‌کند؟”. این سوال استفهامی انکاری است، به این معنا که هرگز چنین نیست. عشق الهی هرگز طالب خود را رها نمی‌کند، حتی در سخت‌ترین شرایط. این بیت، بیانگر دلجویی از عاشقان و رفع توهم رها شدن توسط عشق الهی است.

نه، سوگند به کسی که زیبایی و درخشندگی را به دست آورد و برای عاشقان هیچ چاره و دستی (توانایی) باقی نگذاشت

«لَا و الَّذی حَازَ المَلَاحَةَ و البَهَا / و لَمْ یَبْقَ لِلعُشَّاقِ حِیلَةٌ و لَا یَدَا». سوگند به معشوق بی‌همتا: “(به زبان عربی) نه (چنین نیست که عشق رها کند)، سوگند به کسی که زیبایی (ملاحة) و درخشندگی (بها) را به دست آورد (حاز)”. سوگند به حق تعالی که جامع تمام زیبایی‌ها و جلال است. “و برای عاشقان هیچ چاره (حیلة) و دستی (یدا) باقی نگذاشت”. زیبایی و غلبه‌ی معشوق چنان است که عاشقان در برابر او هیچ چاره و قدرتی از خود ندارند و سراپا تسلیم و بی‌اختیارند. این بیت، بیانگر زیبایی و غلبه‌ی مطلق معشوق و تسلیم کامل عاشق در برابر اوست.

و او همان شمس الدین مولا و آقا است و تبریز از او مانند بهشت شده است

«و ذَلِکَ شَمْسُ الدِّینِ مَوْلَیٰ و سَیِّدَا / و تَبْرِیزُ مِنْهُ کَالْفَرَادِیسِ قَدْ غَدَا». معرفی معشوق و تأثیر او: “(به زبان عربی) و او همان شمس الدین، مولا و آقا (سیدا) است”. در این بیت، مصداق معشوق مشخص می‌شود که حضرت شمس تبریزی است. او به عنوان مولا و سید، یعنی رهبر و مقتدای معنوی، معرفی شده است. “و تبریز از او مانند بهشت‌ها (الفرادیس) شده است”. حضور شمس تبریزی در شهر تبریز، چنان برکت و معنویتی به آن شهر بخشیده که گویی به بهشتی زمینی تبدیل شده است. این بیت، بیانگر شخصیت معشوق (شمس تبریزی) و تأثیر معنوی عمیق او بر محیط اطرافش است.

خلاصه پیام غزل

غزل ۲۸۶ مولانا، غزلی است در بیان عظمت معشوق الهی (یا شمس تبریزی به عنوان مظهر حق) و تأثیر او بر دل عاشقان و عالم هستی. پیام اصلی غزل، معرفی معشوق به عنوان بناکننده و منبع کمال و سعادت است. غزل بر تأثیر قهر و ناز معشوق بر دل عاشقان و فنا شدن هستی مجازی در این راه اشاره دارد و به عاشقان بی‌قرار دلجویی می‌دهد که عشق هرگز آن‌ها را رها نخواهد کرد. بر غلبه‌ی مطلق معشوق و تسلیم کامل عاشق در برابر او تأکید می‌کند و در نهایت، مصداق معشوق (شمس تبریزی) و تأثیر معنوی او بر شهر تبریز را بیان می‌دارد. غزل بر کاخ کمال، بناکننده، عظمت، سعادت، دل، لرزش، دوری، فنا، عاشقان، بی‌قراری، عشق، رها نکردن، زیبایی، غلبه، تسلیم، شمس تبریزی، تبریز، و بهشت تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: