تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 580 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 580 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 580 دیوان شمس مولانا

صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد

بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان را
که بزم روح گستردند و باده بی‌خمار آمد

قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بین
کز او عالم بهشتی شد هزاران نوبهار آمد

چو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزد
چو او باشد قرار جان چرا جان بی‌قرار آمد

درآ ساقی دگرباره بکن عشاق را چاره
که آهوچشم خون خواره چو شیر اندر شکار آمد

چو کار جان به جان آمد ندای الامان آمد
که لشکرهای عشق او به دروازه حصار آمد

رود جان بداندیشش به شمشیر و کفن پیشش
که هرک از عشق برگردد به آخر شرمسار آمد

نه اول ماند و نی آخر مرا در عشق آن فاخر
که عاشق همچو نی آمد و عشق او چو نار آمد

اگر چه لطف شمس الدین تبریزی گذر دارد
ز باد و آب و خاک و نار جان هر چهار آمد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۵۸۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۵۸۰ مولانا، غزلی پر از شور، بشارت و دعوت به جشن و پایکوبی است. مولانا در این غزل، از آمدن معشوق (حق یا شمس تبریزی) خبر می‌دهد که با حضور خود، عالم را به بهشت تبدیل کرده و جان‌ها را از هر قید و بندی آزاد می‌سازد. این غزل به قدرت عشق در ایجاد تحول، فنای در معشوق و نقش شمس تبریزی در این مسیر اشاره دارد.

بشارت وصال و جشن عشق

مولانا غزل را با ندای بشارت و دعوت به شادمانی آغاز می‌کند:

صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد

ای عاشقان، بشتابید!” (صلا یا ایها العشاق) “که آن معشوق زیبارو (مه رو نگار) آمد.” “کمر به عشرت و شادمانی ببندید” (میان بندید عشرت را) “زیرا یار (معشوق) در کنار (نزدیک) شد.” این بیت به وصال معشوق و دعوت به جشن و پایکوبی اشاره دارد.

بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان را که بزم روح گستردند و باده بی‌خمار آمد

“به می‌پرستان (عاشقان باده‌ی عشق) بشارت دهید که کارشان (مستی و شوریدگی) آغاز شد.” “زیرا بزم روح (محفل روحانی و معنوی) گسترده شده و باده‌ای بی‌خمار (شراب عشق بدون عوارض و پشیمانی) فراهم گشته است.” این بیت به مستی روحانی و لذت بی‌حد و حصر عشق الهی اشاره دارد.

قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بین کز او عالم بهشتی شد هزاران نوبهار آمد

“در این لحظه، قیامت در قیامت (اوج تحول و دگرگونی) را ببین” و “آن معشوق سروقامت (بلند و زیبا) را مشاهده کن.” “که از (حضور) او عالم بهشتی شد” و “هزاران نوبهار (تازگی و طراوت) فرا رسید.” این بیت به قدرت تحول‌آفرین معشوق در تبدیل جهان به بهشت و ایجاد رستاخیزی معنوی اشاره دارد.

چو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزد چو او باشد قرار جان چرا جان بی‌قرار آمد

“هنگامی که او (معشوق) آب حیات (منبع زندگی جاوید) است، چرا باید آتش (فراق یا رنج) برانگیزد؟” “و هنگامی که او آرامش‌بخش جان است، چرا باید جان بی‌قرار باشد؟” این بیت به تناقض وجود رنج و بی‌قراری در حضور معشوق حیات‌بخش و آرامش‌بخش اشاره دارد، که نشان می‌دهد با وصال او، رنج‌ها از بین می‌روند.

قدرت عشق و تسلیم در برابر آن

مولانا در این بخش به قدرت عشق و لزوم تسلیم در برابر آن می‌پردازد:

درآ ساقی دگرباره بکن عشاق را چاره که آهوچشم خون خواره چو شیر اندر شکار آمد

ای ساقی (معشوق یا پیر)، دوباره بیا و عاشقان را چاره‌ای (درمانی) کن.” “زیرا آن معشوق آهوچشم (زیبا و دلربا) که در عین حال خون‌خواره (سخت‌گیر در عشق و فناکننده) است، “مانند شیری به شکار (جان عاشقان) آمده است.” این بیت به قدرت مطلق معشوق در تسخیر و فنای جان عاشقان اشاره دارد.

چو کار جان به جان آمد ندای الامان آمد که لشکرهای عشق او به دروازه حصار آمد

“هنگامی که کار جان به جان (فنای جان در معشوق) رسید، “ندای “الامان” (امان و پناه) بلند شد.” “زیرا لشکرهای عشق او به دروازه‌ی حصار (قلعه‌ی وجود عاشق) رسیده‌اند” و آن را تسخیر کرده‌اند. این بیت به تسلیم کامل عاشق در برابر عشق و قدرت بی‌حد آن اشاره دارد.

رود جان بداندیشش به شمشیر و کفن پیشش که هرک از عشق برگردد به آخر شرمسار آمد

جان هر بداندیشی (کسی که با عشق مخالفت کند)، با شمشیر و کفن (آماده‌ی مرگ و فنا) به پیشگاه معشوق می‌رود.” “زیرا هر کس که از عشق روی برگرداند، در نهایت پشیمان و شرمسار خواهد شد.” این بیت به لزوم تسلیم در برابر عشق و عواقب رویگردانی از آن اشاره دارد.

فنای عاشق و نقش شمس تبریزی

مولانا در پایان به ماهیت فنای عاشق و نقش شمس تبریزی اشاره می‌کند:

نه اول ماند و نی آخر مرا در عشق آن فاخر که عاشق همچو نی آمد و عشق او چو نار آمد

“در عشق آن معشوق فاخر (ارزشمند)، نه اولی برای من باقی ماند و نه آخری” (یعنی در عشق او، زمان و مکان و هرگونه محدودیتی از بین رفت). “زیرا عاشق مانند نی (که از خود صدایی ندارد و با دمیدن در آن صدا می‌دهد) شد” و “عشق او (معشوق) مانند آتش (نار) بود” (که نی را می‌سوزاند و به صدا درمی‌آورد). این بیت به فنای وجود عاشق در عشق و تبدیل شدنش به ابزاری برای بیان عشق الهی اشاره دارد.

اگر چه لطف شمس الدین تبریزی گذر دارد ز باد و آب و خاک و نار جان هر چهار آمد

“اگرچه لطف شمس‌الدین تبریزی (مرشد و معشوق مولانا) “از باد و آب و خاک و آتش (عناصر چهارگانه) نیز عبور می‌کند و بر آن‌ها تأثیر می‌گذارد، “اما جان او (شمس) خود از هر چهار عنصر (و فراتر از آن‌ها) است.” این بیت به جامعیت و فرامادی بودن روح شمس تبریزی و تأثیر او بر کل هستی اشاره دارد.

نکات مهم

  • وصال و جشن عشق: غزل با بشارت آمدن معشوق و دعوت به شادمانی و مستی روحانی آغاز می‌شود.
  • تحول‌آفرینی معشوق: حضور معشوق عالم را به بهشت تبدیل کرده و رستاخیزی معنوی ایجاد می‌کند.
  • آرامش و حیات‌بخشی عشق: عشق، منبع حیات و آرامش است و با حضور آن، رنج و بی‌قراری از بین می‌رود.
  • قدرت تسخیرکننده عشق: عشق مانند شیری است که جان‌ها را شکار می‌کند و لشکرهایش حصار وجود عاشق را درهم می‌شکنند.
  • لزوم تسلیم در برابر عشق: رویگردانی از عشق به پشیمانی و شرمساری می‌انجامد.
  • فنا در عشق: عاشق در عشق فانی می‌شود و مانند نی، تنها ابزاری برای بیان عشق معشوق می‌گردد.
  • جامعیت و فرامادی بودن شمس تبریزی: شمس تبریزی (یا انسان کامل) فراتر از عناصر مادی است و لطف او بر تمام هستی جاری است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: