تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 823 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 823 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 823 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۲۳ دیوان شمس مولانا

عمر بر اومید فردا می‌رود
غافلانه سوی غوغا می‌رود

روزگار خویش را امروز دان
بنگرش تا در چه سودا می‌رود

گه به کیسه گه به کاسه عمر رفت
هر نفس از کیسه ما می‌رود

مرگ یک یک می‌برد وز هیبتش
عاقلان را رنگ و سیما می‌رود

مرگ در ره ایستاده منتظر
خواجه بر عزم تماشا می‌رود

مرگ از خاطر به ما نزدیکتر
خاطرِ غافل، کجاها می‌رود

تن مَپرور، زانک قربانیست تن
دل بپرور، دل به بالا می‌رود

چرب و شیرین کم ده این مردار را
زانک تن پرورد، رُسوا می‌رود

چرب و شیرین ده ز حکمت روح را
تا قوی گردد که آن جا می‌رود

حکمتت از شَه صَلاح الدین رِسد
آنکِ چون خورشید، یکتا می‌رود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۲۳ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۲۳ مولانا، غزلی پندآموز و بیدارکننده است که در آن، مولانا به فناپذیری عمر و نزدیکی مرگ اشاره می‌کند. او انسان را به اغتنام فرصت حال و پرداختن به پرورش دل و روح، به جای پرورش تن فرامی‌خواند. این غزل تأکید بر اولویت دادن به معنویات بر مادیات دارد و در نهایت به منبع حکمت و بصیرت (صلاح‌الدین زرکوب) اشاره می‌کند.

گذر عمر و غفلت انسان

مولانا غزل را با هشدار درباره‌ی گذر سریع عمر و غفلت انسان آغاز می‌کند:

عمر بر اومید فردا می‌رود غافلانه سوی غوغا می‌رود

«عمر (انسان) با امید به فردا (و آرزوهای طولانی) سپری می‌شود،» «(و در این میان) ناآگاهانه (غافلانه) به سوی شورش و آشوب (غوغا، کنایه از حوادث زندگی و مرگ) می‌رود.» این بیت، انتقاد از غفلت انسان که به جای بهره‌برداری از امروز، عمر خود را به امید فردا تلف می‌کند و ناخواسته به سوی مرگ می‌رود.

روزگار خویش را امروز دان بنگرش تا در چه سودا می‌رود

«زمان (روزگار) خود را همین امروز بدان (قدر امروز را بدان)،» «نگاه کن تا ببینی (عمر) در چه معامله‌ای (سودا، کنایه از فعالیت‌ها و مشغله‌ها) سپری می‌شود.» این بیت، دعوت به زمان حال و ارزیابی فعالیت‌های روزمره برای اطمینان از اینکه عمر در راه درست صرف می‌شود.

گه به کیسه گه به کاسه عمر رفت هر نفس از کیسه ما می‌رود

«عمر (گاه) در پی جمع کردن مال (کیسه) و گاه در پی خورد و خوراک (کاسه) گذشت،» «(و در واقع) هر نفس (که می‌کشیم) از سرمایه‌ی عمر ما (کیسه ما) کم می‌شود.» این بیت، نشان‌دهنده صرف شدن عمر در امور مادی و دنیوی و یادآوری اینکه هر لحظه از عمر، فرصتی از دست رفته است.

نزدیکی مرگ و غفلت از آن

مولانا به حقیقت اجتناب‌ناپذیر مرگ و بی‌خبری انسان اشاره می‌کند:

مرگ یک یک می‌برد وز هیبتش عاقلان را رنگ و سیما می‌رود

«مرگ، یکی یکی (انسان‌ها را) می‌برد، و از شکوه و عظمت (هیبت) آن،» «عاقلان (نیز) رنگ و رخساره (سیما) از دست می‌دهند (و دچار ترس و وحشت می‌شوند).» این بیت، بیانگر قدرت و هیبت مرگ که حتی عاقلان را نیز متأثر می‌کند.

مرگ در ره ایستاده منتظر خواجه بر عزم تماشا می‌رود

«مرگ در راه (زندگی) ایستاده و منتظر است،» «(اما) خواجه (انسان غافل و مغرور) با خیال دیدن و لذت بردن (تماشا) می‌رود.» این بیت، تصویری تلخ از غفلت انسان که با وجود نزدیکی مرگ، بی‌خبرانه در پی لذت‌های دنیوی است.

مرگ از خاطر به ما نزدیکتر خاطرِ غافل، کجاها می‌رود

«مرگ از ذهن (خاطر) ما نیز به ما نزدیک‌تر است،» «(اما) ذهن غافل (خاطرِ غافل)، به چه جاهایی (از افکار پراکنده و دنیوی) می‌رود (و به مرگ فکر نمی‌کند).» این بیت، تأکید بر نزدیکی فوق‌العاده مرگ و پراکندگی ذهن غافل از این حقیقت.

اولویت پرورش دل بر تن

مولانا به اهمیت پرورش روح و بی‌ارزشی پرورش جسم می‌پردازد:

تن مَپرور، زانک قربانیست تن دل بپرور، دل به بالا می‌رود

«جسم (تن) را پرورش نده (مپرور)، زیرا جسم قربانی است (و فانی می‌شود)،» «دل را پرورش بده (بپرور)، (زیرا) دل به سوی بالا (عالم معنا) می‌رود (و باقی می‌ماند).» این بیت، نقطه‌ی محوری غزل: توصیه به توجه به روح و دل به جای جسم مادی که فانی است.

چرب و شیرین کم ده این مردار را زانک تن پرورد، رُسوا می‌رود

«به این جسم (مردار، کنایه از جسم فانی و بی‌ارزش) غذای چرب و شیرین (لذت‌ها و خواسته‌های دنیوی) کمتر بده،» «زیرا کسی که جسمش را بپروراند (تن پرورد)، (در نهایت) با رسوایی (به سوی مرگ) می‌رود (و هیچ توشه‌ای ندارد).» این بیت، تأکید بر پرهیز از افراط در لذات جسمانی که موجب رسوایی و بی‌بهره ماندن در آخرت می‌شود.

چرب و شیرین ده ز حکمت روح را تا قوی گردد که آن جا می‌رود

«(در مقابل) از حکمت (معرفت و علم حقیقی) به روح (روان) غذای چرب و شیرین (نیکو) بده،» «تا (روح) قوی گردد، زیرا آن (روح) به آن جا (عالم بالا و باقی) می‌رود.» این بیت، دعوت به تغذیه روح با حکمت و معرفت تا در سفر ابدی قدرتمند باشد.

منشأ حکمت و هدایت

مولانا غزل را با اشاره به منبع حکمت الهی به پایان می‌برد:

حکمتت از شَه صَلاح الدین رِسد آنکِ چون خورشید، یکتا می‌رود

«حکمت تو (و بصیرت تو) از پادشاه (شه) صلاح‌الدین (زرکوب، یار و مرید مولانا) می‌رسد،» «آن که مانند خورشید (در روشنایی‌بخشی و بی‌نظیری) یگانه (یکتا) می‌رود.» این بیت، تأکید بر نقش صلاح‌الدین زرکوب به عنوان منبع حکمت و بصیرت، که مانند خورشید، یگانه و نورانی است.


نکات مهم

  • غفلت از گذر عمر: انسان در آرزوی فردا، عمر خود را تلف می‌کند و به سوی مرگ می‌رود.
  • اهمیت زمان حال: باید قدر امروز را دانست و فعالیت‌ها را ارزیابی کرد.
  • مرگ، حقیقت نزدیک: مرگ از هر چیز به انسان نزدیک‌تر است، اما انسان از آن غافل است.
  • اولویت روح بر تن: جسم فانی است و نباید به آن پرداخت؛ دل و روح باید پرورش یابند.
  • پرهیز از تن‌پروری: افراط در لذات جسمانی منجر به رسوایی در آخرت می‌شود.
  • تغذیه روح با حکمت: روح باید با معرفت و حکمت تغذیه شود تا برای سفر ابدی آماده گردد.
  • صلاح‌الدین زرکوب منبع حکمت: او به عنوان منبع الهام و حکمت معرفی شده است.

نتیجه‌گیری

این غزل مولانا، پیامی قوی و بیدارکننده در خصوص ماهیت زودگذر زندگی دنیوی و اهمیت آمادگی برای سفر اخروی دارد. مولانا با تأکید بر نزدیکی مرگ و غفلت انسان، او را به پرورش دل و روح با حکمت و معرفت، به جای پرداختن به لذات فانی جسم، فرامی‌خواند. در نهایت، با ارجاع به صلاح‌الدین زرکوب، منبع حکمت و نور، راهنمایی برای کسب این بصیرت‌ها ارائه می‌دهد و انسان را به اولویت‌بندی معنویات بر مادیات تشویق می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: