تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1060

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1060

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1060

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1060

عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار

وانگهان چون گازری از گازران درویشتر

وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار

ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود

ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار

گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر

تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار

دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند

تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار

هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل

سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار

گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس

کز برای او برآید آفتاب از هر کنار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 1060 دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا یکی از زیباترین و عمیق‌ترین غزلیات اوست که به مقام و منزلت شمس تبریزی و تأثیر او بر مولانا می‌پردازد. مولانا در این غزل، شمس را به “گازری” تشبیه می‌کند که چنان مقامی نزد آفتاب حقیقت (خداوند) دارد که حتی طبیعت نیز تحت فرمان اوست.

بیت اول:

  • “عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار”: این مصرع مقدمه‌ای است برای ورود به موضوع اصلی. “عاشق” در اینجا مولانا است که به دلیل شدت عشق، گاهی از معشوق خود (شمس یا حق) به گونه‌ای “خشم” می‌گیرد که گویی خود “معشوق” است و ناز می‌کند. این خشم، نه از سر نارضایتی، بلکه از شدت اُنس و نزدیکی است، همان‌طور که معشوق بر عاشق ناز می‌کند.
  • “گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار”: این مصرع نقطه ورود به تمثیل اصلی غزل است. “گازر” کسی است که لباس می‌شوید. او به دلیل کاری که دارد (خشک شدن لباس‌ها)، از “آفتاب نامدار” (خورشید بزرگ) که لباس‌ها را خشک می‌کند، “خشم” می‌گیرد. این تمثیل نمادی از یک رابطه خاص است که در آن، شخص (گازر/شمس) چنان مقامی دارد که حتی بر اجرام فلکی نیز (آفتاب/حق) تأثیر می‌گذارد.

بیت دوم:

  • “وانگهان چون گازری از گازران درویشتر”: در اینجا مقام شمس تبریزی (همان گازر تمثیل) توضیح داده می‌شود. او با وجود مقام والایش، “چون گازری از گازران درویش‌تر” است؛ یعنی در نهایت سادگی، فروتنی و بی‌چیزی ظاهری به سر می‌برد، همانند یک درویش.
  • “وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار”: اما در باطن و حقیقت، او “چون آفتابی” است که “آفتاب هر دیار” و روشنایی‌بخش تمام عالم است. این مصرع به عظمت معنوی و گستره تأثیرگذاری شمس اشاره دارد که نور حقیقت را بر هر سرزمینی می‌پراکَنَد.

بیت سوم:

  • “ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود”: وقتی “آفتاب” (که نماد حق و لطف الهی است)، “ناز گازر” (ناز شمس) را دید، آن هم “از لطف خود” (یعنی نه از سر اجبار، بلکه از سر محبت).
  • “ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار”: آفتاب به جهت این ناز گازر، “ابر” را پیش آورد. این ابر همان “گازری با کار و بار” (گازری که مشغول شستن و خشک کردن لباس‌هاست) است. این یعنی آفتاب به فرمان گازر، خود را پشت ابر پنهان کرد تا او بتواند کارش را انجام دهد یا شاید نشان دهد که مقام گازر تا چه حد بالاست.

بیت چهارم:

  • “گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر”: آفتاب (از زبان مولانا) گفت: “تا زمانی که گازر (شمس) خندان و راضی نشود، من از پشت ابر بیرون نمی‌آیم.” این نهایت احترام و عظمت بخشیدن به شمس است که گویا خورشید (نمادی از عالم کبیر) نیز تابع رضایت اوست.
  • “تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار”: آفتاب ادامه می‌دهد: “تا زمانی که دل گازر (شمس) خوش و شاد نگردد، من به حال خود “برقرار” نمی‌شوم و بر نمی‌تابم.” این ابیات نشان‌دهنده قدرت معنوی شمس بر نظام هستی و اراده‌ی آفتابِ حقیقت است.

بیت پنجم:

  • “دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند”: در اثر پنهان شدن آفتاب، “جامه‌های گازران” (دیگر مردم یا صوفیان ظاهربین) از خشک شدن “از کار ماند” و کارشان معطل شد. این به معنای آن است که وقتی آفتاب حقیقت (خداوند) به خواست شمس (پنهان شدن پشت ابر)، خود را از دیگران پنهان کند، کار و بار دنیوی و معنوی سایرین نیز متوقف می‌شود.
  • “تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار”: این توقف برای آن بود که “پدید آید که گازر (شمس) اختیارست اختیار”؛ یعنی اختیار و اراده او در عالم، به معنای واقعی کلمه “اختیار” و قدرت بی‌چون و چراست. این تأکید بر قدرت اراده و نفوذ معنوی شمس در عالم است.

بیت ششم:

  • “هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل”: هر کسی که به راستی و “از جان و دل عاشق آن آفتاب” (خداوند یا حقیقت مطلق) باشد.
  • “سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار”: سوگند می‌خورد که “سر از خاک پای گازر (شمس) برنمی‌دارد.” این بیت به معنای نهایت تواضع، ارادت و خدمت به شمس تبریزی است. مولانا خود را فدایی شمس می‌داند و به دیگران نیز توصیه می‌کند که اگر عاشق حقیقت هستند، باید به شمس ارادت ورزند.

بیت هفتم:

  • “گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس”: مولانا در این بیت، بی هیچ پرده‌ای، هویت “گازر” را آشکار می‌کند و می‌گوید: “آن گازر که از او سخن گفتم، “شمس تبریزی و بس” (فقط و تنها شمس تبریزی) است.” این صراحت بیان، نشان از اهمیت و یگانگی شمس برای مولانا دارد.
  • “کز برای او برآید آفتاب از هر کنار”: او همان کسی است که “به خاطر وجود او، “آفتاب” (حقیقت الهی و تجلیات نورانی) از “هر کناری” (از هر جهت و در هر زمان و مکانی) طلوع می‌کند. این مصرع اوج ستایش از شمس است که او را مظهر تجلیات و طلوع‌های پیوسته حقیقت الهی می‌داند.

غزل ۱۰۶۰ مولانا یک غزل بسیار خاص و کلیدی در دیوان شمس است که ارادت و عشق بی‌حد مولانا به شمس تبریزی را به اوج می‌رساند. مولانا شمس را به “گازری” تشبیه می‌کند که نه تنها بر ماده، بلکه بر نظام طبیعت (خورشید) نیز نفوذ و اختیار دارد. این غزل نشان‌دهنده مقام و منزلتی بی‌نظیر برای شمس در نگاه مولانا است، تا جایی که او را مظهر تجلیات الهی و نقطه ثقل عالم معرفی می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: