مطالب پیشنهادی![]()
ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش
در جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باش
هر یکی زین کاروان مر رخت خود را رهزنند
خویشتن را پس نشان و پیش بار خویش باش
حس فانی میدهند و عشق فانی میخرند
زین دو جوی خشک بگذر جویبار خویش باش
میکشندت دست دست این دوستان تا نیستی
دست دزد از دستشان و دستیار خویش باش
این نگاران نقش پرده آن نگاران دلند
پرده را بردار و دررو با نگار خویش باش
با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باش
از دو عالم بیش باش و در دیار خویش باش
رو مکن مستی از آن خمری کز او زاید غرور
غره آن روی بین و هوشیار خویش باش
این غزل مولانا، پندی عمیق و راهبردی برای سالک است که بر خودکفایی معنوی، رهایی از تعلقات فانی، و یافتن حقیقت در درون خود تأکید دارد. مولانا مخاطب را به درونگرایی و رسیدن به اصل خویش فرا میخواند و از مستیهای غرورآمیز برحذر میدارد.
غزل با نصیحتی به سنایی (که در اینجا میتواند نمادی از سالک یا خود مولانا باشد، یا به سنایی غزنوی اشاره داشته باشد) آغاز میشود: “ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش / در جهان هر مرد و کاری مرد کار خویش باش“. ای سنایی، اگر یار و معشوق بیرونی را نیافتی، خودت یار و همنشین خودت باش. در این جهان، هر مردی در هر کاری باید خودش عهدهدار کار خویش باشد. این بیت، بر خودشناسی، استقلال درونی و عدم وابستگی به دیگری در مسیر معنوی تأکید دارد.
سپس به اهمیت خودشناسی در میان کاروان دنیا اشاره میکند: “هر یکی زین کاروان مر رخت خود را رهزنند / خویشتن را پس نشان و پیش بار خویش باش”. هر یک از اعضای این کاروان دنیا (مردم و مسافران زندگی)، بار و رخت خود را (اعمال و تعلقات دنیوی) خودشان بر خود میربایند و از بین میبرند. پس تو خودت را بشناس (خویشتن را پس نشان) و مسئول بار و اعمال خودت باش.
مولانا به فانی بودن حس و عشق ظاهری اشاره میکند: “حس فانی میدهند و عشق فانی میخرند / زین دو جوی خشک بگذر جویبار خویش باش”. مردم در این دنیا، حسهای فانی (لذات زودگذر) را به دیگران میدهند و عشقهای فانی (تعلقات زودگذر) را میخرند. از این دو جوی خشک و بیفایده (حس و عشق فانی) بگذر و خودت جویبار و منشأ فیض خودت باش. این بیت، دعوت به رهایی از وابستگیهای سطحی و یافتن منبع اصیل حیات درونی است.
او به دوری از دوستان فانیگر و اتکا به خود اشاره میکند: “میکشندت دست دست این دوستان تا نیستی / دست دزد از دستشان و دستیار خویش باش”. این دوستان (همراهان دنیا و تعلقات آن) دست تو را میکشند تا تو را به نیستی و فنا (فنای بیحاصل) برسانند. پس دستت را از دست آنها بردار و دزد آن دست (از دامشان رها شو) و خودت دستیار و یار خودت باش.
مولانا به تفاوت میان نگاران ظاهری و نگار حقیقی اشاره میکند: “این نگاران نقش پرده آن نگاران دلند / پرده را بردار و دررو با نگار خویش باش”. این زیباییهایی که در دنیا میبینی، تنها نقشهایی بر روی پرده هستند (ظواهر فانیاند). آن زیباییهای حقیقی، نگاران دل و جان هستند. پس پرده ظواهر را کنار بزن و به درون خود رو و با نگار حقیقی دلت باش. این بیت، دعوت به گذر از ظاهر و رسیدن به باطن حقیقت است.
سپس بر اهمیت همراهی با نگار درون و تفکر عمیق تأکید میکند: “با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باش / از دو عالم بیش باش و در دیار خویش باش”. با نگار و معشوق درونی خود باش و خوب و عمیق بیندیش. وجود تو باید از هر دو عالم (دنیا و آخرت) فراتر رود و در دیار و جایگاه حقیقی خود (حضور الهی) قرار گیرد.
غزل با هشداری درباره نوعی مستی منفی به پایان میرسد: “رو مکن مستی از آن خمری کز او زاید غرور / غره آن روی بین و هوشیار خویش باش”. به سوی مستی از آن خمری (لذت و حالتی) که از آن غرور و تکبر زاده میشود، مرو. بلکه به آن روی (جمال معشوق) مغرور و خیره شو و در این میان، هوشیاری و خودآگاهی خویش را حفظ کن. این بیت، بین مستی حقیقی و عرفانی (که به هوشیاری میانجامد) و مستی کاذب و غرورآمیز (که نتیجه آن غفلت است) تمایز قائل میشود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر