تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1231

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1231

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1231

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۳۱

وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش
جمشید تو را چاکر خورشید تو را مفرش

بخرام بیا کاین دم والله که نمی‌گنجد
نی میوه و نی شیوه نی چرخ و مه و مه وش

جز ما و تو و جامی دریا کف خوش نامی
چون دیگ مجوش از غم چون ریگ بیا درکش

زان سوی چو بگذشتم شش پنج زنش گشتم
یا رب که چه‌ها دارد زان جانب پنج و شش

ناساخته افتادم در دام تو ای خوش دم
ای باده در باده ای آتش در آتش

نی بس کن و نی بس کن خود را همه اخرس کن
کاین نیست قرائاتی کش فهم کند اخفش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۳۱ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، ستایشی پرشور و وجدآمیز از معشوق الهی است که او را منبع تمام خیر و زیبایی می‌داند. مولانا در این ابیات، به فراتر بودن معشوق از درک و وصف اشاره می‌کند و خود را تسلیم کامل در برابر جاذبه او می‌بیند. غزل با بیان ناتوانی عقل و زبان در درک اسرار معشوق به پایان می‌رسد.

ستایش و عظمت معشوق (بیت ۱ و ۲)

غزل با ستایش معشوق آغاز می‌شود: “وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش / جمشید تو را چاکر خورشید تو را مفرش“. مولانا با تکرار “وقتت خوش”، برای معشوق آرزوی خوشی و برکت می‌کند. او معشوق را به حلوا و شکر تشبیه می‌کند که نهایت شیرینی و دلپذیری هستند. سپس می‌گوید که حتی جمشید (پادشاه اسطوره‌ای با شکوه و عظمت) خدمتگزار توست و خورشید (نماد نور و گرما) فرش راه توست. این بیت، به عظمت بی‌بدیل معشوق و فرمانروایی او بر همه موجودات و پدیده‌ها اشاره دارد.

سپس به فراگیر بودن و بی‌کرانگی وجود معشوق اشاره می‌کند: “بخرام بیا کاین دم والله که نمی‌گنجد / نی میوه و نی شیوه نی چرخ و مه و مه وش”. ای معشوق، با ناز و خرام بیا، چرا که این لحظه (که تو حضور داری)، قسم به خدا، در هیچ ظرفی نمی‌گنجد. نه میوه‌ای (نتیجه‌ای)، نه شیوه‌ای، نه چرخی و نه ماهی و نه ماه رویی (هیچ چیز مادی و ظاهری) نمی‌تواند عظمت و وسعت این لحظه را در خود جای دهد. این بیت، بیانگر فراتر بودن معشوق از زمان، مکان و هرگونه توصیف مادی است.

دعوت به حضور و رهایی از غم (بیت ۳)

مولانا به حضور معشوق و حال عاشقان در بزم او اشاره می‌کند: “جز ما و تو و جامی دریا کف خوش نامی / چون دیگ مجوش از غم چون ریگ بیا درکش”. در این لحظه (که معشوق حضور دارد)، چیزی جز ما (عاشقان)، تو (معشوق)، و جامی (جام باده عشق) که گویی دریایی است پر از کف شادی (خوش نامی)، وجود ندارد. ای معشوق، مانند دیگ از غم مجوش (غم را رها کن) و مانند ریگ (بی‌قرار و بی‌تعلق) بیا و خود را در این بزم غرق کن. این بیت، دعوت به رهایی از غم و فرو رفتن در دریای عشق معشوق است.

اسرار پنهان در عالم غیب (بیت ۴)

مولانا به تجربه کشف و شهود در عالم غیب اشاره می‌کند: “زان سوی چو بگذشتم شش پنج زنش گشتم / یا رب که چه‌ها دارد زان جانب پنج و شش”. وقتی من از آن سوی (عالم غیب و ورای حجاب‌ها) گذر کردم، شش و پنج (نمادی از حواس و ابعاد مادی یا کثرت‌ها) را نیز از دست دادم و از قید آن‌ها رها شدم (زنش گشتم). یا رب، چه چیزها و اسراری در آن سوی ابعاد پنجگانه و شش‌جهته (ورای عالم مادی) وجود دارد! این بیت، بیانگر تجربه‌ای روحانی و فراتر از درک حسی و عقلی است.

تسلیم در دام عشق (بیت ۵)

مولانا به تسلیم خود در برابر معشوق اشاره می‌کند: “ناساخته افتادم در دام تو ای خوش دم / ای باده در باده ای آتش در آتش”. من بی‌هیچ آمادگی قبلی (ناساخته) و به صورت ناگهانی، در دام تو افتادم، ای معشوق که نفست (دمت) خوش است. ای کسی که همچون باده‌ای در باده (بی‌نهایت مست‌کننده) هستی و آتشی در آتش (بی‌نهایت سوزاننده و متحول‌کننده). این بیت، بیانگر قدرت بی‌حد و حصر عشق و تسلیم کامل عاشق است.

ناتوانی زبان در وصف معشوق (بیت ۶)

غزل با تأکید بر ناتوانی کلام و عقل در درک معشوق به پایان می‌رسد: “نی بس کن و نی بس کن خود را همه اخرس کن / کاین نیست قرائاتی کش فهم کند اخفش”. مولانا به خود می‌گوید که نه بس کن و نه بس کن (یعنی هر چقدر هم بگویی، باز کم است و نمی‌توانی تمام عظمت او را بیان کنی). پس خود را یکسره خاموش کن (اخرس کن). زیرا این (اسرار معشوق و عشق او) از جنس قرائت‌ها و مطالبی نیست که حتی اخفش (دانشمند و نحوی معروف که نماد دانش ظاهری است) بتواند آن را درک کند. این بیت، بر فراتر بودن عشق و اسرار آن از دایره عقل و منطق و زبان تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: