تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1277

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1277

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1277

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۲۷۷

خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش
سست گمان بوده‌ای عاقبت کار خویش

در هوس گلرخان سست زنخ گشته‌ای
های اگر دیدیی روی چو گلنار خویش

راه زنان عشق را مرگ لقب کرده‌اند
تا تو بلنگی ز بیم از ره و رفتار خویش

گوش بنه تا که من حلقه به گوشت کنم
هستم از آن حلقه من سیر ز گفتار خویش

پیش من آ که خوشم تا به برت درکشم
چون ز توام می‌رسد تحفه دلدار خویش

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۲۷۷ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، گفت‌وگویی است میان مولانا (عاشق) و مخاطبی که هنوز در بند تعلقات دنیوی و عشق‌های مجازی است. مولانا با لحنی سرزنش‌آمیز اما دعوت‌کننده، به او یادآوری می‌کند که در شناخت یار حقیقی (معشوق الهی) دچار اشتباه شده و از او می‌خواهد که به سوی عشق حقیقی بازگردد.

خطای در شناخت یار و عشق‌های مجازی (بیت ۱ و ۲)

غزل با خطاب به مخاطبی که مولانا او را “خواجه” (اشاره به اهل دنیا یا عقل جزئی) می‌نامد، آغاز می‌شود: “خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش / سست گمان بوده‌ای عاقبت کار خویش“. ای خواجه، تو در توصیف و شناخت یار حقیقی خود (معشوق الهی یا پیر کامل) اشتباه کرده‌ای. در سرانجام کار و مسیر زندگی‌ات نیز سست‌گمان و بی‌بصیرت بوده‌ای.

سپس به عشق‌های مجازی و عواقب آن اشاره می‌کند: “در هوس گلرخان سست زنخ گشته‌ای / های اگر دیدیی روی چو گلنار خویش“. در هوس و آرزوی گلرخان (زیبارویان دنیوی و عشق‌های مجازی)، سست و ناتوان شده‌ای (یا سخنان بیهوده گفته‌ای). ای کاش (به جای این‌ها) روی حقیقی و زیبای خود را که مانند گلنار (گل انار، رنگارنگ و درخشان) است، می‌دیدی! این بیت، دعوت به خودشناسی و یافتن زیبایی درونی است که از معشوق حقیقی سرچشمه می‌گیرد.

عشق حقیقی و مرگ خودبینی (بیت ۳)

مولانا به ماهیت دگرگون‌کننده عشق حقیقی اشاره می‌کند: “راه زنان عشق را مرگ لقب کرده‌اند / تا تو بلنگی ز بیم از ره و رفتار خویش“. راهزنان عشق (خود عشق یا یاران و رهروان عشق که عقل و نفس را از بین می‌برند) را مرگ لقب داده‌اند. (این ترس از مرگ خودبینی) برای این است که تو از ترس، از راه و رفتار خود (رفتار دنیوی و نفسانی) باز بمانی و سست شوی. این بیت، به فنای خودی در راه عشق و لزوم گذشتن از نفس اشاره دارد.

حلقه گوش و سیر شدن از گفتار (بیت ۴ و ۵)

مولانا به تسلیم در برابر عشق اشاره می‌کند: “گوش بنه تا که من حلقه به گوشت کنم / هستم از آن حلقه من سیر ز گفتار خویش“. گوش بده (به سخنان من) تا من حلقه به گوشت کنم (تو را بنده و مطیع خود یا عشق کنم). من خود از آن حلقه‌ام (در بندگی عشق هستم) و از سخنان خویش (که برای تو گفتم) سیر شده‌ام (چون بیان حقیقت در کلام محدود نمی‌گنجد).

غزل با دعوت به سوی خود عاشق به پایان می‌رسد: “پیش من آ که خوشم تا به برت درکشم / چون ز توام می‌رسد تحفه دلدار خویش“. به سوی من بیا، که من خوشحال و آماده‌ام تا تو را در آغوش بگیرم. زیرا از تو (یا به واسطه تو)، تحفه دلدار (هدیه معشوق حقیقی) به من می‌رسد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: