تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1050

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1050

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1050

کی باشد اختری در اقطار

در برج چنین مهی گرفتار

آواره شده ز کفر و ایمان

اقرار به پیش او چو انکار

کس دید دلی که دل ندارد

با جان فنا به تیغ جان دار

من دیدم اگر کسی ندیدست

زیرا که مرا نمود دیدار

علم و عملم قبول او بس

ای من ز جز این قبول بیزار

گر خواب شبم ببست آن شه

بخشید وصال و بخت بیدار

این وصل به از هزار خوابست

از خواب مکن تو یاد زنهار

از گریه خود چه داند آن طفل

کاندر دل‌ها چه دارد آثار

می‌گرید بی‌خبر ولیکن

صد چشمه شیر از او در اسرار

بگری تو اگر اثر ندانی

کز گریه تست خلد و انهار

امشب کر و فر شهریاریش

اندر ده ماست شاه و سالار

نی خواب رها کند نه آرام

آن صبح صفا و شیر کرار

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۰۵۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۱۰۵۰ مولانا، بیانی عمیق از تجربه فنای عاشق در معشوق و رهایی از دوگانگی‌هاست. مولانا در این غزل، با زبانی پرشور و تمثیلی، از گرفتار شدن “اختر” (انسان والا) در “برج” (وجود) معشوقی چون “مه” (حق) سخن می‌گوید. او رهایی از قید کفر و ایمان، و یکی شدن اقرار و انکار در محضر حق را مطرح می‌کند. غزل بر اهمیت بصیرت قلبی، رهایی از ظواهر، و تأثیرات شگرف وصال و گریه عارفانه تأکید دارد و در نهایت، به حضور و سلطنت عشق در لحظه‌ی حال اشاره می‌کند.

بخش اول: گرفتار آمدن اختر و رهایی از دوگانگی

گرفتار آمدن اختر در برج مه

مولانا غزل را با سؤالی تأمل‌برانگیز آغاز می‌کند:

کی باشد اختری در اقطار در برج چنین مهی گرفتار

«چه کسی (اختر: نماد انسان والا و نورانی) در اطراف و اکناف (اقطار) جهان،» «در برج (وجود/حضور) چنین ماهی (مه: نماد معشوق/حق) گرفتار (شیفته/وابسته) می‌شود؟» این بیت، سؤالی رندانه و بیانی از نادر بودن چنین رویدادی است. انسان‌های نورانی و والا، تنها در دام عشق الهی گرفتار می‌آیند.

آوارگی از کفر و ایمان

مولانا به فراتر رفتن از دوگانگی‌ها اشاره می‌کند:

آواره شده ز کفر و ایمان اقرار به پیش او چو انکار

«(کسی که) از کفر و ایمان آواره (فارغ/رها) شده است،» «(برای او) در پیشگاه (او) (معشوق)، اقرار کردن مانند انکار کردن است (یعنی هر دو بی‌معنا می‌شوند).» این بیت، بیانگر مقام فنای عارفانه است که در آن، عاشق از تمام دوگانگی‌های ظاهری (حتی کفر و ایمان) رها می‌شود و همه چیز در وحدت حق محو می‌گردد.

دل بی‌دل و جان فنا با تیغ جان‌دار

مولانا به تجربه فنای وجودی اشاره می‌کند:

کس دید دلی که دل ندارد با جان فنا به تیغ جان دار

«آیا کسی دلی را دیده است که (خودش) دل (هستی مستقل) ندارد؟» «(دلی که) جانش در حال فناست، اما با تیغی که جان می‌بخشد (تیغ جان‌دار: تیغ عشق معشوق)، (در حال زندگی است).» این بیت، پارادوکس فنا در بقا را نشان می‌دهد. در مقام فنای عرفانی، عاشق “دل ندارد” (منیّت خود را از دست می‌دهد)، اما با “تیغ جان‌دار” (عشق معشوق که او را از خود می‌رهاند)، به حیاتی والاتر دست می‌یابد.

دیداری که حق نمود

مولانا به تجربه‌ی شخصی و الهی خود اشاره می‌کند:

من دیدم اگر کسی ندیدست زیرا که مرا نمود دیدار

«من دیده‌ام، اگر کسی ندیده است،» «زیرا (حق تعالی/معشوق) به من آن دیدار (تجلی) را نشان داد.» این بیت، بیانگر تجربه‌ی شخصی و شهود باطنی مولاناست که این حقایق را از طریق فیض الهی درک کرده است.

بخش دوم: قبول الهی و برکات وصال

قبول حق و بی‌زاری از غیر

مولانا به اهمیت رضایت الهی اشاره می‌کند:

علم و عملم قبول او بس ای من ز جز این قبول بیزار

«علم و عمل من، قبول و رضایت او (معشوق) برایم کافی است،» «ای من که از قبولی غیر از این (قبول الهی) بیزارم!» این بیت، نشان‌دهنده‌ی نهایت اخلاص و اخلاص عاشق است که تنها رضایت حق برای او مهم است و از هر قبول دیگری روی‌گردان است.

خواب شب و بخشش وصال

مولانا به برکت وصال اشاره می‌کند:

گر خواب شبم ببست آن شه بخشید وصال و بخت بیدار

«اگر آن شاه (معشوق) خواب شب مرا (از بی‌قراری) ربود (ببست)،» «(در عوض) وصال (خود) و بخت بیدار (سعادت حقیقی) را به من بخشید.» این بیت، بیانگر این است که اگرچه عشق، خواب را از چشم عاشق می‌رباید، اما در عوض، موهبت بزرگ‌تر یعنی وصال و سعادت ابدی را به او می‌بخشد.

وصال بهتر از خواب و هشدار از یاد خواب

مولانا به بی‌ارزشی هر چیز جز وصال اشاره می‌کند:

این وصل به از هزار خوابست از خواب مکن تو یاد زنهار

«این وصال (با معشوق)، بهتر از هزاران خواب (راحتی و غفلت) است،» «زنهار! (هرگز) از خواب (غفلت) یاد مکن (و به آن بازنگرد).» این بیت، تأکید بر برتری وصال الهی بر هرگونه آرامش و غفلت دنیوی است.

بخش سوم: گریه عارفانه و حضور عشق

گریه طفل و چشمه‌های شیر

مولانا به برکت گریه عارفانه اشاره می‌کند:

از گریه خود چه داند آن طفل کاندر دل‌ها چه دارد آثار

«آن طفل (عاشق مبتدی/کسی که هنوز عمق ماجرا را نمی‌داند)، از گریه‌ی خود چه می‌فهمد،» «که (این گریه) در دل‌ها چه اثراتی (اسرار) دارد؟» این بیت، بیانگر این است که گریه‌ی عاشقانه، حتی اگر ظاهرش ساده به نظر برسد (گریه‌ی طفل)، سرشار از اسرار و برکات است.

می‌گرید بی‌خبر ولیکن صد چشمه شیر از او در اسرار

«(او) بی‌خبر (از عمق ماجرا) می‌گرید، اما» «صدها چشمه‌ی شیر (معرفت و فیض/رزق معنوی) از او (گریه‌اش) در پنهانی (اسرار) جاری است.» این بیت، تأکید بر فواید پنهان گریه عارفانه است که حتی اگر خود عاشق نیز از آن بی‌خبر باشد، منبع فیوضات الهی است.

گریه برای اثر و بهشت و نهرها

مولانا به نتیجه‌ی گریه عارفانه اشاره می‌کند:

بگری تو اگر اثر ندانی کز گریه تست خلد و انهار

«تو (نیز) گریه کن، اگر (هم) اثر (و برکات) آن را نمی‌دانی،» «زیرا از گریه‌ی توست که بهشت (خلد) و نهرها (انوار) (یعنی برکات معنوی) پدید می‌آیند.» این بیت، دعوت به گریه عارفانه است و تأکید می‌کند که حتی اگر انسان از نتایج آن بی‌خبر باشد، این گریه منشأ بهشت و برکات الهی است.

کر و فر شهریاری عشق

مولانا به حضور پرقدرت عشق در لحظه‌ی حال اشاره می‌کند:

امشب کر و فر شهریاریش اندر ده ماست شاه و سالار

«امشب شکوه و جلال پادشاهی‌اش (کر و فر شهریاریش: اشاره به معشوق)،» «در میان روستای ما (وجود ما/این لحظه) است؛ (او) شاه و فرمانرواست.» این بیت، بیانگر حضور پرقدرت و فرمانروایی معشوق (عشق الهی) در لحظه‌ی حال است.

بی‌خوابی و بی‌قراری از عشق

مولانا غزل را با توصیف تأثیر عشق به پایان می‌رساند:

نی خواب رها کند نه آرام آن صبح صفا و شیر کرار

«(او) نه خواب (غفلت) را رها می‌کند و نه آرامش (مادی) را،» «آن صبح (روشنایی) پاکی و شیر (شجاع) حمله‌کننده (کرار: اشاره به قدرت و پکر فر معشوق).» این بیت، بیانگر این است که معشوق (تجلی الهی) نه اجازه می‌دهد عاشق بخوابد (در غفلت باشد) و نه آرام گیرد (در آرامش‌های دنیوی). او همچون صبحی روشن و شیری شجاع، عاشق را به سوی خود می‌کشد.

نکات مهم

  • فنای عارفانه: رهایی از دوگانگی‌ها (کفر و ایمان) و محو شدن در وحدت حق.
  • بصیرت شهودی: درک حقایق از طریق دیدار الهی.
  • خلوص نیت: تنها رضایت حق کافی است.
  • برکت وصال: وصال الهی برتر از هرگونه آرامش دنیوی.
  • اسرار گریه عارفانه: گریه عاشقانه، حتی اگر ظاهرش ساده باشد، منبع فیوضات است.
  • دعوت به گریه: گریه حتی اگر نتایجش دانسته نباشد، منشأ برکات است.
  • حضور و سلطنت عشق در لحظه‌ی حال: معشوق همواره حاضر و فرمانرواست.
  • بیداری از غفلت: عشق اجازه خوابیدن و آرام گرفتن در غفلت را نمی‌دهد.

نتیجه‌گیری نهایی

غزل ۱۰۵۰ مولانا، بیانی ژرف از سفر عارفانه به سوی وحدت و فنا در معشوق است. مولانا با “کی باشد اختری در اقطار / در برج چنین مهی گرفتار”، از همان ابتدا به نادر بودن و عظمت مقام انسانی اشاره می‌کند که در دام عشق الهی گرفتار می‌آید. او آوارگی از “کفر و ایمان” و یکی شدن “اقرار و انکار” در محضر حق را مطرح می‌کند، که نشانه‌ی رسیدن به مقام فنای مطلق و رهایی از دوگانگی‌هاست. مولانا با بیان “من دیدم اگر کسی ندیدست”، به تجربه شخصی و شهود باطنی خود اشاره می‌کند که چگونه “دل بی‌دل” در “تیغ جان‌دار” عشق، به حیات والاتر دست می‌یابد.

او رضایت “معشوق” را تنها “قبول” خود می‌داند و “بخت بیدار” و “وصال” را بهای ربوده شدن “خواب شب” می‌شمارد، و این “وصل” را “به از هزار خواب” می‌داند. مولانا گریه “طفل” را سرشار از “صد چشمه شیر” (معرفت و فیض) در “اسرار” می‌داند و خواننده را به “گریه” دعوت می‌کند، حتی اگر “اثر” آن را نداند، چرا که “خلد و انهار” از آن برمی‌خیزد.

در نهایت، مولانا “کر و فر شهریاری” عشق را “امشب” در “ده ما” (وجودمان) حاضر و “شاه و سالار” می‌خواند. او این “صبح صفا و شیر کرار” (معشوق) را نه رهاکننده‌ی “خواب” و نه “آرامش” می‌داند، که نشان از شور و بیداری دائمی است که عشق الهی در جان عاشق پدید می‌آورد. این غزل پیامی عمیق از تجربه فنا، رهایی از قیدهای ظاهری، و حضور دائمی و پرقدرت عشق الهی در زندگی عارف را در خود جای داده است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: