تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1355

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1355

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1355

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۵۵

دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
برآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال

ستاره‌ها بنگر از ورای ظلمت و نور
چو ذره رقص کنان در شعاع نور جلال

اگر چه ذره در آن آفتاب درنرسد
ولی ز تاب شعاعش شوند نور خصال

هر آن دلی که به خدمت خمید چون ابرو
گشاد از نظرش صد هزار چشم کمال

دهان ببند ز حال دلم که با لب دوست
خدای داند کو را چه واقعه‌ست و چه حال

مکن اشارت سوی دلم که دل آن نیست
مپر به سوی همایان شه بدان پر و بال

جراحت همه را از نمک بود فریاد
مرا فراق نمک‌هاش شد وبال وبال

چو ملک گشت وصالت ز شمس تبریزی
نماند حیله حال و نه التفات به قال

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۵۵ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی به دیدن “آفتاب وصال” و پرواز به “چرخ حقایق” است، با رها کردن خیال و وهم. مولانا بر این باور است که هرچند انسان در برابر معشوق (آفتاب) ناچیز است، اما از پرتو او نورانی می‌شود. او به خدمت و ادب در راه عشق اشاره می‌کند و دل عاشق را فراتر از توصیف و اشاره می‌داند. غزل با بیان تأثیر فراق معشوق و عظمت وصال از طریق شمس تبریزی به پایان می‌رسد که در این وصال، دیگر جایی برای حیله و قیل و قال نمی‌ماند.

دیدن آفتاب وصال و عروج به حقایق (بیت ۱ و ۲)

غزل با دعوت به بیداری معنوی آغاز می‌شود: “دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال / برآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال“. اگر دو چشمت را به روی آفتاب وصال (وصل به معشوق، حقیقت الهی) گشودی، (آنگاه) به آسمان حقایق پرواز کن و دیگر از خیال و توهم سخن مگو.

ستاره‌ها بنگر از ورای ظلمت و نور / چو ذره رقص کنان در شعاع نور جلال“. ستارگان را بنگر که از ورای تاریکی و روشنایی (فراتر از مرزهای ظاهری) چون ذراتی، در پرتو نور جلال الهی، رقص‌کنان هستند. (اشاره به جنبش و حیات موجودات در پرتو نور حق).

ذره و آفتاب و دل خدمتگزار (بیت ۳ و ۴)

مولانا به نسبت انسان با حق اشاره می‌کند: “اگر چه ذره در آن آفتاب درنرسد / ولی ز تاب شعاعش شوند نور خصال“. اگرچه ذره (انسان ناچیز) به آن آفتاب (حقیقت الهی) نمی‌رسد و با آن یکی نمی‌شود (فنای کامل)، اما از درخشش پرتو آن، صفاتش نورانی می‌شود.

هر آن دلی که به خدمت خمید چون ابرو / گشاد از نظرش صد هزار چشم کمال“. هر دلی که در راه خدمت (به معشوق/حق) همچون ابرو (به صورت تواضع) خمید، (همان دل) از بصیرت و نگاهش، صدها هزار چشم کمال و بینایی گشود.

راز دل و پرهیز از اشاره (بیت ۵ و ۶)

مولانا به سرّ بودن حال دل اشاره می‌کند: “دهان ببند ز حال دلم که با لب دوست / خدای داند کو را چه واقعه‌ست و چه حال“. دهانت را درباره حال دل من ببند (سخن مگو)، زیرا تنها خدا می‌داند که با لب دوست (با کلام یا حضور معشوق) چه اتفاقی (واقعه) و چه حالی (درونی) برایش پیش آمده است.

مکن اشارت سوی دلم که دل آن نیست / مپر به سوی همایان شه بدان پر و بال“. به سوی دل من اشاره مکن، زیرا دل من آن چیزی نیست که تو فکر می‌کنی (فراتر از تصور است). و با آن بال و پر (توانایی) که داری، به سوی همایان شاه (کسانی که در مرتبه معشوق هستند) پرواز مکن (زیرا هنوز به آن مقام نرسیده‌ای).

فراق نمک و وصال ملک‌گون (بیت ۷ و ۸)

مولانا به تأثیر متضاد فراق و وصال اشاره می‌کند: “جراحت همه را از نمک بود فریاد / مرا فراق نمک‌هاش شد وبال وبال“. فریاد همه (از درد)، از نمک بود که بر جراحتشان پاشیده می‌شد. (اما) برای من، فراق و دوری از “نمک‌های” او (از لطف‌ها و زیبایی‌های معشوق)، بسیار وبال و مایه عذاب شد.

چو ملک گشت وصالت ز شمس تبریزی / نماند حیله حال و نه التفات به قال“. هنگامی که وصال تو (ای معشوق) از طریق شمس تبریزی، به مرتبه پادشاهی رسید (عظیم و والا شد)، دیگر حیله‌ای برای بیان حال نماند و نه توجهی به سخن (قال) و کلام (زیرا وصال فراتر از بیان است).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: