مطالب پیشنهادی![]()
از ورای سر دل بین شیوهها
شکل مجنون عاشقان زین شیوهها
عاشقان را دین و کیش دیگرست
اصل و فرع و سر آن دین شیوهها
دل سخن چینست از چین ضمیر
وحی جویان اندر آن چین شیوهها
جان شده بیعقل و دین از بس که دید
زان پری تازه آیین شیوهها
از دغا و مکر گوناگون او
شیوهها گم کرده مسکین شیوهها
پرده دار روح ما را قصه کرد
زان صنم بیکبر و بیکین شیوهها
شیوهها از جسم باشد یا ز جان
این عجب بی آن و بی این شیوهها
مرد خودبین غرقه شیوه خودست
خود نبیند جان خودبین شیوهها
شمس تبریزی جوانم کرد باز
تا ببینم بعد ستین شیوهها
غزل شماره ۱۷۵ از دیوان شمس مولانا با مطلع «از ورای سر دل بین شیوهها / شکل مجنون عاشقان زین شیوهها»، دعوتی است به نگریستن به حقایقی ورای ادراکات سطحی و کشف اسراری که در عمق وجود و در عالم عشق نهفته است. مولانا در این غزل، به شیوهها و جلوههای گوناگون حقیقت در عالم معنا اشاره میکند که تنها با چشم دل و در مقام عاشقی قابل رؤیت است.
بیت نخست، محور اصلی غزل را بیان میکند: «از ورای سر دل بین شیوهها». «سر دل» میتواند به معنای راز دل، باطن قلب، یا حتی ورای حجاب دل باشد. مولانا خواننده را فرامیخواند که از این سطح ظاهری یا رازهای مرسوم فراتر رود و «شیوهها» (جلوهها، حالات، حقایق) را ببیند. این شیوهها چنان تأثیرگذارند که «شکل مجنون عاشقان زین شیوهها» پدیدار میشود؛ یعنی دیوانگی و بیقراری عاشقان، نتیجهی دیدن این شیوههای پنهان و تحولآفرین است.
«عاشقان را دین و کیش دیگرست / اصل و فرع و سر آن دین شیوهها». عاشقان، آیین و مسلکی متفاوت از اهل ظاهر دارند. «دین و کیش دیگر» آنها، نه بر مبنای اصول و فروع مرسوم، بلکه بر پایهی «شیوهها» (جلوههای حقیقت و حالات معنوی) استوار است. این نشان میدهد که دین عاشقان، تجربهای باطنی و مستقیم از حقیقت است.
«دل سخن چینست از چین ضمیر / وحی جویان اندر آن چین شیوهها». «دل» مانند «سخنچین» (خبرآورنده) عمل میکند و اخبار را از «چین ضمیر» (باطن و عمق وجود) میآورد. در این «چین ضمیر» و در میان این «شیوهها»ی درونی، «وحی جویان» (کسانی که در جستجوی الهامات و حقایق الهی هستند) به خواستهی خود میرسند. این بیت به نقش دل به عنوان واسطهای برای دریافت حقایق از عالم غیب اشاره دارد.
«جان شده بیعقل و دین از بس که دید / زان پری تازه آیین شیوهها». «جان» در اثر دیدن «زان پری تازه آیین شیوهها» (از آن جلوههای دلفریب و نوظهور حقیقت)، «بیعقل و دین» میشود. این بیعقلی و بیدینی، نه به معنای گمراهی، بلکه به معنای رها شدن از قید عقل جزئی و آداب و رسوم ظاهری در پرتو تجربهی بیواسطهی حقیقت است.
«از دغا و مکر گوناگون او / شیوهها گم کرده مسکین شیوهها». این بیت را میتوان اشاره به پیچیدگی و گوناگونی جلوههای معشوق یا امتحانات الهی دانست که گاه چنان پنهان و پر مکر (به معنای تدبیر الهی) هستند که سالک «مسکین» (بیچاره) در برابر آنها «شیوهها را گم کرده» و راه به جایی نمیبرد. این بیانگر حیرت و سرگشتگی سالک در برابر عظمت و تدبیر الهی است.
«پردهدار روح ما را قصه کرد / زان صنم بیکبر و بیکین شیوهها». «پردهدار روح» (شاید پیر، دل، یا عالم غیب) «ما را قصه کرد» (برای ما حکایت گفت) «زان صنم بیکبر و بیکین شیوهها» (از شیوهها و حالات معشوقی که از تکبر و کینه پاک است). این بیت نشاندهندهی انتقال معارف و اسرار الهی از طریق واسطهای پاک و بینقص است.
«شیوهها از جسم باشد یا ز جان / این عجب بیآن و بیاین شیوهها». این شیوهها و جلوههای حقیقت، آیا ریشه در عالم جسم دارند یا عالم جان؟ مولانا با حیرت بیان میکند که این شیوهها «بیآن و بیاین» هستند؛ یعنی نه صرفاً مادیاند و نه صرفاً روحانی، بلکه امری ورای این دوگانگی محسوب میشوند. این نشاندهندهی وحدت وجود و تجلی حقیقت در تمام مظاهر است.
«مرد خودبین غرقه شیوه خودست / خود نبیند جان خودبین شیوه رها». کسی که «خودبین» (درگیر خود و منیت خویش) است، «غرقهی شیوهی خود» (در روش و طریقهی محدود خود محبوس) میماند. چنین کسی هرگز «جان خودبین شیوهرها» را نمیبیند؛ یعنی نمیتواند حقیقت رها و بیقید جان را درک کند، حقیقتی که ورای شیوهها و تعینات محدود است.
«شمس تبریزی جوانم کرد باز / تا ببینم بعد ستین شیوهها». در بیت پایانی، مولانا به نقش محوری شمس تبریزی اشاره میکند. او میگوید که «شمس تبریزی مرا دوباره جوان کرد» (حیاتی نو و روحی تازه به من بخشید) «تا ببینم بعد ستین شیوهها». «ستین» میتواند اشاره به شصت سالگی یا دوران پیری باشد. معنای کلی این است که شمس به من عمری دوباره و بصیرتی تازه بخشید تا بتوانم شیوهها و حقایقی را ببینم که پیش از این و در دوران غفلت قادر به درک آنها نبودم.
غزل ۱۷۵ مولانا، سفری به عالم درون و کشف شیوهها و جلوههای پنهان حقیقت در ورای سطح ظاهری دل است. این غزل بر متفاوت بودن راه و رسم عاشقان از اهل ظاهر، نقش دل به عنوان گیرندهی الهامات، رهایی از قید عقل و دین ظاهری در پرتو تجربهی عشق، حیرت در برابر تدبیر الهی، انتقال معارف از طریق واسطهای پاک، ورای جسم و جان بودن شیوهها، و حجاب بودن خودبینی در برابر دیدن حقیقت تأکید دارد. نقش شمس تبریزی به عنوان منبعی برای کسب بصیرت و حیات دوباره برای دیدن این شیوهها، در پایان غزل برجسته میشود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر