تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1388

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1388

دیوان شمس مولانا غزل شماره 1388

دیوان شمس مولانا غزل شماره ۱۳۸۸

ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
ای مرد طالب کم طلب بر آب جو نقش قدم

ای عاشق صافی روان رو صاف چون آب روان
کاین آب صافی بی‌گره جان می فزاید دم به دم

از باد آب بی‌گره گر ساعتی پوشد زره
بر آب جو تهمت منه کو را نه ترس است و نه غم

در نقش بی‌نقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بو
در برگ بی‌برگی نگر هر شاخ را باغ ارم

زان صورت صورت گسل کو منبع جان است و دل
تن ریخته از شرم او بگریخته جان در حرم

از باده و از باد او بس بنده و آزاد او
چون کان فروبر نفس چون که برآورده شکم

از بحر گویم یا ز در یا از نفاذ حکم مر
نی از مقالت هم ببر می تاز تا پای علم

چپ راست دان این راه را در چاه دان این چاه را
چون سوی موج خون روی در خون بود خوان کرم

در آتش آبی تعبیه در آب آتش تعبیه
در آتشش جان در طرب در آب او دل در ندم

یا من ولی انعامنا ثبت لنا اقدامنا
ای بی‌تو راحت‌ها عنا ای بی‌تو صحت‌ها سقم

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۱۳۸۸ دیوان شمس مولانا

این غزل مولانا، دعوتی عمیق به رهایی از قید صورت، عقل جزئی و طلب‌های مادی است. مولانا بر رهایی از خودی، رسیدن به مقام فنا، و وحدت با معشوق ازلی تأکید می‌کند. او عشق را منبع حیات، دگرگون‌کننده‌ی حقایق، و جامع اضداد می‌داند و با استعارات پرکاربرد آب، باد، آتش و نقش، به اهمیت سیر باطنی و شهود درونی اشاره می‌کند. غزل با تأکید بر توکل به حق و اعتراف به بی‌ارزشی هر چیز بدون حضور او به پایان می‌رسد.

نفی صورت و طلب عقل (بیت ۱ و ۲)

غزل با خطاب به نفس و عقل آغاز می‌شود: “ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم / ای مرد طالب کم طلب بر آب جو نقش قدم“. ای نفس کلی (نفس جزئی که خیال خود را کل می‌داند)، صورت‌سازی (ایجاد تعینات و شکل‌ها) مکن! ای عقل کلی (عقل جزئی)، قلمت را بشکن! ای مرد طالب، کمتر از (ظواهر) طلب کن! (تنها) بر آب (جاری) نقش قدم (اثر فانی) بگذار. (اشاره به رهایی از قید نفسانیات، عقل‌گرایی صرف، و تعلقات دنیوی).

ای عاشق صافی روان رو صاف چون آب روان / کاین آب صافی بی‌گره جان می فزاید دم به دم“. ای عاشق پاک‌نهاد (صافی روان)! مانند آب روان، پاک و بی‌تعلق شو! زیرا این آب پاک و بی‌گره (بدون گره و آلودگی) هر لحظه بر جان (قوت روحانی) می‌افزاید.

بی‌باکی آب و بی‌نقشی در نقش (بیت ۳ و ۴)

مولانا به بی‌باکی در راه حق اشاره می‌کند: “از باد آب بی‌گره گر ساعتی پوشد زره / بر آب جو تهمت منه کو را نه ترس است و نه غم“. اگر آب بی‌گره (که نماد روان عاشق است) حتی برای لحظه‌ای از باد (رنج و بلا) زره بپوشد (آسیب ببیند)، بر این آب جو (روان عاشق) تهمت نزن (به آن بدبین نباش) که او نه ترس دارد و نه غم. (اشاره به بی‌باکی و رهایی عارف از ترس و غم در برابر بلا).

در نقش بی‌نقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بو / در برگ بی‌برگی نگر هر شاخ را باغ ارم“. در بی‌نقشی (ذات بی‌صورت حق)، هر نقش (جلوه) را صدها رنگ و بو ببین. در بی‌برگی (فقر و فنای عارف) هر شاخه (از وجود او) را مانند باغ بهشت (باغ ارم) ببین. (اشاره به دیدن حقیقت در پس ظواهر و کمال در فنا).

صورت‌گسل و گریز جان (بیت ۵ و ۶)

مولانا به قدرت معشوق در فنای صورت و جذب جان اشاره می‌کند: “زان صورت صورت گسل کو منبع جان است و دل / تن ریخته از شرم او بگریخته جان در حرم“. از آن صورت‌شکافنده (ذات حق که صورت‌ها را در هم می‌شکند) که خود منبع جان و دل است، جسم (تن) از شرم او فروریخته (فنا شده) و جان به حریم او (حرم) گریخته است.

از باده و از باد او بس بنده و آزاد او / چون کان فروبر نفس چون که برآورده شکم“. از باده (عشق) و از باد (فیض) او، بندگان زیادی آزاد می‌شوند. (ای عاشق) نفست را (مانند) معدن به زمین فروبر (فانی کن)، هنگامی که (عشق) شکم (جلوه‌های وجود) را برآورده است. (اشاره به فنای نفس و ظهور جلوه‌های الهی).

سکوت و سیر در معرفت (بیت ۷ و ۸)

مولانا به ناتوانی کلام در بیان حقایق و لزوم سیر باطنی اشاره می‌کند: “از بحر گویم یا ز در یا از نفاذ حکم مر / نی از مقالت هم ببر می تاز تا پای علم“. از دریا (معرفت بی‌کران) بگویم یا از گوهر (حقایق ناب)؟ یا از نفوذ فرمان حق بگویم؟ نه! از سخن گفتن هم خود را رها کن (ساکت شو)! به سرعت بتاز تا به پای علم (نشان و نهایت) معرفت برسی.

چپ راست دان این راه را در چاه دان این چاه را / چون سوی موج خون روی در خون بود خوان کرم“. این راه (سلوک) را هم چپ (باطن) و هم راست (ظاهر) بدان؛ این چاه (دنیا) را (خود) در چاه بدان (بی‌ارزش و خطرناک). هنگامی که به سوی موج خون (فنا و جان‌فشانی در عشق) روی، در آن خون (فداکاری) سفره‌ی کرم و بخشش (الهی) گسترده است.

آتش و آب و اضداد (بیت ۹ و ۱۰)

مولانا به جمع اضداد در عشق الهی اشاره می‌کند: “در آتش آبی تعبیه در آب آتش تعبیه / در آتشش جان در طرب در آب او دل در ندم“. در آتش (قهر الهی) آبی (لطف) پنهان شده است، و در آب (لطف الهی) آتشی (قهر) پنهان شده است. در آتش او (قهرش) جان در شادی است (چون به محبوب می‌رسد)، و در آب او (لطفش) دل در پشیمانی (ندم) است (از غفلت‌های پیشین).

یا من ولی انعامنا ثبت لنا اقدامنا / ای بی‌تو راحت‌ها عنا ای بی‌تو صحت‌ها سقم“. (عربی: ای ولی و سرپرست نعمت‌های ما! قدم‌های ما را ثابت بگردان!). ای کسی که بی‌تو (ای معشوق) راحت‌ها همه رنج است، ای کسی که بی‌تو سلامت‌ها همه بیماری است! (دعا و تضرع به حق و اعتراف به وابستگی کامل).

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: