مطالب پیشنهادی![]()
ای مطرب دل برای یاری را
در پرده زیر گوی زاری را
رو در چمن و به روی گل بنگر
همدم شو بلبل بهاری را
دانی چه حیاتها و مستیهاست
در مجلس عشق جان سپاری را
چون دولت بیشمار را دیدی
بسپار بدو دم شماری را
ای روح شکار دلبری گشتی
کاو زنده کند ابد شکاری را
ای ساقی دل ز کار واماندم
وقت است بده شراب کاری را
آراسته کن مرا و مجلس را
کآراستهای شرابداری را
بزمیست نهان چنین حریفان را
جانیست دگر شرابخواری را
غزل شماره ۱۱۳ از دیوان شمس مولانا با مطلع «ای مطرب دل برای یاری را / در پرده زیر گوی زاری را»، غزلی است که در آن مولانا از “مطرب دل” که همان الهام الهی یا سخن پیر و مراد است، میخواهد تا پردهای در زیر “زاری” عاشق بنوازد و نوایی متناسب با حال او سر دهد. این غزل، بیانگر طلب هدایت و تسلی از منبع الهی در قالب موسیقی و نغمههای روحانی است.
در این غزل، “مطرب دل” مخاطب قرار میگیرد، کسی که قادر است در عالم درون، نوای عشق و معرفت را بنوازد. از او خواسته میشود که برای “یاری” (کمک و همراهی) در “پرده زیر”، یعنی در باطن و اعماق وجود عاشق، نوای “زاری” او را بنوازد. این زاری، همان ناله و بیقراری عاشق در فراق یا در طلب وصال است که مطرب دل میتواند آن را با نوایی الهی همراهی و تفسیر کند.
مولانا سپس با دعوت به تأمل در طبیعت، میگوید: “رو در چمن و به روی گل بنگر / همدم شو بلبل بهاری را”. این بیت اشاره به این دارد که زیباییهای طبیعت و نغمههای دلانگیز بلبل، میتوانند الهامبخش و یادآور زیباییهای عالم معنا باشند و انسان را به سوی درک حقایق رهنمون سازند. همدم شدن با بلبل بهاری، کنایه از همنشینی با اهل دل و استفاده از نغمههای عاشقانه آنهاست.
در ادامه، به “مجلس عشق” اشاره میکند و میپرسد: “دانی چه حیاتها و مستیهاست / در مجلس عشق جان سپاری را”. این مجلس، همان محفل روحانی و جمع عشاق است که در آن با جانفشانی و فدا کردن خودی، حیاتی نو و مستیای بیاندازه حاصل میشود.
مولانا به “دولت بیشمار”ی اشاره میکند که وقتی سالک آن را دید، باید “دم شماری” (توجه به نفس و لحظات گذرا) را کنار بگذارد. این دولت بیشمار، همان فیض و کرم بیمنتهای الهی یا گنج معرفت است که با دستیابی به آن، دیگر توجه به امور فانی و گذرا ارزشی ندارد.
“روح شکار دلبری گشتی / کاو زنده کند ابد شکاری را”؛ این بیت بیان میکند که روح عاشق، شکار دلبر ازلی شده است. این دلبری، نه شکاری است که از میان برود، بلکه او شکاری را که کرده (یعنی روح عاشق را)، تا ابد زنده نگاه میدارد. این نشاندهنده بقای روح در پرتو عشق الهی است.
سپس، مولانا از “ساقی دل” (که میتواند همان پیر یا معشوق باشد) درخواست میکند: “ای ساقی دل ز کار واماندم / وقت است بده شراب کاری را”. ساقی دل، کسی است که میتواند با “شراب کاری” (شراب معرفت و جذبه الهی که کارساز و دگرگونکننده است)، به دل وامانده و خسته عاشق قوّت و نشاط بخشد.
مولانا از ساقی میخواهد که او و مجلس را “آراسته” کند، چرا که ساقی خود “شرابداری” را آراسته است. این آراستگی نه ظاهری، بلکه آراستگی باطنی و معنوی است که از حضور و لطف ساقی ناشی میشود.
غزل با اشاره به وجود “بزمی نهان” برای “چنین حریفان” (عاشقان واصل) و وجود “جانی دگر” برای “شرابخواری” در این بزم پایان مییابد. این بزم نهان، همان محفل انس با حق در عالم باطن است که برای اهل دل فراهم است. در این بزم، شرابخواری نه به معنی بادهنوشی مادی، بلکه به معنی نوشیدن از باده معرفت و عشق الهی است که خود حیاتی دیگر و “جانی دگر” به عاشق میبخشد.
به طور کلی، غزل ۱۱۳ مولانا غزلی است در بیان طلب فیض و هدایت از منبع الهی که در قالب نغمههای روحانی و باده معرفت تجلی مییابد. این غزل با اشاره به زیباییهای طبیعت به عنوان جلوههایی از حق، اهمیت جانفشانی در راه عشق، بینیازی از تعلقات مادی با رسیدن به گنج معرفت، و بقای روح در پرتو عشق الهی، نهایت سلوک را حضور در بزم انس با حق و نوشیدن از باده لاهوتی میداند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر